واقِعیَتهایِ زِندِگی مُمکِن اَست تَلخ باشَند اَما رؤیایِ زیبا میتَوانَد مَرهَمی بَر زَخمهایِ جامانده بَر لِطافَت وَ اِحساس باشَد.
بَعضی تَرانه ها رامی تَوان بارها وَ بارها گوش داد.
بَعضی اِنسان ها را می تَوان بارها وَ بارها دوست داشت:)
بُزُرگ شُدهاَم وَ صَبورتَر؛
وَ این را اَز غَمهایی که دیگَر گِریه نِمیشَوَند میفَهمَم.