وَقتی تَنهایی رو تَرجیح میدی که دیگه آدَما بَرات اَرزِش نَداشته باشَن
اونموقِع که صَدِتو بَرایِ هَمه میزاری وَلی تَهِش هیچکَس نِمیمونه
اونموقِع که بِهِشون نیاز داریو کَسی نیست
حَداقَل تو تَنهایی اَز تَنها کَسی که اِنتِظار داری خودِته ...