بازگشت رزمنده ایرانی پس از ۶ سال اسارت
روابطعمومی قرارگاه قدس نیروی زمینی سپاه: برادر پاسدار سید محسن طاهرزاده از رزمندگان گروه مهندسی رزمی ۴۵ جوادالائمه نیروی زمینی سپاه که در اسفند ۱۳۹۸ در سیستان و بلوچستان و هنگام انجام مأموریت مهندسی رزمی توسط گروهک جیشالظلم به اسارت گرفته شده بود، پس از ۶ سال اسارت، در فروردین ۱۴۰۵ به میهن بازگشت.
@amirfallahs
فرماندهی نیروی دریایی سپاه
نظم جدید بر تنگه هرمز حاکم شده:
۱. شناورهای غیرنظامی صرفا از مسیر تعیینشده ایران تردد میکنند
۲. تردد شناورهای نظامی از تنگه کماکان ممنوع است
۳. ترددها صرفا بااجازه نیروی دریایی سپاه است
۴. این تردد در راستای توافق دوره سکوت صحنه نبرد و بعد از اجرای آتشبس لبنان صورت میگیرد
@amirfallahs
فرمانده هوافضای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی
یاد و خاطره شهید تنگسیری معمار نظم جدید تنگه هرمز گرامی باد. نیروی هوافضای سپاه همچنان بی اعتماد به دشمن دست به ماشه و در آمادگی کامل برای دفاع از ایران قرار دارد. مراقب روایت های دروغین و شایعات دشمن باشیم.
@amirfallahs
نخست وزیر پاکستان
آقای رئیس جمهور، از طرف مردم پاکستان، فیلد مارشال سید عاصم منیر، و از طرف خودم، قدردانی عمیق و عمیق خود را از سخنان محبت آمیز و لطف آمیز شما ابراز می دارم.
«با تشکر از پاکستان و نخست وزیر بزرگ و فیلد مارشال آن، دو انسان فوق العاده!!! رئیس جمهور دونالد جی.ش ترامپ»
چی شد😂
@amirfallahs
ترامپ خوک 🐷
چین بسیار خوشحال است که من تنگه هرمز را برای همیشه باز میکنم. من این کار را برای آنها، همچنین برای جهان انجام میدهم. این وضعیت دیگر هرگز تکرار نخواهد شد. آنها موافقت کردهاند که به ایران سلاح نفرستند.
رئیس جمهور شی جین پینگ وقتی چند هفته دیگر به آنجا برسم، مرا در آغوش خواهد گرفت. ما هوشمندانه و خیلی خوب با هم کار میکنیم! آیا این بهتر از جنگیدن نیست؟؟؟ اما به یاد داشته باشید، ما در جنگیدن بسیار خوب هستیم، اگر مجبور باشیم - خیلی بهتر از هر کس دیگری!!!
@amirfallahs
2.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ویدیوی از مکالمه یکی از کشتیها در نزدیکی تنگه هرمز با نیروی دریایی سپاه پس از اعلام بازگشایی تنگه هرمز؛ به کشتی اجازه عبور داده نمیشود چون مجوز عبور ندارد.
این یعنی ترامپ طبق معمول دروغ میگوید...
@amirfallahs
دکتر سید محمد مرندی
باز شدن تنگه هرمز بدون محدودیت نیست و با سه شرط همراه است:
۱. فقط کشتیهای تجاری اجازه عبور دارند؛ کشتیهای نظامی یا محمولههای طرفهای متخاصم اجازه عبور ندارند.
۲. مدیریت و تعیین اینکه کدام کشتیها میتوانند عبور کنند با ایران است.
۳. این عبور فقط از طریق مسیری که توسط ایران تعیین شده است، انجام میشود.
@amirfallahs
تحلیل سهوجهی از خروج آمریکا از سوریه و پیامدهای منطقهای
خروج آمریکا از سوریه را نمیتوان تنها یک جابهجایی تاکتیکی دانست. واشنگتن سالها در شرق سوریه به نیروهای دموکراتیک (SDF) متکی بود؛ نیرویی که ترکیه آن را تهدید امنیت ملی خود میداند. همزمان، حمایت اطلاعاتی رژیم صهیونیستی از SDF، معادلهای نیابتی ایجاد کرد: ترکیه در برابر محور آمریکا–رژیم صهیونیستی.
برای جلوگیری از برخورد مستقیم با عضو ناتو (ترکیه) و تشدید شکافهای درون ائتلاف، آمریکا ترجیح داد از سوریه خارج شود.
این سیاست، بخشی از یک روند گستردهتر است: پرهیز از درگیری در عراق نیز نشانه شکست بازدارندگی در برابر ایران است. هر اقدام آمریکا علیه گروههای نزدیک به ایران در عراق، واکنشهای گسترده و بیثباتی دولت بغداد را به دنبال داشته است.
اما برخی تحلیلگران دیدگاهی معکوس دارند: شاید خروج از سوریه مقدمهای برای درگیری با ترکیه باشد، نه گریز از آن. اگر آمریکا از ناتو خارج شود (یا تعهدات خود را تضعیف کند)، دیگر بازدارندگی داخلی این پیمان وجود ندارد. در آن صورت، واشنگتن میتواند با همراهی رژیم صهیونیستی، در شرق سوریه مستقیماً یا نیابتی با ترکیه درگیر شود.
بهطور خلاصه، خروج آمریکا از سوریه یا «گریز از درگیری» است یا «مقدمهای برای درگیریِ بدون قید ناتو». کدام سناریو محقق شود، به تحولات روابط واشنگتن–آنکارا و سرنوشت تعهدات آمریکا به ناتو بستگی دارد.
#اختصاصی
@amirfallahs
چرا حل مناقشات میان ایران و آمریکا ممکن نیست؟
تقابل ایران و آمریکا نه یک اختلاف مقطعی، بلکه تضادی ساختاری، اعتقادی، هویتی و ژئوپلیتیک است. این تضاد از ریشههای عمیق دینی، فرهنگی، تاریخی و امنیتی تغذیه میکند و به همین دلیل، حتی اگر دورههایی از مذاکره یا کاهش تنش دیده شود، صلح پایدار میان دو کشور عملاً دستنیافتنی است.
پذیرش سلطهٔ خارجی با فرهنگ و هویت ایرانی ناسازگار است. تاریخ ایران ـ از مقاومت در برابر امپراتوریها تا جنبشهای ضداستعماری ـ الگویی پایدار ساخته است.
استقلالطلبی بخشی از شخصیت جمعی ایرانیان است. جامعهٔ ایرانی سلطهپذیری را تهدیدکنندهٔ هویت ملی میداند. در چنین بستری، هر نظمی که بر پایهٔ رهبری یا سلطهٔ آمریکا بنا شود، با مقاومتی طبیعی و فرهنگی روبهرو خواهد شد.
آمریکا در خاورمیانه بر دولتهای موروثی، نفتمحور و عمدتاً غیرانتخابی تکیه کرده است؛ دولتهایی که بقای خود را در وابستگی امنیتی به واشنگتن میبینند.
اما ایران برخلاف این الگو، با ملتها، نخبگان ارتباط برقرار کرده است ـ از لبنان و عراق تا یمن و سوریه. این تفاوت بنیادین، دو مدل کاملاً متضاد از نفوذ منطقهای ایجاد کرده است،
یکی «بالا به پایین» و مبتنی بر دولتها؛ دیگری «پایین به بالا» و مبتنی بر جامعه.
این دو مدل نه قابل جمعاند و نه قابل همزیستی پایدار.
عامل مهم دیگر، الگوی سرپیچی ایران از سلطهٔ آمریکا است. ایران تنها کشوری در منطقه است که نهتنها زیر بار نظم آمریکایی نرفته، بلکه این سرپیچی را به یک «گفتمان» تبدیل کرده است. این گفتمان برای واشنگتن چالشآفرین تلقی میشود، زیرا میتواند الهامبخش دیگر ملتها باشد و نظم منطقهای آمریکا را تضعیف کند. از نگاه بسیاری از تحلیلگران، مشکل آمریکا با ایران فقط برنامهٔ هستهای یا نفوذ منطقهای نیست؛ مشکل اصلی، الگوی مقاومت و استقلالطلبی است که ایران نمایندگی میکند.
در کنار این عوامل هویتی، منافع ژئوپلیتیک آمریکا نیز مانع خروج آن از منطقه است. خاورمیانه همچنان قلب انرژی جهان است و امنیت مسیرهای انتقال نفت و گاز، بهویژه در تنگهٔ هرمز، برای اقتصاد جهانی حیاتی است. همچنین، حفظ برتری امنیتی اسرائیل یکی از ستونهای سیاست آمریکا در منطقه است.
تا زمانی که ایران و رژیم صهیونیستی در تقابلاند، خروج آمریکا از منطقه عملاً ناممکن است.
از سوی دیگر، ایران نیز نمیتواند از مواضع راهبردی خود عقبنشینی کند. عقبنشینی از سیاست منطقهای، تضعیف بازدارندگی و افزایش تهدیدات امنیتی را در پی خواهد داشت. بنابراین، تهران نیز حاضر نیست در برابر فشارهای آمریکا تسلیم شود.
- تفاوت در مبانی مشروعیت سیاسی
نکتهٔ تکمیلی آن است که تفاوت در مبانی مشروعیت سیاسی، هرگونه مصالحهٔ پایدار را ناممکن میسازد. نظام سیاسی ایران مشروعیت خود را از سه منبع «مردمسالاری دینی»، «عدالتخواهی» و «مقاومت در برابر سلطه» میگیرد. در مقابل، نظام بینالملل مورد نظر آمریکا بر پایهٔ لیبرالدمکراسی و نظم هژمونیک تعریف شده است. این دو منبع مشروعیت نه تنها قابل جمع نیستند، بلکه هرگونه صلحی که یک طرف را به عقبنشینی از هویت خود وادارد، در درون معتقدان بر هر دو مانیفست، نامشروع جلوه میکند. به عبارت دیگر، حتی اگر رهبران دو کشور ارادهٔ صلح داشته باشند، ساختار هویتی و ایدئولوژیک داخلی به آنها اجازهٔ پایبندی بلندمدت به چنین صلحی را نمیدهد.
هشیاری تاریخی در پرتو تجربهٔ خیانت آمریکا:
در این میان، تجربهٔ تاریخی ایران نقشی تعیینکننده دارد. آمریکا دستکم دو بار در خلال مذاکرات اقدام به حمله نظامی کرده است. این سابقهٔ «خیانت در مذاکره» باعث شده که اعتماد به وعدههای آمریکایی در ایران به صفر برسد. از این رو، حتی در خوشبینانهترین حالت مذاکرات، ایران ناچار است همواره هوشیار باشد و دست در قبضهٔ سلاح داشته باشد. هرگونه غفلت از این اصل، تکرار اشتباه سابق و تهدیدی بزرگ برای امنیت ملی بشمار می رود.
نتیجهٔ این وضعیت آن است که اولاً باید از مذاکرات توقع معقول داشت و ثانیاً هر نتیجهای از مذاکرات ایران و آمریکا حاصل شود، نمیتواند این رقابت عمیق و پرهزینه را برای همیشه پایان دهد.
ساختار قدرت منطقهای و جهانی بهگونهای است که تنش میان دو کشور تنها میتواند مدیریت و نه حذف شود. در چنین شرایطی، ایران ناچار است تقویت ظرفیتهای ملی، اقتصادی، فناورانه و دفاعی را بهعنوان بخشی از راهبرد بلندمدت بازدارنده خود دنبال کند و همواره هوشیار، آماده و دارای توان بازدارندگی مؤثر باشد.
این هوشیاری ایران نه یک اقدام تاکتیکی، بلکه یک ضرورت تاریخی مبتنی بر تجربهٔ عینی خیانت و جنگافروزی آمریکاست.
در نهایت آنچه ممکن است «مدیریت تنش» است و نه «حل مناقشه».
#اختصاصی
@amirfallahs
وقتی قضیهای شفاف نیست، صبر کن؛
آرام باش تا غبار بنشیند، بعد اظهار نظر کن، عجله نکن...
آیت الله حائری شیرازی
@amirfallahs