eitaa logo
امیر فلاح
5.4هزار دنبال‌کننده
1.5هزار عکس
944 ویدیو
0 فایل
الهی مذهبی بودن در درون ما باشد و نه در نقاب ما... جهت ارتباط با ادمین تبلیغات @Khan_admin جهت همکاری و… @amirfallahx
مشاهده در ایتا
دانلود
پایان احمد الشرع پس از سقوط دولت اسد در دسامبر ۲۰۲۴، سوریه وارد مرحله‌ای شد که می‌توان آن را «گذار سخت» نامید؛ گذار از یک ساختار فرسوده بعثی به دولتی انتقالی که هنوز میان گذشته‌ی جهادی و آینده‌ی دولتی در نوسان است. احمد ابو محمد الجولانی که حالا با یک اصلاح ریش و پوشیدن یک کت شلوار و کراوات به احمد الشرع تبدیل شد است، از دل یک گروه مسلح تند رو سلفی  برخاسته ، دولت را بر ویرانه‌های دمشقی  بنا می‌کند که خودش جزو عوامل اصلی تخریب آن بود هم است. دولتی که مشروعیتش بیشتر از پیروزی نظامی میدانی است تا عرصه قانون و رای و خواست مردم و هنوز هم پس از گذشت قریب به دو سال برنامه‌ی انتقالی روشن و قانون اساسی جدید ارائه نکرده است. ‌ در عرصه امنیتی، سوریه سقفی دارد که با تیرهای موقت نگه داشته شده. داعش هنوز فعال است، حمله‌ی پالمیرا در ۲۰۲۵ نشان داد که تهدیدات تروریستی هنوز پایان نیافته است. احمد الشرع  تلاش می‌کند نیروهایش را  ازیک گروه مسلح غیر منظم به نیروی نظامی و امنیتی رسمی تبدیل کند، اما هنوز هم عناصر سلفی تندرو در بدنه‌ نیروهایش حضور جدی  حضور دارند. ترکیه ضامن اصلی امنیت شده، ایران و روسیه عقب رفته‌اند، اسرائیل بخش‌هایی از جنوب سوریه و بلندیهای  جولان را اشغال و ضمیمه خاک خود  کرده و آمریکا در حال خروج تدریجی است. ‌ تمامیت ارضی سوریه نیمه‌کاره است: شمال زیر نفوذ ترکیه، جنوب زیر فشار اشغال و حملات روزانه  اسرائیل، و مرکز در اختیار دولت شرع. کردها پس از خروج آمریکا در ۲۰۲۶ مجبور به پایان خودگردانی شدند و ادغام حزب کارگران کرد  در ارتش جدید سوریه با درگیری‌های خونین همراه بوده است. ‌ حجم اقتصاد سوریه در ۲۰۲۴ فقط ۲۱ میلیارد دلار بود؛  و این یعنی ۸۳٪ سقوط نسبت به سال ۲۰۱۰ قبل از شروع تا آرامی ها . هزینه بازسازی خرابی‌ها بیش از ۲۵۰ میلیارد دلار بر آورد می شود اما فساد ساختاری و ناامنی  و عدم تمایل دولتهای عرب مانع ورود سرمایه‌های بزرگ شده است. ‌ اقلیت‌ها در این گذار سخت بیشترین فشار را تحمل می‌کنند. علوی‌ها از قله قدرت به گروه آسیب‌پذیر تبدیل شده‌اند و قتل‌های انتقامی فراوانی گزارش شده. مسیحیان با مهاجرت گسترده، حملات پراکنده و ترس دائمی روبه‌رو هستند. دروزی‌ها زیر فشار امنیتی‌اند و برای تأمین امنیت خود به دامن رژیم صهیونیستی پناه برده اند. کردها با ادغام اجباری و قتل‌های هدفمند مواجه‌اند. ایزدی‌ها همچنان بی‌پناه‌ترین گروه‌اند و موارد ناپدید شدن و قتل‌های پراکنده گزارش شده. جمع‌بندی: سوریه امروز  کشوری نیمه‌ساخته، نیمه‌امن و نیمه‌یکپارچه است؛ و در همین فضای خاکستری، بوی تغییر احمد الشرع هم بدلایل مختلفی  به مشام می‌رسد. تغییری که هنوز کامل نشده، اما زمزمه‌هایش در گوشه و کنار شنیده می شود و حتی جایگزین‌هایی هم نام برده شده اند. @amirfallahs
15.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
علی خضریان، عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس: مسئولان دستگاه دیپلماسی ایران در دنیای موازی زندگی می‌کنند/ آمریکا و ترامپ می‌گویند که ما از توافق‌نامه خارج شده‌ایم و آتش‌بس تمام شده است بعد مذاکره‌‌کنندگان ایرانی می‌گویند فلان اقدام دشمن نقض آتش‌بس است ‌@amirfallahs
8.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
No Matter How ? مهم نيست چگونه؟ لا یهم کیف؟ @amirfallahs
دوگین سیاستمدار و تحلیلگر روس: من شک دارم که ترور لیندسی گراهام کار ایران بوده باشد 🔹️گراهام سایه ترامپ بود و موساد او را ترور کرد تا ترامپ فکر کند کار ایران است بنابراین نفر بعدی اوست و جان خود را در خطر ببیند و دست به حمله بزند. @amirfallahs
7.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 فواد ایزدی: اگر عوارض تنگه هرمز متعارف باشد هیچ مشکلی نیست/می‌نویسم امضا می‌کنم آمریکا یک سِنت به شما نخواهد داد! @amirfallahs
رژیم جعلی امارات و صادرات بحران امارات طی دو دههٔ اخیر از یک شیخ‌نشین تجاری به بازیگری تبدیل شده که با پول نفت، شبکه‌های امنیتی و پیوند آشکار با آمریکا و رژیم صهیونیستی، در اغلب بحران‌های منطقه‌ای نقش‌آفرینی مخرب داشته است. در سوریه، ابوظبی ابتدا با حمایت مالی و سیاسی از جریان‌های مسلح و طرح‌های تجزیه‌طلبانه در کنار محور ضد دمشق ایستاد و سپس با بازگشت دیپلماتیک به صحنه، تلاش کرد نفوذ ایران و محور مقاومت را مهار کند. در لیبی، امارات با حمایت گسترده از خلیفه حفتر، ارسال پهپاد و تجهیزات نظامی و دور زدن تحریم‌ها، جنگ داخلی را طولانی‌تر کرد و مسیر سیاسی را بارها منفجر ساخت. در یمن، ابوظبی زیر چتر ائتلاف سعودی وارد شد اما به‌سرعت بازی مستقل خود را پیش برد: تشکیل و تسلیح نیروهای جدایی‌طلب جنوب، کنترل بنادر و جزایر راهبردی و تبدیل جنوب یمن به حیاط خلوت امنیتی–اقتصادی خود و حضور پشت پرده اسرائیل ، که نتیجه‌اش پیچیده تر و فرسایشی‌تر شدن جنگ بود. در سودان، نقش امارات آشکارا سیاه‌تر است؛ حمایت از نیروهای «الدعم السریع» و تأمین سلاح برای گروهی که متهم به پاک‌سازی قومی و جنایات گسترده در دارفور است، نشان می‌دهد ابوظبی برای نفوذ آفریقایی، هزینهٔ انسانی و کشتار جنایتکارانه بی گناهان را نادیده می‌گیرد. در تنش ایران و آمریکا و رژیم صهیونسیتی، امارات با میزبانی پایگاه‌ها و سامانه‌های اطلاعاتی، به یکی از گره‌های فشار واشنگتن و تل‌آویو علیه تهران تبدیل شد و هم‌زمان شبکه‌های نیابتی خود را در آفریقا و یمن فعال نگه داشت. پروندهٔ سازش و «صلح ابراهیمی» نیز نقطهٔ اوج پیوند ابوظبی با تل‌آویو بود؛ رابطه‌ای که از امنیت تا سرمایه‌گذاری، در خدمت مهندسی موازنه علیه مقاومت و هر جریان مستقل از محور آمریکا–اسرائیل قرار گرفت. امروز نیز امارات در کنار آمریکا برای فشار بر لبنان و کشاندن احمد الشرع به صف‌بندی و جنگ مستقیم ضد حزب‌الله فعال است و در این مسیر پیشنهادات اغوا کننده مالی فراوانی را به طرف سوری داده است؛ این درحالی است که وقتی ترکیه و عربستان نسبت به انفجار داخلی لبنان نظر مخالف دارند. ، ابوظبی لبنان را صرفاً میدان تخلیه کینه خودش از ایران و محور مقاومت می‌بیند. خلاصه اینکه امارات به موتور صادرات بحران در جهان اسلام تبدیل شده و ادامهٔ این مسیر، ثبات منطقه را دشوار و شکاف میان کشورهای اسلامی را عمیق تر می کند. . مهار این رژیم جعلی و پرهزینه، ضرورتی راهبردی برای جهان اسلام است. باید محمد بن زاید و صهیونیستهای حاکم بر ابوظبی را به تجدیدنظر جدی در رفتار وادار کرد و یا فروپاشی این ساختار مخرب که بر پول، مزدوری برای صهیونیستها و مداخله شرورانه بنا شده است را مد نظر قرار داد. الان بهترین فرصت است. بزن که خوب می زنی @amirfallahs
سپاه: پایگاه موشک‌های زمین به زمین ارتش کودک‌کش آمریکا در کویت به دست رزمندگان نیروی زمینی سپاه منهدم شد روابط عمومی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی: بسم الله قاصم الجبارین وَقَاتِلُوهُمْ حَتَّىٰ لَا تَكُونَ فِتْنَةٌ وَيَكُونَ الدِّينُ كُلُّهُ لِلَّهِ 🔹 به استحضار ملت شریف ایران می‌رسانیم؛ در چهارمین مرحله از عملیات مقابله به مثل، رزمندگان نیروی زمینی قهرمان سپاه، پایگاه موشک‌های زمین به زمین ارتش کودک‌کش آمریکا در کویت را هدف قرار دادند و دو سکوی موشکی "های مارس" و زاغه‌های مملو از موشک را به آتش کشیده و به طور کامل منهدم کردند. إِنْ تَنْصُرُوا اللَّهَ يَنْصُرْكُمْ وَيُثَبِّتْ أَقْدَامَكُمْ @amirfallahs
13.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
حجت الاسلام محمدجواد محمدی گلپایگانی پدر زهرای ۱۴ ماهه: زهرا بدون استثنا همه روزهای عمرش را با آقا سپری کرد و همدم و مونس ایشان بود، به همین خاطر خودم او را روی سینه آقا به خاک سپردم. @amirfallahs
9.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
اللّٰهُمَّ صَلِّ عَلَىٰ عَلِيِّ بْنِ مُوسَىٰ الرِّضَا الْمُرْتَضَىٰ الْإِمامِ التَّقِيِّ النَّقِيِّ وَحُجَّتِكَ عَلَىٰ مَنْ فَوْقَ الْأَرْضِ وَمَنْ تَحْتَ الثَّرَىٰ الصِّدِيقِ الشَّهِيدِ صَلاةً كَثِيرَةً تامَّةً زاكِيَةً مُتَواصِلَةً مُتَواتِرَةً مُتَرادِفَةً كَأَفْضَلِ مَا صَلَّيْتَ عَلَىٰ أَحَدٍ مِنْ أَوْلِيَائِكَ @amirfallahs
7.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
میزبانی زیبای مردم از رهبر شهیدمان در مشهد مقدس. @amirfallahs
آئین قدرت امریکایی «استثناء گرائی» از پایان جنگ جهانی دوم، «مکتب قدرت آمریکایی» بر یک اصل ساده استوار است: قانون بین‌الملل تا جایی معتبر است که با منافع واشنگتن تعارض نداشته باشد؛ و هرجا تعارض پیدا کند، زور، تهدید، تحریم و برتری نظامی جای آن را می‌گیرد. آمریکا خود را داور جهان می‌داند، اما در عمل، قاضی، شاکی و مجری حکم را هم‌زمان در اختیار دارد. این مکتب، نه اخلاقی و نه حقوقی؛ بلکه دستگاهی سرد برای محاسبه هزینه‌هاست: “A right stripped of power is but ink fading upon the page.” در هفتاد سال گذشته، هرگاه کشوری در برابر آمریکا ایستاده، پاسخ واشنگتن نه گفت‌وگو، بلکه فشار بوده است. ویتنام، عراق ۲۰۰۳ و لیبی نمونه‌های کلاسیک این رویکردند. در مورد ایران، الگو حتی روشن‌تر است: کودتای ۱۳۳۲، حمایت از صدام در جنگ تحمیلی، سرنگونی هواپیمای ۶۵۵ و خروج یک‌جانبه از برجام با وجود پایبندی ایران، همگی نشان‌دهنده ساختاری ثابت هستند. این مکتب ریشه در «استثناگرایی آمریکایی» دارد؛ این باور که واشنگتن فراتر از قوانینی است که برای دیگران وضع می‌کند. نقض منشور ملل «اقدام ضروری» و تحریم‌های فلج‌کننده «ابزار دیپلماتیک» نامیده می‌شود. در تاکتیک، تفاوت دموکرات‌ها و جمهوری‌خواهان تنها در روش است، نه هدف؛ چه گفتمان «فشار بیشینه» و چه «تحریم هوشمند»، نتیجه یکی است: تسلط بر منابع، مسیرها و بازارها. آمریکا همزمان از دو اهرم استفاده می‌کند: تحریم‌های حداکثری برای فلج‌سازی اقتصاد، و ائتلاف‌سازی اجباری برای مشروعیت‌بخشی به اقداماتش. در کنار آن، از شکاف‌های قومی و سیاسی کشور هدف برای تضعیف مقاومت از درون بهره می‌برد. تجربه ایران در سال‌های ۱۳۸۸ و ۱۴۰۱، و نیز ونزوئلا و بلاروس، گویای همین الگوست. اما این روش دو نقطه‌ضعف بنیادین دارد: نخست، فرسایش اعتماد جهانی که کشورها را به سمت ائتلاف‌های جایگزین مانند بریکس و شانگهای سوق می‌دهد؛ دوم، واکنش نامتقارن کشورهای هدف که به سمت تسلیحات موشکی، سایبری و پهپادی می‌روند تا هزینه حمله را نامتناسب سازند. نکته کلیدی این است که آمریکا به حق احترام نمی‌گذارد مگر آنکه قدرت، او را مجبور کند. مذاکره تنها زمانی معنا دارد که پشت آن توان سخت، بازدارندگی واقعی، استقلال اقتصادی و انسجام سیاسی ایستاده باشد. بدون این‌ها، مذاکره نام دیگری برای تسلیم تدریجی است. امروز نیز آمریکا برای زیاده‌خواهی‌اش مرزی اخلاقی ندارد؛ مرز او «هزینه» است. اگر هزینه بالا برود، عقب‌نشینی می‌کند و اگر پایین باشد، پیشروی. شناخت این ساختار، اولین گام برای طراحی استراتژی بازدارنده است که در آن، قدرت اقتصادی، اتحاد منطقه‌ای و توان نظامی، سه ضلع مثلث مقاومتند. امید غربگرایان به حل مشکلات با آمریکا از طریق مذاکره، یک فانتزی غیر واقعی است که ظاهری عاقلانه و دلسوزانه دارد اما باطنش جز ذلت و تسلیم و سرقت گذشته و آینده ایران نتیجه ای نخواهد داشت. @amirfallahs
بازخوانی دو بیانیه؛ فانتزی زیبای اصلاحات یا واقعیت تلخ قالیباف جبههٔ اصلاحات هنوز در جهان خیال‌پردازی‌های دیپلماسی یک‌طرفه قدم می‌زند؛ جهانی که در آن خروج آمریکا از برجام، دو جنگ در میانه گفت‌وگو و حمله پس از امضای یادداشت تفاهم، «اتفاقات قابل مدیریت» معرفی می‌شوند. اما واقعیت بیرونی هر بار با ضربه‌ای سنگین این فانتزی را پاره کرده است. نخستین ضربه، خروج یک‌جانبه آمریکا از برجام بود؛ توافقی که ایران بند به بند اجرا کرد اما واشنگتن نه‌تنها گریخت بلکه شدیدترین تحریم‌ها را علیه ایران اعمال کرد. پس از آن، دو جنگ در میانه گفت‌وگو رخ داد و مقامات درجه اول کشور توسط آمریکا ترور شدند. پیش از آن نیز ترور سردار سلیمانی در اوج تبادل پیام‌ها و همچنین دیگر حملات مستقیم و نیابتی در منطقه اتفاق افتاد.. این وقایع نشان داد که آمریکا مذاکره را ابزار فشار می‌بیند نه مسیر حل اختلاف. سنگین‌ترین ضربه اما حمله پس از امضای یادداشت تفاهم اسلام آباد بود؛ تفاهمی که غربگرایان آن را «فرصت تاریخی» نامیدند و با شور از «آغاز فصل جدید» سخن گفتند. هنوز جوهر تفاهم‌نامه خشک نشده بود که حمله انجام شد؛ و درست همین‌جا بود که باز هم پیش‌بینی «تند روها» درست از آب درآمد و فانتزی زیبا و لطیف سقراط های غربگرا با ریش های عجیب و غریب و دستمال گردنها رنگارنگ برای صدمین بار محقق نشد. در مقابل این خوش‌بینی بی‌پشتوانه و هزینه ساز جبهه اصلاحات، بیانیه قالیباف روی زمین سخت سیاست ایستاده است؛ بر این واقعیت که آمریکا بازیگری با راهبرد ثابت «فشار» است و هر توافقی بدون قدرت بازدارندگی، به نقض و حمله ختم می‌شود. وقتی غربگرایان از «فرصت تاریخی» حرف می‌زنند، قالیباف از ساختار رفتار دشمن می‌گوید؛ ساختاری که سه بار با سه ضربه روشن خودش را نشان داده است. در یک جمله: بیانیه غربگرایان روایت امید واهی هزار باره به آمریکا است؛ اما در مقابل بیانیه قالیباف روایت شناخت درست از رفتار آمریکایی هاست. یکی در خیال صلح پایدار از طریق ترک میدان و تمركز روى مذاکره است، و دیگری در میدان مواجهه با واقعیت سخت و تلخ رفتارهای دوگانه و قلدر مآبانه آمریکا. @amirfallahs