eitaa logo
امیر فلاح
5.4هزار دنبال‌کننده
1.5هزار عکس
944 ویدیو
0 فایل
الهی مذهبی بودن در درون ما باشد و نه در نقاب ما... جهت ارتباط با ادمین تبلیغات @Khan_admin جهت همکاری و… @amirfallahx
مشاهده در ایتا
دانلود
6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 صلح‌طلبی این‌شکلی نیست! @amirfallahs
11M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 توضیحات مهدی رسولی درباره اتفاقات تشییع پیکر مطهر رهبر شــهید انقلاب در مشهد مقدس @amirfallahs
امیر فلاح
میانجی‌گران؛ ناجیان دشمن از فروپاشی اقتصادی در موج اول جنگ، قیمت نفت مثل خطی بود که هر روز یک پله ب
لطفا این تحلیل را دوباره مطالعه کنید و با قیمت نفت در این روزها مقایسه کنید. پستهایی در داخل و خارج هستند که نمی گذارند قیمت نفت به نقطه فشار غیر قابل تحمل برای اقتصاد غرب برسد و از داخل و خارج پالسهایی برای آرامش بازار می فرستند. این درحالی است که نفت برای بزانو در آمدن ترامپ باید به محدوده 150 دلار در هر بشکه برسد و تا آن وقت نباید هیچ پالس مثبتی برای مذاکره با توافق ارسال شود. ما زبانمان مو در آورد اما ظاهراً گوش شنوایی نیست. @amirfallahs
روایت دروغ پنتاگون مقاله نیویورک‌تایمز درباره «کاهش ناگهانی شمار تلفات نیروهای آمریکایی در وب‌سایت پنتاگون» پرده از بحران بزرگ‌تری را کنار زد و آن بحران جعل روایت در قلب ماشین جنگی آمریکاست. در این گزارش، آمار رسمی تلفات در اوج حمله غافلگیرانه ایران به پابگاههای آمریکایی در اردن از ۱۸ به ۱۴ نفر کاهش یافته است بدون هیچ توضیح روشن. سه مقام نظامی سه روایت متفاوت ارائه می‌دهند؛ و سخنگوی پنتاگون با سکوتی سنگین، عملاً اعتراف می‌کند که چیزی در پشت صحنه درست کار نمی‌کند. این همان نقطه‌ای است که مقاله نیویورک تایمز به آن اشاره می‌کند؛ وقتی عدد تلفات جنگی کاهش می یابد ، یعنی ماشین روایت سازی جنگی آمریکا دست به دروغ پردازی وقیحانه زده است. در بازخوانی دقیق‌تر متن، روشن می‌شود که این «خطای آماری» نیست؛ بلکه بخشی از الگوی تکراری پنهان‌سازی، جابه‌جایی صفحات گزارش، و مدیریت ادراک عمومی است. پنتاگون در جنگ‌های گذشته نیز همین مسیر را رفته: از عراق تا افغانستان، از تلفات غیرنظامیان تا آسیب‌های نیروهای خود، همیشه یک فاصله میان واقعیت میدانی و روایت رسمی وجود داشته است. مقاله نیویورک‌تایمز دقیقاً همین فاصله را برجسته می‌کند و نشان می‌دهد که چگونه نهاد نظامی آمریکا، با آنهمه ادعای شفاف سازی ، به جعل خبر و روایت‌سازی پناه می‌برد. واقعیت این است که در جنگ با ایران، آمریکایی‌ها شاید برای اولین بار بعد شاهکار شهید عماد مغنیه در انفجار مقر مارتینز در بیروت در سال ۱۹۸۶ با اعداد شوک‌آور تلفات روبه‌رو شده‌اند؛ اعدادی که اگر بی‌پرده منتشر شوند، هیبت «ابرقدرتی اش» را نابود می کند. برای همین، پنتاگون مجبور شده است روایت را ناشیانه و وقیحانه دستکاری کند، عدد را کم کند، صفحه را جابه‌جا کند، و با سکوت و ابهام، واقعیت را پشت پرده نگه دارد. این رفتار نه نشانه همان ترس از فرو ریختن چهره‌ای است که سال‌ها با تبلیغات دروغین هالیوودی ساخته‌اند. ابرقدرتی که مجبور است عدد تلفاتش را کم‌وزیاد کند، دیگر ابرقدرت نیست؛ یک بازنده نگران است که بزرگترین دشمنش حقیقت عریان تلفات نیروهایش است. @amirfallahs
صهیونیست‌ها با ۷۰۰ تن بمب جنوب لبنان را بمباران کردند 🔹بنیامین نتانیاهو و اسرائیل کاتص وزیر جنگ رژیم صهیونیستی در بیانیه‌ای مشترک مدعی شدند که ارتش اسرائیل سیستم تونل‌های حزب‌الله در زیر منطقه کوهستانی بوفور در جنوب لبنان را منفجر کرده است. 🔹 همچنین آن‌ها مدعی شده‌اند ارتش اسرائیل برای تخریب این تاسیسات زیرزمینی از ۷۰۰ تن مواد منفجره استفاده کرده است. @amirfallahs
امیر فلاح
صهیونیست‌ها با ۷۰۰ تن بمب جنوب لبنان را بمباران کردند 🔹بنیامین نتانیاهو و اسرائیل کاتص وزیر جنگ رژی
خدا رحم کرد که آتش بس در لبنان بند اول تفاهمنامه بود. اگر بند چندم بود چی می شد. وای به روزی که یکی رو به اکراه بخواهی به کاری که اعتقاد نداره وادارش کنی. اینجا می شه لایی کشید اما روز قیامت مقابل اینهمه خون‌های ریخته شده و رهبر شهید دیگه زمانی برای لایی کشیدن نخواهد بود. ما که از روز اول گفتیم و در طی دهها مقاله نحوه مدیریت این پرونده را ناشیانه و بی انگیزه دانستیم. امروز هم نتیجه اش دارد آشکار می شود. خدایا تو شاهد باش ما اینقدر گفتیم که دیگر خسته شدیم. @amirfallahs
عكس هوايي شهرك كفر تبنيت در جنوب لبنان @amirfallahs
عكس هوايي شهرك زوطر الشرقيه در جنوب لبنان @amirfallahs
استقلال راهبردی اسپانیا و واکنش چندلایه قدرت‌های فرامنطقه‌ای اسپانیا در ماه‌های اخیر با اتخاذ مواضع مستقل در دو پرونده‌ی حساس—حمایت از فلسطین و همراهی با ایران—از چارچوب مورد انتظار محور غرب-رژیم صهیونیستی خارج شده است. این خروج از اجماع، واکنش‌هایی غیرمستقیم و چندسطحی را برانگیخته فشارهای غیرنظامی اما گسترده‌ای را در چهار جبهه تجربه می‌کند: ۱. اقتصاد: افزایش تعرفه بر کشاورزی، محدودیت انرژی و فشار بر شرکت‌های اسپانیایی در آمریکای لاتین، طبقه‌ی تولیدکننده را هدف گرفته تا پایگاه اجتماعی دولت تضعیف شود. ۲. مهاجرت: ورود ۲۵ هزار مهاجر غیرقانونی از مراکش در ۲۴ ساعت، با توجه به سابقه‌ی استفاده‌ی مراکش از این اهرم علیه مادرید و روابط امنیتی‌اش با اسرائیل، حساب‌شده به نظر می‌رسد. این موج، بحران امنیتی و اجتماعی بزرگی ایجاد کرده و راست افراطی را تقویت می‌کند. ۳. رسانه: رسانه‌های انگلیسی‌زبان با بزرگنمایی اعتراضات، بازتولید شکاف کاتالان و تحریک گروه‌های راست‌گرا، نه فقط بحران را بازتاب می‌دهند، بلکه آن را می‌سازند و تشدید می‌کنند. این الگو پیش‌تر علیه دولت‌های اروپایی خارج‌شده از خط واشنگتن نیز اجرا شده است. ۴. حملات لفظی ترامپ: ترامپ در نشست ناتو، سانچز را «شریکی وحشتناک» خواند، اسپانیا را «قضیه‌ای از دست رفته» نامید و دستور قطع روابط تجاری صادر کرد. ریشه‌ی این حملات، مخالفت اسپانیا با افزایش هزینه‌های دفاعی ناتو به ۵٪ و ممانعت از استفاده‌ی آمریکا از پایگاه‌های نظامی اسپانیا برای حمله به ایران بود. اگرچه سانچز تنش را ناچیز شمرد، اما این تحقیر علنی در سطح بین‌المللی، جایگاه او را در داخل و خارج متزلزل کرد. جمع‌بندی: فشار اقتصادی، بحران مهاجرت، جنگ رسانه‌ای و حملات مالیخولیایی شخص ترامپ —همگی در کنار هم—طراحی شده‌اند تا مادرید را به عقب‌نشینی از مواضعش در قبال فلسطین و ایران وادارند. سؤال اینجاست: اسپانیا مقاومت می‌کند یا عقب می‌کشد؟ @amirfallahs
📷‌ نیویورک تایمز: بمبی که دو روز قبل بر روی یک خانه در قشم پرتاب شده است حامل یک تن ماده منفجره بوده است @amirfallahs
اعلام جنگ ترامپ علیه بشریت تهدیدی که در سخن رئیس‌جمهوری آمریکا تصویر می‌شود، دیگر یک تهدید نظامیِ معمول نیست؛ جنگ علیه بشریت است. وقتی او آشکارا از هدف قراردادن زیر ساخت های آب، برق و انرژی ایران سخن می‌گوید، از سطح منازعهٔ نظامی عبور کرده و وارد قلمرویی می‌شود که حقوق بین‌الملل آن را «حمله به غیرنظامیان» می‌نامد. این‌جا صحبت از نبرد با نیروی نظامی نیست؛ سخن از زدن لوله‌های آب، کابل‌های برق و پالایشگاه‌هایی است که زندگی روزمرهٔ مردم را ممکن می‌کنند. در منطق کنوانسیون‌های ژنو، این تأسیسات «ابزار بقا» هستند، نه «ابزار جنگ»، و حمله به آنها یعنی حمله به بیمارستان‌ها، مدارس، نانوایی‌ها و خانه‌هایی که مردم در آنها درمان می شوند، آموزش می‌بینند و زندگی می کنند. اگر چنین حمله‌ای عملی شود، ایران از حق دفاع مشروع برخوردار است؛ اما دفاع مشروع نیز در چارچوب قواعد جنگ تعریف می‌شود. درست در همین نقطه است که مرزها محو می‌شوند. اگر ایران از روی ناچاری، در پاسخ، زیرساخت‌های انرژی عربستان، امارات، قطر، بحرین، کویت یا سرزمینهای اشغالی را هدف قرار دهد، یا شبکه‌های حیاتی آمریکا و اروپا را با حملهٔ سایبری مختل کند، صحنهٔ درگیری دگرگون می‌شود: از یک بحران منطقه‌ای به «جنگ در لایه‌های بنیادین تمدن» وارد خواهیم شد. پیامدها نیز محدود به خاورمیانه نمی‌مانند. تصور کنید که هم‌زمان تأسیسات انرژی ایران، عربستان، و بقیه ی شیخ نشین ها و رژیم صهیونیستی آسیب ببینند. جهان با شوکی بی‌سابقه روبه‌رو خواهد شد: قیمت نفت و گاز جهش می‌کنند، بیمهٔ نفتکش‌ها در تنگهٔ هرمز و باب‌المندب فرو می‌ریزد، زنجیره‌های تأمین پتروشیمی که خوراک دارو، کود و پلاستیک جهان را فراهم می‌کنند، از هم می‌پاشند. اروپا با قبض‌های سنگین برق مواجه می‌شود، آسیا در تأمین سوخت صنایع می‌ماند، آفریقا با تورم مواد غذایی دست‌وپنجه نرم می‌کند و سرمایه‌های جهانی به‌سوی پناهگاه‌های امن می‌گریزند. جنگ زیر ساخت ها ، اگر آغاز شود، جنگ با تنها ملت ایران نخواهد بود ؛ جنگی است که از تصمیم دیوانه وار یک سیاسی ورشکسته به اسم ترامپ آغاز می‌شود اما تا سفره‌های دور ترین مناطق جهان امتداد می‌یابد. لحظه‌ای که یک سیاستمدار دیوانه با امضای فرمانی چالشی مخرب و بزرگ را پیش روی تمدن و بقای انسان مدرن بر روی کره زمین می گذارد. و زخم ناشی از آن نه فقط بر کشورهای درگیر جنگ ، که بر پیشانی بشریت نقش خواهد بست. @amirfallahs