eitaa logo
کانال محمدحمزه قلعه‌خانی
127.8هزار دنبال‌کننده
3.5هزار عکس
1.3هزار ویدیو
124 فایل
☫ ﷽ ☫ 🔹️موسس و مدیرعامل شرکت فناور کُدنا 🔸️مهندس کامپیوتر گرایش امنیت سایبری 🔹️کارشناس ارشد MBA و محقق حوزه #Web3 🔸️بنده ساده خدا با هدف کمک به وطن و هموطن 🔗پشتیبانی: @Ammar_support پیام ناشناس: https://eitaayar.ir/anonymous/QS5A.FV0eP
مشاهده در ایتا
دانلود
از این به بعد منتظر حملات استراتژیک رژیم باشین اول زهر چشم گرفت و بعد فرمانده میدان رو ترور کرد. بعد از چند مرحله کوتاه دیگه، پیشروی رو به سرزمین های شمالی شروع می‌کنه اگر قصد به زدنه، الان نزنیم دیگه بعدا زدن هم بی فایده‌ست😄
آها اونایی هم که میگن سردار فلاح زاده هم تو جلسه بوده و شهید شده شیشه زدن:)
📪 پیام جدید وقتی از ایتا کدنایی استفاده میکنی
📪 پیام جدید اگر تنها یکبار دیگر از خونخواران و وحشیان حزب لبنان حمایت کنید کدنا را برای همیشه نابود خواهم کرد. این آخرین هشدار است
روزگار طنزی‌ست🦦
آنها... کلمه دفاع مقدس برای هر کسی یادآور چیزیست... برای من اما، یادآور قطرات خون سیدالشهدا بر تاریخ مظلومیت ائمه اطهار است: روز عاشورا! همان روزی که اهالی آسمانها و زمین هر سال، برای پیوند اشک و خون با یکدیگر، ز هم سبقت می گیرند و حالا آنهای قصه ی ما امتدادی از آنهای عاشورای سال 61 هجری قمری هستند... آنهایی که در زندگی ما گرچه کوتاه بودند ولی اثرشان تا همیشه بر قلب تاریخ غرورآمیز میهن نقش بسته، تار و پود دشمنان را در هم می شکند و خون پاکشان از میان لاله های سرخ خرمشهر و شلمچه می جوشد و می جوشد و از دلش حاج قاسم ها جان گرفته، تن رعشه ای بر پیکره ی ظلم جهان می شوند... و چه رقیه ها که از خوف فراموش کردن آخرین لبخندِ آنها، چشم بر هم نگذاشتند و در حسرت آغوشی دوباره، جان دادند... و اما میان اینهمه تفاهم، بین عاشورای سال 61 قمری و 31 شهریور میهن، تفاوتی ست بس عمیق و عجیب! چرا که هیچ زینبی با دستان بسته و معجر خاکی به اسارت بیگانگان نرفت و شاید همین ماجرای اسارت عمه ی سادات بود که چونان درد عمیق و ظریفی بر سینه ی چپ غیرتمردان ایرانی نشست و تک به تک، سر هایشان را برای قربانی به محضر معبود برده و برای به خاک آغشته نشدن سیاهی چادر مادر، به خون غلتیدند و از آنها نامی بر تابلوی کوچه پس کوچه های شهر ماند. که گاهی تمامِ ماندن در رفتن است! و انسان اگر عاشق بشود، می رود! گاهی به آغوش یار و گاهی ز آغوش یار...🕊 و دفاع مقدس تلفیقی ست ز این دو؛ که یارِ نخستِ آنها خداوند و یارِ دیگر، همان دخترک تازه عروسی بود که معشوقش را با تمام آرزو ها و خاطراتش به معبود آسمانی سپرد و از او، به عطر پیراهن مشکی و پلاک و سردی سنگ مزاری راضی شد...و این چنین عشق زمینی میشود سکویی برای پرواز و اوج گرفتن برای آغاز عشقی آسمانی! آری! آنهای دنیای ما، از جنس نور بودند... آنهایی که در زندگی ما چه کوتاه نقش داشتند و چه هستند هنوز! آغاز هفته ی گرامیداشت آنها، مبارک 🇮🇷 ✍زهرا بااراده
📪 پیام جدید داریم به غروب غم‌ انگیز نزدیک میشیم😔😂
📪 پیام جدید وضعیت همه ما امشب:مکن ای صبح طلوع مکن ای صبح طلوع