#نکته_مهم
✍ #مهم/ در سرنوشتسازترین روزهای تاریخ ایران عزیزمان، حفظ وحدت و انسجام ملی، حضور مستحکم در صحنه و ارتقاء روح حماسی ملی و ایمان به امداد الهی، رمز پیروزی است.
از طرح مباحث وحدت شکن پرهیز کنیم، به اختلاف در سلایق احترام بگذاریم، از مجادله در مبحث جانشینی خودداری کنیم و اعلام کنیم خروجی خبرگان هرچه باشد روی چشم ماست. هوشیاری امنیتی در اطرافمان را حفظ کنیم، از تحمیل فشار بر بازار تقاضای کالا و خدمات دوری کنیم.
ان شاءالله با این اقدامات و بالابردن تاب آوری اجتماعی، و با مجاهدت افسانه ای نیروهای مسلح و امداد الهی و توجه اهل بیت علیهم السلام، ما قطعاو قطعا پیروزیم.
@amniatemeli
🔻شهید حسن طهرانی مقدم:
الهی؛
میدانیم که قادر مطلق تویی
میدانیم که همه امور در دست توست
پروردگارا؛
دشمنانِ خودت را به دست ما
مجازات کن...
@amniatemeli
🔻 نکاتی پیرامون رویای تجزیه ایران
در ششمین روز از جنگ تحمیلی، هر که هنوز میگوید دشمن ایران به دنبال تجزیه نیست، هم تاریخ و هم نقشههای جغرافیایی را تحریف میکند. وانگهی، چنین افرادی با سادهانگاری خود، برای کشور فاجعه میآفرینند. ایران در طول تاریخ بارها با فشارهای واقعیِ تجزیه مواجه شده و هر بار نیز نیروهای اجتماعی، نقشی کلیدی در شکستها و پیروزیها بازی کردهاند. در تاریخ تجزیه، گاهی مردم مقاومت پراکنده داشتند و گاه تسلیم شدند، در برخی مراحل نیز واکنش فعال توانست مرزها و شهرها را حفظ کند.
۱- با مرگ کوروش بزرگ (حدود ۵۵۹–۵۳۰ ق.م) ایران که یک امپراتوری وسیع بود، از مرزهای شرقی و شمالغربی موقتاً دچار آشوب و ضعف در کنترل سرزمینی شد. حتی واکنشهای محلی نتوانست همه قلمروهای ایران را حفظ کند. سپس در سالهای ۶۳۳–۶۵۱ میلادی، بخشهای وسیعی از ایران به تصرف اعراب درآمد. مقاومتهایی در ری، نیشابور و برخی شهرها رخ داد، اما حکومت ساسانی فروپاشید و خاک ایران از دست رفت. این دو تجربه تاریخی نشان داد که مقاومت پراکنده، بدون انسجام سیاسیِ کافی، قادر به حفظ مرزها نیست.
۲- در سالهای ۱۲۱۹–۱۲۲۱ م، مغولان خراسان، نیشابور و تبریز را گرفتند. برخی مقاومتهای شهری ثبت شد، اما چون اتحاد ملی وجود نداشت، سلطه خارجی به سرعت تثبیت شد. در اواخر قرن چهاردهم میلادی نیز یورش تیمور به شمالشرق ایران، از مشهد تا هرات، حلقه دیگری از همین چرخه تجزیه بود: کاهش سرزمین، واکنش محدود مردم و حکومت بیگانه.
۳- در دوره صفوی و قاجار، کاهش قلمرو از «میدان جنگ» به میز مذاکره و عقد معاهده منتقل شد. در ۱۶۳۹ م، معاهده زهاب بخشهایی از عراق را به عثمانی واگذار کرد. در ۱۸۱۳ و ۱۸۲۸ م، معاهدات گلستان و ترکمانچای بخشهای قفقاز را به روسیه بخشید. در ۱۸۵۷ می، معاهده پاریس هرات را از قلمرو ایران خارج کرد و در ۱۸۸۱ م، معاهده آخال بخشهایی از شمالشرق را به روسیه داد. این دوره نشان داد که ضعف دیپلماتیک و فقدان تقکر استراتژیک میتواند به اندازه جنگ، مرزهای کشور را کاهش دهد. مردم در این مقاطع واکنشهای محدود داشتند، اما اکثریت آنها منفعل بودند، چون از صحنه سیاسی کنار گذاشته شده بودند. فقط تصمیمهای حاکمان و فشار خارجی، عامل تعیینکننده بود.
۴- در ۱۹۱۶ م و بعد از جنگ جهانی اول، فاجعه بدتری رخ داد: توافق سایکسپیکو با محوریت انگلیس و فرانسه، مرزهای جدیدی در خاورمیانه ترسیم کرد. ایران حتی به این مذاکرات، دعوت نشد. «ضعف داخلی» به جایی رسیده بود که کشور ما هیچ عاملیتی در تعیین نظم منطقهای نداشت. حذف شدن از معادله، خود شکلی از کاهش قدرت سرزمینی بود؛ هشداری تاریخی که نشان داد ضعف همهجانبه، چقدر فاجعهآمیز است.
۵- در ۱۹۷۱ م، بحرین با دسیسه انگلیس و انفعال پهلوی دوم از دست رفت. دوباره نه مقاومت فعالی علیه این تجزیه شکل گرفت و نه بسیج اجتماعی گستردهای رخ داد. این تجربه نیز نشان داد که در فقدان واکنش جمعی، سرزمین میتواند بدون جنگ از دست برود.
۶- پس از انقلاب ۱۳۵۷، گروههای مسلح در کردستان، خوزستان و سیستانوبلوچستان تلاش کردند مناطقی را از کنترل دولت موقت خارج کنند و جنگ مسلحانه شروع شد. این بار، و در دفاع مقدس ۸ ساله و جنگ ۱۲ روزه مردم متفاوت عمل کردند و با آگاهی از تجربههای پیشین وارد صحنه شدند و تجزیه محقق نشد. تفاوت این مقطع با دورههای پیشین در «مقاومت فعال» همه نیروهای آگاه اجتماعی بود.
۷- بدینترتیب چرخهای تاریخی را میتوان صورتبندی کرد: هر جا مردم غایب یا منفعل بودند، قلمروی سرزمینی کاهش یافت؛ هر جا مقاومت فعال کردند، روند تجزیه متوقف شد. تاریخ تجزیه ایران، دارای حافظهای زنده و حامل یک «آگاهی جمعی» درباره فاجعه تسلط بیگانگان است. از این رو، در ۶ روز گذشته اکثر مردم نه از سر هیجان و شعار، بلکه بر پایه تجربه انباشته قرنها، دریافتهاند که هزینه غیبت آنها در دفاع از مرزها چیست. ایرانیان، پیادهنظام تجزیه کشور نخواهند شد؛ زیرا تاریخ را با بهای واقعی آن تجربه کردهاند.
۸- حکومتهای گذشته، مردم را به عنوان یک کنشگر مقاوم از دست دادند چون فساد، بیکفایتی، وابستگی خارجی و سرکوب داخلی، اعتماد همه را نابود کرده بود.
بنابراین تعامل مناسب دولت و ملت و افزایش سرمایه اجتماعی در کشور مهمترین عامل بازدارنده در تجزیه کشور است.
@amniatemeli
🌀چنگیزخان نتوانست بخارا را تسخیر کند، نامه ای نوشت که هرکس با ما باشد در امان است!
🔰 اهل بخارا دو گروه شدند، یک گروه مقاومت کردند و گروه دیگر با او همراه شدند.
🔰چنگیزخان به آن ها نوشت: با همشهریان مخالف بجنگید، و هر چه غنیمت بهدست آوردید، از آن شما باشد و حاکمیت شهر را نیز. ایشان پذیرفتند و آتش جنگ بین این دو گروه مسلمان شعلهور شد...
🔰و در نهایت، گروه مزدوران چنگیز خان پیروز شدند.
🔰اما شکست بزرگ آن بود که او دستور داد گروه پیروز خلع سلاح و سربریده شوند!
چنگیز گفتهی مشهورش را گفت: اگر اینان وفا میداشتند، به خاطر ما بیگانگان به برادرانشان خیانت نمیکردند!
♻️این عاقبت خود فروشان است.
@amniatemeli
✅چهار اولویت جنگی ایران
ایران قواعد جنگی و امنیتی خود در #جنگ_دوم را به صورت بنیادین تغییر داده است. در چارچوب راهبرد نظامی جدید تهران، اولویتهای ایران در جنگ جاری بهصورت مرحلهای با منطق اثرگذاری فوری و حداکثری تعریف شده است.
این راهبرد بر پایه ناامنسازی متقابل و گسترش دامنه هزینهها برای طرفهای درگیر و متحدان آنها تنظیم شده و به بازتعریف قواعد پیشین کنش نظامی ایران انجامیده است.
اولویت نخست: تمرکز بر ایالات متحده و منافع آن در منطقه
هدف و اولویت اصلی ایران، افزایش فوری هزینه مداخله ایالات متحده در جنگ است؛ از طریق وارد کردن ضربات راهبردی به منافع، پایگاهها و شبکه نفوذ آن، با این منطق که ناامنی برای ایران باید با ناامنی متقابل برای بازیگر اصلی خارجی همراه شود.
اولویت دوم: گسترش دامنه جنگ به سطح منطقهای و اثرگذاری بر بازارهای جهانی
در این سطح، تلاش بر آن است که جنگ از حالت محدود خارج شده و پیامدهای مستقیم بر معادلات منطقهای و بهویژه بازارهای جهانی انرژی داشته باشد. هدف، انتقال هزینههای درگیری به بازیگران منطقه ای و فرامنطقهای از مسیر اختلال در زنجیرههای اقتصادی و انرژی است. ورود متحدان ایران به درگیری در عراق و لبنان و به زودی در یمن نیز در همین چارچوب است.
اولویت سوم: صیانت از مرزها و تثبیت امنیت داخلی
حفظ تمامیت ارضی، جلوگیری از نفوذ یا تحرک گروههای تجزیهطلب و مدیریت ثبات داخلی در شرایط جنگی، بهعنوان لایه حفاظتی راهبرد تعریف شده است تا از گسترش تهدید به درون مرزها جلوگیری شود.
اولویت چهارم: اعمال فشار مستمر بر اسرائیل
برخلاف آنچه تصور میشود، ضربه به اسرائیل نه اولویت اول که اولویت چهارم است. محدودیتهای عملیاتی و جغرافیایی و اثرگذاری بیشتر و فوریتر حمله به مواضع امریکا و منافع آن در خلیج فارس مهمترین دلایل این چینش نظامی است.
در مجموع، این اولویتبندی بیانگر گذار از رویکردی تدافعی و محدود به راهبردی تهاجمی، چندسطحی و مبتنی بر گسترش میدان تأثیرگذاری در سطح منطقهای است.
@amniatemeli
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا