eitaa logo
مطالعات امنیت ملی و جنگ نرم
12.7هزار دنبال‌کننده
2.5هزار عکس
2.6هزار ویدیو
340 فایل
ارتباط با ادمین @mbmokaramipour
مشاهده در ایتا
دانلود
✅پاسخ خروشان به تهدید ترامپ سیلی خیابان‌ها به صورت ترامپ؛ جمعیت مردم همزمان با تهدیدها چند برابر شد 🔹همزمان با هفتمین شب شهادت رهبر معظم انقلاب، فضای سیاسی منطقه با اظهارنظر خصمانه و تهدیدآمیز جدیدی از سوی رئیس‌جمهور آمریکا همراه شد. 🔹ترامپ که به نظر می‌رسد صحنه‌های حضور گسترده و انسجام ملی مردم ایران در ایام سوگواری برای او غیرقابل تحمل است، در تازه‌ترین موضع‌گیری خود، به‌صراحت مردم ایران را به کشتن تهدید کرد. این اظهارات در حالی مطرح شد که برخی رسانه‌های غربی در ساعات پیش از آن، در محاسباتی واهی پیش‌بینی کرده بودند که فضاسازی رسانه‌ای و تهدیدات خارجی منجر به کاهش حضور مردم در صحنه خواهد شد. 🔹با این حال، گزارش‌های میدانی از سراسر کشور روایتی کاملاً متفاوت را نشان می‌دهد. بر اساس تصاویر مخابره شده از میادین اصلی شهر و محلات، و نیز گزارش‌های خبرنگاران فارس، امشب نه‌تنها از جمعیت کاسته نشده، بلکه شاهد افزایش چشمگیر حضور مردمی نسبت به شب‌های گذشته بودیم. به‌گونه‌ای که در برخی میادین و محلات، جمعیت حاضر نسبت به شب‌های دیگر به سه برابر افزایش یافته است. این درحالی است که همزمان با تجمع مردم مناطقی از تهران زیر بمباران شدید امریکا و رژیم صهیونیستی قرار گرفت. 🔹به نظر می‌رسد این موج خروشان مردمی، مهم‌ترین و قاطع‌ترین پاسخ به خطاهای محاسباتی دشمنان ایران به‌ویژه تروریستی به نام ترامپ است. مردم ایران بار دیگر ثابت کردند که هر تهدیدی از سوی کاخ سفید، نه‌تنها خللی در اراده آن‌ها ایجاد نمی‌کند، بلکه آن‌ها را مصمم‌تر از همیشه در صحنه‌های انقلاب و دفاع از ارزش‌هایشان نگه می‌دارد. https://eitaa.com/amniatemeli
💠 لاریجانی: وحدت ملی؛ سد محکم ایرانیان در برابر پروژه تجزیه و فروپاشی است دبیر شورای عالی امنیت ملی: 🔹️آنچه امروز در خیابان‌های ایران جریان دارد، تجلیِ «غرور ملی» و «بلوغ تمدنی» ملتی است که تفاوتِ گله‌مندی داخلی را با خیانت به خاک، به خوبی می‌شناسد. 🔹️ترامپ در اوج بلاهت، تصور می‌کرد با تهدید به افشای پیام‌های خیالی، می‌تواند بین صفوف ملت رخنه کند؛ اما او نمی‌فهمد که ایرانیان، حتی با وجود اختلاف‌نظر، هرگز هویت و استقلال خود را با دشمنِ بدعهد معامله نمی‌کنند. 🔹️ادعای مضحک ترامپ مبنی بر دخالت در انتخاب رهبری آینده ایران، توهین به ملتی صاحب‌تمدن است که قرن‌ها پیش از پیدایش آمریکا، آیین جهانداری را می‌دانستند. 🔹️مردم آمریکا باید بدانند که ترامپ، منافع ملی و مالیات‌های آنان را فدای وسوسه‌های شخصی کرده است؛ ضررِ هزار میلیارد دلاری در بازار بورس و بحران اقتصادی در شرق آسیا، تنها بخشی از هزینه این قمارِ خونین است. 🔹️دشمن قصد داشت با شهادت امامِ این کشور، ایران را بپاشاند؛ اما حضورِ حماسیِ مردم در تمام استان‌ها، آخرین حربه آنان را خنثی کرد. sepahnews.ir | سپاه نیوز @sepahnews
در تحلیل تحولات ژئوپلیتیکی، گاهی نتیجه‌ی میدان نبرد مسیر سیاست را تغییر می‌دهد. پس از قدرت‌نمایی ایران در میدان جنگ، مواضع واشنگتن تغییر کرد. در آغاز بحران، برخی جریان‌ها در ایالات متحده آمریکا و به‌ویژه دونالد ترامپ از ایده‌ی «تغییر حکومت» در ایران سخن می‌گفتند؛ رویکردی که هدف آن دگرگونی کامل ساختار قدرت در تهران بود. اما تاریخ سیاست بین‌الملل بارها نشان داده است که واقعیت‌های میدان، آرمان‌های سیاسی را تعدیل می‌کند. قدرت‌نمایی نظامی و مقاومت ایران در میدان نبرد باعث شد محاسبات راهبردی در واشنگتن تغییر کند. هنگامی که هزینه‌های درگیری گسترده‌تر آشکار شد و روشن گردید که فروپاشی سریع ساختار سیاسی ایران واقع‌بینانه نیست، نگاه‌ها از «تغییر رژیم» به سمت «تغییر رفتار» سوق پیدا کرد. در چنین شرایطی، آنچه برای سیاست‌گذاران آمریکایی مهم‌تر شد، نه لزوماً برچیدن کامل ساختار قدرت در ایران، بلکه ظهور رهبری بود که بتواند تنش با غرب را کاهش دهد و در برخی حوزه‌ها با سیاست‌های آمریکا همسو باشد. این تغییر رویکرد در ادبیات راهبردی غرب مسبوق به سابقه است: هنگامی که تغییر کامل یک نظام پرهزینه یا غیرممکن به نظر می‌رسد، تلاش‌ها بر تأثیرگذاری بر جهت‌گیری‌های آن نظام متمرکز می‌شود. از این منظر، قدرت‌نمایی ایران در میدان جنگ می‌تواند معادله را معکوس کند؛ به‌گونه‌ای که طرف مقابل به این نتیجه برسد که مدیریت و مهار یک قدرت منطقه‌ای موجود، واقع‌بینانه‌تر از تلاش برای حذف آن است. در چنین فضایی، گفتمان «تغییر حکومت» جای خود را به راهبردی می‌دهد که هدفش پدید آمدن رهبری کم‌تنش‌تر و قابل تعامل‌تر با غرب است. در نهایت، این سناریو یادآور یکی از قواعد قدیمی سیاست بین‌الملل است: قدرت در میدان، زبان سیاست را تغییر می‌دهد. هرگاه کشوری بتواند در عرصه‌ی واقعی قدرت خود را تثبیت کند، حتی مخالفان سرسخت نیز ناچار می‌شوند اهداف خود را از «تغییر بنیادین» به «تعدیل و مدیریت» آن قدرت بازتعریف کنند. https://eitaa.com/amniatemeli
آقای الهام: یاواش؛ آسیاب به نوبت (نگاهی به اهداف پیمانکار باکویی از سناریو خودزنی پیشدستانه در حمله پهپادی نخجوان) در میان کلکسیونی از معدود ساختارهای سیاسی که با یدک کشیدن عنوان کشور، برای تکه تکه شدن ایران باشکوه و قتل عام مردم شریف آن، لحظه شماری و در ابعاد گسترده با رژیم صهیونی و امریکا همکاریِ نظامی و امنیتی می کنند، تنها یک ساختار وجود دارد که با کاربست سیاست ریاکارانه و استفاده از یک شبکه نفوذ سی ساله، تاکنون از مجازات همدستی با دشمنان ایران گریخته و به گمان اش، برای خود مصونیتی خدشه ناپذیر ایجاد کرده است. با توجه به سابقه شراکت شرارت بار باکو با رژیم صهیونی در جنگ 12 روزه، نمایش حمله پهپادی به یک زمین خالی در اطراف فرودگاه نخجوان، بار دیگر توجهات را به نقش دولت جمهوری آذربایجان در مصاف ایران با رژیم صهیونی و امریکا در جنگ رمضان جلب کرده است. در این خصوص، شش نکته تبیینی قابل طرح است: اول؛ الهام علی اف رئیس جمهور آذربایجان پس از این رویداد مضحکانه، در اظهاراتی که متناسب با شان خاندان حاکم بر این کشور است، آواز سر داد که: «این افراد بیشرف، کسانی که این اقدام تروریستی را علیه ما انجام دادند، پشیمان خواهند شد؛ نگذارید قدرت ما را آزمایش کنند. کسانی که می‌خواستند قدرت ما را آزمایش کنند، با مشت آهنین گردن زده شدند. حادثه امروز نیز همین نتیجه را خواهد داشت. بنابراین، باید یک برنامه عملیاتی در این مورد تهیه شود. همه دستورالعمل‌ها داده شده است. سفیر ایران به وزارت امور خارجه احضار شده است و...». علیرغم تکذیب باصطلاح حمله پهپادی نخجوان از سوی ستاد کل ارتش، وزارت امورخارجه و رئیس جمهور ایران، جفنگیات مشابهی نیز از سوی وزارتخانه های امورخارجه و جنگ باکو که وابسته به رژیم صهیونی و ترکیه است، مطرح شد. این ادبیات باکو از جمله کاربرد «اقدام تروریستی» دقیقا تکرار همان رویکردی است که در سناریو مشترک باکو و تل آویو در حمله به سفارت جمهوری آذربایجان در تهران در 7 بهمن 1401 نیز مطرح شده بود؛ حمله ای که محصول یک پروژه امنیتی مشترک باکو و تل آویو بود. آن مقطع هدف باکو، مهیا کردن شرایطی برای گشایش سفارت خود در فلسطین اشغالی، همراهی با واشنگتن و تل آویو در تشدید فشارها بر ایران و فرار از مجازاتی بود که به واسطه دهها مورد همکاری امنیتی با رژیم صهیونی علیه ایران ، انتظارش را می کشید. بنابراین سوال اصلی این است که هدف باکو از سناریو خودزنی پیشدستانه پهپادی در زمین خالی نخجوان چیست؟ دوم؛ بخش طنز آمیز سناریوی باکو این است که در حالی که پهپادهای ایرانی در مسافت های صدها کیلومتری به صورت نقطه زن، به اهداف اصابت می کنند، اما در نخجوان که همچون یک شهر ایرانی، تحت اشراف نظامی و ژئوپلیتیکی است پهپاد ادعایی در وسط یک زمین خالی اصابت کرده است!؟ قراین متعددی وجود دارد که نشاندهنده آن است که پهپاد مذکور از پهپادهای تولیدی کارخانه پهپادسازی رژیم صهیونی در باکو بوده است که توسط خود آنها طی یک نمایش فریب آمیز پرتاب شده است. این خودزنی پیشدستانه باکو به واسطه ترسی است که به دنبال پاسخ کوبنده تهران به پایگاههای امریکایی، رژیم صهیونی و مبداهای حملات به ایران ایجاد شده و بار دیگر اشتباه محاسباتی آنها را به رخ کشانده است. دولتمردان باکو این بار نیز با خیانت به مردم خود، و مانند جنگ 12 روزه با این تصور که سقوط و شکست نظام ایران قطعی است، در همکاری با امریکا و رژیم صهیونی سنگ تمام گذاشته، و حتی پا را از برخی از کشورهای عربی خلیج فارس که میزبان پایگاهها و سربازان امریکایی هستند، و در روزهای گذشته طعم همکاری با امریکا و رژیم صهیونی را چشیده اند، فراتر گذاشته است.
ادامه تحلیل سوم؛ در حالیکه ایران با ضربه زدن به زیرساخت های پایگاههای امریکا در منطقه، هدف گیری محل های سوخت گیری جنگنده های دشمن در پایگاه بن گورین تل آویو و قبرس، و حملات به ناوهای امریکایی در فاصله هزار کیلومتری تلاش می کند مسیر پرواز جنگنده ها و پهپادهای امریکایی و صهیونی به ایران را طولانی و پرهزینه نماید، به یُمن خیانت دولت باکو به مردم جمهوری آذربایجان و ایران، و همزمان با حضور ریاکارانه الهام علی اف در سفارت ایران برای تسلیت شهادت رهبری، جنگنده و پهپادهای امریکایی و صهیونی نه تنها از آسمان این کشور، بلکه از فرودگاه های این کشور برای نشست و برخاست، سوخت گیری و حملات به ایران استفاده می کنند. صدها غیرنظامی در تبریز، تهران و شمالغرب ایران به واسطه جنگنده ها و پهپادهایی که از فرودگاههای جمهوری آذربایجان و جمهوری خودمختار نخجوان برخاسته اند، به خاک و خون کشیده شده اند که دهها مورد آن حتی توسط شهروندان عادی ایرانی نیز رویت شده اند. برآورد می شود که بخشی از تجهیزات و نیروهای ویژه امریکا در مناطقی از جمهوری آذربایجان در پوشش سفر اخیر جی دی ونس معاون رئیس جمهور امریکا به باکو مستقر شده اند. چهارم؛ الهام علی اف ماه گذشته با سفر به امارات که از کریدور هوایی غیرمرسوم در خارج از آسمان ایران صورت گرفت ، و دیدار با بن زاید، و حضور در رزمایش سپر جنگ، آخرین هماهنگی را با دیگر متحد رژیم صهیونی (دیگر پایگاه منطقه ای صهیونیسم ) برای خوشخدمتی به امریکا و رژیم صهیونی انجام داد. اکنون وضعیت امارات و بحرین پیش روی باکو است؛ ملت ایران چشم خود را به هیچ خیانتی نبسته و نخواهند بست، بویژه اینکه اکنون پیش از هر زمان دیگری مسجّل شده است که باکو به پایگاه منطقه ای صهیونیسم و بخشی از میدان جنگ تبدیل شده است. در چنین شرایطی پیمانکار باکویی، با مشورت اطاق فکرهای صهیونی، چاره کار را در یک خود زنی مضحکانه پهپادی در زمین خالی در نخجوان دیده است تا بتواند با هیاهوی پس از آن و فرار به جلو، و به کارگیری باقیمانده لابی خائن و مزدورش در داخل ایران، مانع از انتقام گیری خون های ریخته شده فرزندان این سرزمین شود. پنجم؛ جمهوری آذربایجان میزبان صدها زیرساخت حیاتی رژیم صهیونی و امریکا در حوزه های نظامی، انرژی، ترانزیتی، ارتباطی، سایبری و راهبردی است. امریکا، رژیم صهیونی و انگلستان میلیاردها دلار در جمهوری آذربایجان سرمایه گذاری کرده اند که به راحتی در اشراف نظامی ایران و محور مقاومت قرار دارد. بنابراین مجازات دولت باکو به واسطه تبدیل آن به پایگاه منطقه ای صهیونیسم، نه تنها می تواند شریان انرژی رژیم صهیونی را قطع، و شوک به بازار جهانی انرژی را تشدید، و معادلات جنگ رمضان را هرچه بیشتر به نفع ایران تغییر دهد، بلکه می تواند موجب خیزش میلیون ها نفر از مردم شیعه جمهوری آذربایجان شود که از «شیعه زدایی» و «صهیون پرستی» خاندان حاکم این کشور به ستوه آمده اند، و همچنین نشان دهد که بر خلاف پروژه ساکسونی و نمایشی جنگ دوم قراباغ، یک جنگ واقعی یا مشت آهنین، چه شکلی می تواند داشته باشد. ششم؛ جمهوری آذربایجان که بیش از سی سال است برای تجزیه ایران سرمایه گذاری مستقیم کرده، دهها حزب و ساختار ضدایرانی دولتی و غیردولتی تاسیس نموده است، اکنون از سوی دشمنان تهران، نقش ویژه ای برای تجزیه ایران پیدا کرده است. دولت باکو ماموریت دارد که پس از تحقق فتنه حملات تجزیه طلبان کُرد به ایران از مسیر اقلیم کردستان عراق، به بهانه مقابله با موج آوارگان و ادعای حمایت از آذریهای ایران از جمله در ارومیه ، به زعم خود، و با همراهی ترکیه، به داخل خاک ایران حمله نمایند. دلیل اصلی دپو چند هزار نیروی افراطی و تکفیری انتقال یافته از سوریه به جمهوری آذربایجان که لباس ارتش جمهوری آذربایجان را به تن دارند، در نزدیک مزرهای ایران، همین مساله است. در واقع دولت باکو، به عنوان نیروی مکمل طرح امریکا برای حملات تجزیه طلبان کُرد به ایران محسوب می شود؛ اما اکنون که ایران رسما رویکرد «مچاله کردن اقلیم کردستان عراق» در صورت بروز این سناریو را در پیش گرفته است، ترس و واهمه بیش از هر زمان دیگری بر خاندان علی اف و متحدانش مستولی شده است. بنابراین آنها همچون قماربازان، راهکار را در خودزنی، هیاهو و گنده گویی می بینند. اما واقعیت این است که با جنگ رمضان، نظم جدیدی در حال سیطره بر منطقه است و جمهوری آذربایجان دیر یا زود، تقاص صدها اقدام خصومت آمیز ضدایرانی در همکاری با دشمنان ملت ایران را خواهد پرداخت؛ آسیاب به نوبت. https://eitaa.com/amniatemeli
5.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
‌ ♨️ سردار نائینی: کوری استراتژیک سنتکام؛ رادار یک میلیارد دلاریِ «چشم صحرا» منهدم شد / شکارِ رادارهای ۵۰۰ و ۸۰۰ میلیون دلاریِ «تاد» توسط موشک‌های ایران سخنگوی سپاه: 🔹نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران در یک عملیات دقیق و فوق‌پیشرفته، موفق شدند زیرساخت‌های پدافندی و جاسوسی آمریکا و رژیم صهیونیستی را در منطقه فلج کنند. 🔹طی این حملات، ۷ رادار فوق‌پیشرفته که چتر امنیتی منطقه را تشکیل می‌دادند، به طور کامل منهدم شدند؛ که از جمله آنها رادار استراتژیک FPS (معروف به چشم صحرا): مستقر در پایگاه سنتکام (العدید) به ارزش یک میلیارد دلار. 🔹رادار سامانه تاد (TPY): مستقر در پایگاه «موفق» به ارزش ۵۰۰ میلیون دلار. رادار پیشرفته TPY: مستقر در مجتمع «الروس» به ارزش ۸۰۰ میلیون دلار. 🔹در مجموع، با انهدام این رادارهای کلیدی و سامانه‌های «تاد»، بخش وسیعی از شبکه رصد، مقابله و پدافند هوایی آمریکا در منطقه از کار افتاده و عملاً چتر امنیتی که سال‌ها برای ایجاد آن هزینه شده بود، ساقط گشته است. 🔹این «کوری راداری» به معنای باز شدن حریم هوایی منطقه برای موج‌های بعدی حملات مقتدرانه ایران است. اللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد وَعَجِّل فَرَجَهُم https://eitaa.com/amniatemeli