دیگه نجات دهنده نه توی آینهس نه باشگاهه نه غرق کار شدنه نه خودتو به اون راه زدنه نه کتاب خوندنه
رسما تموم شدم.
اینکه چیزی رو ببینی ولی خودتو بزنی به ندیدن تا طرف مقابل معذب نشه یه سطح از همدلیه که همه درکش نمیکنن.
و بازم احساس میکنم تموم "نا"
ها هستم ناراحت ، ناکافی ، نادرست ، ناامید ، ناامن ، نابلد ، ناچیز و احتمالا ناپدید .
از یه جایی بعد یاد میگیریم
آدما رو مجبور نکنیم برامون وقت بذارن
اگه واقعا دوسمون داشته باشن بیشتر وقتشون برای ماست .
مظلومترین قسمت زندگی اونجاست که از یه اتفاقی دلت میشکنه و یکی اتفاقی ازت حالت رو میپرسه، با بغض و به زور میگی خوبم، میگی خوبم یوقت صحبت ادامه دار نشه که بغضت بترکه، در حالیکه همون لحظه با گریه میخوای داد بزنی و بگی نه خوب نیستم.