همه میگن:
ماه، رویت نشده،
خواستم بگم ماه ما
چند روزی هست که رؤیت نشده...
°
°
| @amvvaj
هر سال، عیدهایمان با نویدِ شما تبریک میشد.
چند سالی هست که عیدِ باستانی با عیدِ اسلامیمان، پس و پیش، کنارِ هم نشستهاند.
عیدِ فطر که میرسید،
انگار دلِ یک امت
به یک نقطه گره میخورد.
شما میآمدید
و مردمانتان میآمدند؛
دست در دستِ هم،
دل در گروِ هم.
صفهای نماز
تا جایی که چشم کار میکرد
امتداد پیدا میکرد،
و ما
پشتِ سرِ شما
رو به یک قبله میایستادیم.
آن لحظهها
فقط نماز نبود؛
یک امت بود
که با صدای تکبیر
یکدل میشد،
دلهایی که بعد از یک ماه روزه و دعا
پشتِ سرِ امامشان
به آسمان نزدیکتر میشدند.
و بعد نوروز…
بعد از صدای توپِ تحویلِ سال،
لحظهشماری میکردیم
تا نخستین تصویرِ سالِ تازه
شما را در قابِ تلویزیون ببینیم.
با همان ردا و قبا،
با انگشترهایی که بر دستانتان میدرخشید،
با چفیهای بر دوش
و آن لبخندِ آرام و پدرانه…
از سالی تازه برایمان میگفتید.
وقتی نامِ سال را از زبانِ شما میشنیدیم،
میفهمیدیم مسیرِ این سال کجاست؛
میفهمیدیم باید همتِ دلهایمان را
بر کدام راه بگذاریم.
آقاجان…
شما همیشه از همان آغازِ سال
راه را به ما نشان میدادید.
اما امسال
سختتر میگذرد؛
که دو عیدِ پشتِ سرِ هم است
و ما
نه شما را میبینیم
و نه صدای مقتدرتان را میشنویم.
و چه سخت است
که آدم
خودش را
به نبودِ شما عادت بدهد…
چه سخت است.
«فاطمه بسحاق»
| @amvvaj
جنگ،
با تمامِ دردهایش
نعمت است.
آدم را
بزرگتر میکند؛
پختهتر،
نترستر،
و بیتعلّقتر.
در آتشِ روزهای سخت
چیزی درونِ انسان شکل میگیرد
که در روزهای آرام
هرگز به دنیا نمیآید.
°
«فاطمه بسحاق»
| @amvvaj
عالم پیر دگرباره جوان گردیده است.
چرخ گردون چه غمی از گذر خود دارد...
°
°
| @amvvaj
سراپا اگر زرد و پژمردهایم
ولی دل به پاییز نسپردهایم
چو گلدانِ خالیِ لبِ پنجره
پر از خاطرات ترک خوردهایم
اگر داغِ دل بود، ما دیدهایم
اگر خونِ دل بود، ما خوردهایم
اگر دل، دلیل است، آوردهایم
اگر داغ، شرط است، ما بردهایم
اگر دشنهی دشمنان، گردنیم!
اگر خنجرِ دوستان، گردهایم!
گواهی بخواهید، اینک گواه:
همین زخمهایی که نشمردهایم!
دلی سربلند و سری سر به زیر
از این دست، عمری به سر بردهایم
«قیصر امینپور»
| @amvvaj
سال ۱۴۰۴ سالِ سختی بود؛
سالِ از دست دادنِ عزیزانی
که یادشان هیچوقت از دلها پاک نمیشود
و نامشان همیشه در خاطرهی ما زنده خواهد ماند.
انشاءالله سال ۱۴۰۵
سالی سرشار از پیروزی، اقتدار و حالِ خوب برای ایران باشد؛
در سایهی رهبریِ امامِ انقلاب،
سید مجتبی خامنهای.
سال نو و عید نوروزتان مبارک.
| @amvvaj
کتاب هایی که توی سال ۱۴۰۴ خونده شد
امیدوارم امسال پر بار تر از قبل باشه 🌱📚
| @amvvaj
اگه این چند روز قراره به مهمونی و دید و بازدید بگذره،
یه کار مهم هست که نباید یادمون بره.
با هم حرف بزنیم
و سعی کنیم درست توضیح بدیم.
هر کسی هم با زبون خودش؛
با زبونی که طرف مقابلمون بهتر بفهمه.
نه دعوا، نه تحمیل…
فقط آروم و منطقی حرف بزنیم تا حرف درست جا بیفته.
سعی کنیم از قدرت ایران حرف بزنیم
از کارایی که انجام داده تو این بیست روز...
#جهاد_تبیین
| @amvvaj
°
از آغاز پیدایشش، خود را وارث روم میپنداشت؛
در ستونهای مرمر، در گنبدهای بلند و در خطابههای پرغرورش، رؤیای امپراتوری کهن را تکرار میکرد.
غافل از آنکه در برابر سرزمینی ایستاده
که شکست امپراتوریها در سنگ و کوهش حک شده است.
اینجا جایی است که غرور قدرتها فرو میریزد
و تاریخ بارها دیده است
یأجوج و مأجوجِ هر عصر
سرانجام میفهمند با چه سرزمینی درافتادهاند.
«فاطمه بسحاق»
| @amvvaj
میگویند آدمها را در روزهای سخت میشود شناخت.
این روزها هم خیلی چیزها روشن شد.
میان نیروهای هلالاحمر، سلبریتیهایی هستند که بیهیچ تردیدی از همدلی و وطن میگویند؛
کنار مردم ایستادهاند، بیحسابِ سود و زیان.
و در همان روزها، عدهای هم هستند
که نام و نانشان را از همین سرزمین گرفتهاند،
اما وقتی وقت ایستادن میرسد،
حرفهای دوپهلو میزنند؛
آنقدر حسابگر که مبادا جایی به منافعشان بر بخورد.
انگار گفتن نام دشمن
و ایستادن بیابهام پشت وطن
کار دشواری شده است.
در حالی که پشت این خاک
خانههایی هست،
و دختربچههایی
که خونشان ناحق ریخته شده است.
«فاطمه بسحاق»
| @amvvaj