صبح زود برخاستن، طعم تمام روز را عوض میکند.
کارها هم چقدر جلو میافتد.
میدانی؟ صبح زود، عطر غریبی دارد؛
عطری که در انتهای صبح زود،
تمام میشود و هرگز به مشام انها که تا کمرکش ظهر میخوابند نمیرسد.
کسالت، کسالت میاورد، خواب،خواب.
@amvvaj
الزعل على قد المعزّة،
مو على قد الغلط.
رنجش از دیگران، بسته به
اندازهی دلبستگیست،
نه به اندازهی خطا.
@amvvaj
_همه چیز خوب است؟
_در نزدیکی ما، بله؛ اما در دور دست، نمیدانم.
@amvvaj
«تو ای بشر!
حق نداری آن چنان در عشق
کسی فرو روی،
که خدا تحت الشعاع قرار گیرد.»
دکتر چمران
@amvvaj
هدوءٌ يغمرني؛
كالسفينة الغارقة،
تهبطُ إلى قاعِ البحر.
آرامم؛
مثل کشتیِ غرق شده،
که به تَهِ دریا میرود.
@amvvaj
شب را دوست داریم به خاطر شب بودنش،
نه با نوری فقیر، گیج، دربه در و بیفایده ان را زخمی کردن.
شب را، بوییدن شب را، و نرم نرمک ناپدید شدن ستارگان را.
حالی میان شب و روز را.
از صبح کاذب به صبح صادق و به نفس صداقت عینی رسیدن را.
صدای شب، صدای طلوع، صدای افتاب را.
@amvvaj
عاشق، تکدی نمیکند.
عاشق،حقارت روح را تقبل نمیکند.
عاشق، تن به اعتیاد نمیدهد.
عاشق،سرشار است از سلامت روح، و ایمان.
عاشق، زمزمه میکند، فریاد نمیکشد.
@amvvaj
اگر پای آرمان یا وطن در میان باشد
البته فرقی نمیکند که ایستاده بمیریم
یا ارّهمان کنند
یا با تَبَر بیندازندمان.
به هر حال، مرگ، صد هزار بار بهتر از
کوتاه امدن است.
نادر ابراهیمی
@amvvaj
مینا پرندهای از گونه کلاغها است
مرد گفت: این مینای تو قفس رو میبینی!
اگه یکی دیگه کنارش باشه پوستش رو میکنه،
ولی وقتی یدونه مینا ازشون بمیره خیلی ناراحت و سر و صدا و سوگواری میکنن!
درست مثل ادما تا کنار همن باهم نمیسازن
کافیه یکیشون بره الکی خودشونو ناراحت میکنن.
@amvvaj
از قدیم نوشتهاند واژهٔ «فارسی» عربیشدهٔ «پارسی» است؛ همین امروز هم این قولِ معروف اما بهواقع مشکوک تکرار میشود. این را نمیتوان چشمبسته پذیرفت و بهسادگی تکرار کرد.
در عربی به زبان موردبحثِ ما میگفتند «اللّغة الفارِسیّة». اینجا «لغة» بهمعنی «زبان» است. در عربیِ استانداردِ کلاسیک، «فارس» یا «فارسی» به شکلی که در #زبانهای_ایرانی تلفظ میشود قابل ادا کردن نیست.
اما آنچه به «ف» و «پ» مربوط میشود، منحصر به فارسی و عربی هم نیست. تحول آوایی «پ» به «ف» سابقهٔ دیرینه دارد، هم در زبانهای ایرانی و هم در بقیهٔ شاخههای زبانیِ #زبانهای_هندواروپایی.
«پ»، براساس قاعدهای آوایی و جهانشمول به نام «نرمشدگی» (lenition)، در مواردِ بسیار، به «ف» تبدیل شدهاست. در فارسی «سفارش» (از فعلِ سپاردن و سپردن) و «گوسفند/ گوسپند/ گوسبند» و «فیل/ پیل» (که غالباً تصور میشود معرّب است) و نمونههای بسیارِ دیگر از این دستاند.
اصطلاحِ «نرمشدگی» معمولاً در مقابل «سختشدگی» (fortition) تعریف میشود.
بر این اساس، میتوان با اطمينان گفت که «فارسی» فارسی است، نه عربی یا عربیشده.
حمید حسنی؛ پژوهشگر زبان فارسی.
@amvvj