eitaa logo
دانلود
همون ب بسملا بابام میاد دسته‌گل مامانمو از تو شمشادای تو پارک درمیاره =))
وای الان از خنده تشنج جیشی میکنم
وای ولش کن اصلا جلو تر نمیرم سکته میکنم وسطش
واسه سالگرد ۴۰ سالگیشون‌ مجبورشون میکنم مثل بابارضا و میناجون دوباره عروسی بگیرن ببینین فقط
آخرین عروسی ای که رفتی و بهت خوش گذشت عروسی کی بوده _ عروسی داییم
یه چندوقت دیگه طلاق میگیرن
عروسی پسرخاله‌ی دوستمونم‌ خیلی خوب بود خیلی شیک و مجلسی بود یه اتاق دسر داشتن فقط هرچی جلو دستم اومد خوردم
فقط نمیدونم عروس چرا اینقدر اخمالو‌ بود شب عروسیش
یه خاله شکوفه‌‌ای داشتیم ما خداشاهده تو هر خاطره‌ی خوشی که تعریف میکنم ردپا داره
ایشالا خاله شکوفه و امثالش خوشبخت شن
خاله رو امسال عید بعد از ۵ ساااال دوباره دیدم core memory عجیبی بود