eitaa logo
دانلود
هی بیخودی کبود می‌شد جای‌جای بدنش و مثلا نهاایتا ما هفته‌ای ۴ بار فیس تایم داشتیم این کل اون ۴ دفعه رو جلو چشمای ما خون دماغ می‌شد
مثلا تا با کاغذ می‌برید دستش یا یه سری جراحات سطحی وارد می‌شد یه تشت خون می‌رفت ازش باور کنین
همشم می‌گفت نه بابا چون امروز بیرون بودم آفتاب خورده پس کله‌م خون دماغ شدم چیزی نیست از یه جا به بعد تا خودش نگران می‌شد ما هم همینو بهش می‌گفتیم
این موشکی که سفارش داده بودیم کجاست چرا نمیاد بخوره پس سرمون راحت شیم
و اگه کمکی می‌کنه بگم که خیلی زود خسته می‌شد و نه خستگی الکی که با چرت ۵ دیقه‌ای حل بشه وااقعا خسته می‌شد و فکر می‌کردی با یه ۹۰ ساله داری حرف می‌زنی اینقدر که خستگی و ضعف داشت اصلا اونی نبود که باهاش دوست شده بودیم
And something was clearly wrong
یلدا خوابید؟ _ نه بابا
https://eitaa.com/ananaski/3114 ناراحت شدم خدا صبر بده به خانوادش _ ایشالا ایشالا
از آدمای جنگ طلب متنفرم 🧌
خداروشکر همه جنگ طلبارو از زندگیم محو کردم