eitaa logo
Medusa 𖦹
131 دنبال‌کننده
197 عکس
11 ویدیو
1 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
هیزل مور (Hazel Moore) ⭐️ هیزل سال ۲۰۰۳ به دنیا اومد. از بچگی یه لک کوچک روی گونه چپش داشت که همیشه سعی می‌کرد با آرایش بپوشونتش اما بعدها همون لک تبدیل به چیزی شد که دوستاش باهاش می‌شناختنش:(( عاشق گل‌های وحشی، عطر وانیل و دوچرخه‌سواری بود و از دعوا کردن خوشش نمی‌اومد. یه عادت بامزه داشت و هر ماه برای آینده خودش یه نامه می‌نوشت و یک سال بعد بازش می‌کرد. تابستون‌ها کنار دریاچه دوچرخه‌سواری می‌کرد و عصرها بستنی می‌خورد. برای: https://eitaa.com/joinchat/1704134308C8d459b4e18 ~
مکس ویلسون (Max Wilson) ⭐️ مکس سال ۱۹۹۹ به دنیا اومد و با پدربزرگش زندگی می‌کرد چون پدر و مادرش بیشتر سال خارج از کشور بودن. پدربزرگش نجار بود و مکس از ۱۲ سالگی یاد گرفت با چوب کار کنه. توی مدرسه بیشتر از هر چیزی عاشق کلاس کارگاه بود. از آدم‌هایی که وسایلشون رو خراب می‌کردن متنفر بود. یه عادت بامزه داشت و هر وقت وسیله جدیدی می‌ساخت اسمش رو پشتش می‌نوشت اما هیچکدومشون اسم های عادی نبودن. تابستون‌ها برای بچه‌های محله بادبادک چوبی درست می‌کرد. برای: https://eitaa.com/stareiiiiiiiiiiiiii234/730
آوا لوئیس (Ava Lewis) ⭐️ آوا سال ۲۰۰۱ به دنیا اومد. توی بچگی یه مدت طولانی توی بیمارستان بستری بود و همونجا تصمیم گرفت وقتی بزرگ شد پرستار بشه. توی مدرسه همیشه اولین نفری بود که اگر کسی حالش بد می‌شد کنارش می‌رفت:(( عاشق چای بابونه، گربه‌ها و پازل بود و از بیمارستان نمی‌ترسید و برعکس احساس آرامش می‌کرد. تابستون‌ها توی کمپ‌های خیریه کودکان داوطلب می‌شد. برای:https://eitaa.com/majera_haye_khaleh_elfo ~
لیام اسکات (Liam Scott) ⭐️ لیام سال ۱۹۹۸ به دنیا اومد. خانواده‌ش هر تابستون بدون استثنا با یه ون قدیمی سفر می‌رفتن و هیچ‌وقت هتل رزرو نمی‌کردن. برای همین از بچگی نصف کشورش رو دیده بود. شایدم بیشتر از نصف. توی مدرسه عاشق درس جغرافیا بود و همیشه مسیرها رو از حفظ بود. عاشق نقشه، دوربین پولاروید و مارشملو کبابی بود و از ترافیک بدش می‌اومد. یه عادت بامزه داشت و از هر شهر یه کارت‌پستال برای خودش می‌فرستاد. برای: https://eitaa.com/joinchat/199689884Cf97373dd6d ~
الیسیا گارسیا (Alicia Garcia) ⭐️ الیسیا سال ۲۰۰۲ به دنیا اومد. پدرش اهل مکزیک و مادرش اهل آمریکا بودن و توی خونه هم انگلیسی حرف می‌زدن هم اسپانیایی. همیشه می‌گفت دو تا فرهنگ داشتن بهترین هدیه زندگیشه. عاشق غذاهای تند، رقص سالسا و عکاسی بود و از پیش‌داوری درباره آدم‌ها متنفر بود. یه عادت بامزه داشت و هر وقت خوشحال می‌شد ناخودآگاه با انگشتاش روی میز ریتم می‌زد. تابستون‌ها بیشتر پیش مادربزرگش توی مکزیک می‌رفت. برای: https://eitaa.com/NokhodFarangi ~
الکس کوپر (Alex Cooper) ⭐️ الکس سال ۱۹۹۹ به دنیا اومد. توی ۱۱ سالگی به خاطر شغل مادرش مجبور شدن از استرالیا به کانادا مهاجرت کنن و چند ماه اول اصلاً دوست نداشت اونجا بمونه. کم‌کم با پیدا کردن دوست‌های جدید عاشق زندگی توی کانادا شد:(( عاشق هاکی روی یخ، پیتزا و موسیقی پاپ بود و از خداحافظی با دوستاش متنفر بود. یه عادت بامزه داشت و هر شهری که می‌رفت یه آهنربای یخچال می‌خرید. تابستون‌ها کنار دریاچه قایق‌سواری می‌کرد. برای: https://eitaa.com/Snowgirls ~
الکس کوپر (Alex Cooper) ⭐️ الکس سال ۱۹۹۹ به دنیا اومد. توی ۱۱ سالگی به خاطر شغل مادرش مجبور شدن از استرالیا به کانادا مهاجرت کنن و چند ماه اول اصلاً دوست نداشت اونجا بمونه. کم‌کم با پیدا کردن دوست‌های جدید عاشق زندگی توی کانادا شد:(( عاشق هاکی روی یخ، پیتزا و موسیقی پاپ بود و از خداحافظی با دوستاش متنفر بود. یه عادت بامزه داشت و هر شهری که می‌رفت یه آهنربای یخچال می‌خرید. تابستون‌ها کنار دریاچه قایق‌سواری می‌کرد. برای: https://eitaa.com/Snowgirls ~
سوفیا پارکر (Sophia Parker) ⭐️ سوفیا سال ۲۰۰۳ به دنیا اومد. مادرش خلبان بود و پدرش نویسنده برای همین از بچگی هم عاشق سفر بود هم عاشق کتاب. توی مدرسه مسئول روزنامه دیواری بود و همیشه دنبال داستان‌های جالب می‌گشت. اولین کراشش پسری بود که توی کتابخونه داوطلبانه کار می‌کرد و همیشه براش کتاب کنار می‌ذاشت اما هیچ‌وقت بهش نگفت. عاشق قطار، دفترهای جلدسخت، بوی قهوه و غروب‌های تابستونی بود و از خداحافظی‌های طولانی بدش می‌اومد. یه عادت بامزه داشت و هر شب قبل از خواب سه مکالمه کوتاه و خوب اون روز رو توی دفترش می‌نوشت. تابستون‌ها با مادرش به شهرهای مختلف پرواز می‌کرد و هر جا می‌رفت یه کارت‌پستال برای مادربزرگش می‌فرستاد. برای: @bokorlo ~
لیا مورگان (Leah Morgan) ⭐️ لیا سال ۲۰۰۲ به دنیا اومد. از بچگی به خاطر شغل مادرش هر دو سه سال مدرسه‌ش عوض می‌شد و برای همین خیلی زود دوست پیدا کردن رو یاد گرفته بود. توی مدرسه همیشه اولین نفری بود که با دانش‌آموزهای جدید سلام می‌کرد. عاشق نقاشی، چای هلو و فیلم‌های قدیمی بود و از خداحافظی کردن متنفر بود. یه عادت عجیب داشت و از هر دوستی که پیدا می‌کرد یه عکس چاپ‌شده نگه می‌داشت و پشتش تاریخ آشناییشون رو می‌نوشت. تابستون‌ها با دوستاش پیک‌نیک‌های طولانی می‌رفتن. برای:https://eitaa.com/Thestoryofrain/2013 ~
نوآ واکر (Noah Walker) ⭐️ نوآ سال ۱۹۹۸ به دنیا اومد و وقتی فقط چهار سالش بود خواهر کوچکش به دنیا اومد. از همون موقع خودش رو مسئول مراقبت از اون می‌دونست و هر جا می‌رفتن دستش رو محکم می‌گرفت. توی مدرسه شوخ‌طبع بود اما هیچ‌وقت کسی رو دست نمی‌انداخت. عاشق بسکتبال، فیلم‌های کمدی و ساندویچ کره بادام‌زمینی بود و از دعوا خوشش نمی‌اومد. یه عادت بامزه داشت و هر وقت خوشحال می‌شد آهنگ‌های قدیمی رو با صدای بلند می‌خوند حتی اگر نصف شعرش رو اشتباه می‌گفت. تابستون‌ها با خواهرش بادبادک هوا می‌کرد. برای: https://eitaa.com/shrimppp2 ~
ایوان راس (Evan Ross) ⭐️ ایوان سال ۱۹۹۹ به دنیا اومد. وقتی ۱۲ سالش بود، مادرش دوباره ازدواج کرد و اولش اصلاً با ناپدریش کنار نمی‌اومد اما چند سال بعد خودش می‌گفت بهترین نصیحت‌های زندگیش رو از همون آدم شنیده. توی مدرسه همیشه برای مسابقات علمی داوطلب می‌شد، ولی هیچ‌وقت دوست نداشت مرکز توجه باشه. عاشق لگو، مستندهای فضایی و بستنی شکلاتی بود و از بی‌نظمی بدش می‌اومد. یه عادت بامزه داشت و هر ایده‌ای به ذهنش می‌رسید روی دستش می‌نوشت و آخر روز دستش پر از نوشته می‌شد. تابستون‌ها توی مرکز علمی شهر برای بچه‌ها آزمایش‌های ساده انجام می‌داد. برای:https://eitaa.com/mrxcollection/2966 ~
گریس نلسون (Grace Nelson) ⭐️ گریس سال ۲۰۰۳ به دنیا اومد و از بچگی عاشق ستاره‌ها بود. پدرش هر شب تلسکوپ رو روی حیاط می‌ذاشت و با هم صورت‌های فلکی رو پیدا می‌کردن. توی مدرسه همیشه بهترین نمره رو توی علوم می‌گرفت، اما از ریاضی خوشش نمی‌اومد. عاشق شکلات داغ، آسمون شب و کتاب‌های علمی بود. یه عادت بامزه داشت و هر وقت شهاب می‌دید بدون استثنا ۵ آرزو می‌کرد. تابستون‌ها روی پشت‌بوم می‌خوابید تا طلوع خورشید رو ببینه. برای:https://eitaa.com/joinchat/443877010Cb47ef2bbda ~