بعد اینقدر حرف من و یلدا حساس شده بود که تو راهرو داشتیم از ۱۰ کلمه در ثانیه استفاده میکردیم
بعد معاونمون اومد با جملهی "برین ادامه حرفاتونو تو کلاستون بزنین" بهمون حمله کرد که خیلی عجیب بود چون یادش رفته بود که تو یه کلاس نیستیم🥀
بعد مثلا ما چهارتا تو همون دوتا نیمکت با همون پوزیشن نشستیم بعد مثلا برمیگردیم بگیم فلانی ولی فلانی نیستش