من ۵ سالم که بود رفتم یه کلینیک و سرم زدم بعد خانوم دکتره خیلیی ناز بود تا سرش خلوت بود میومد پیشم باهام بازی میکرد و میگفت چون خودم مریضم میتونم بوست کنم
بعد کلاس هفتم که این یارو آبله مرغیه رو گرفتم دوباره رفتیم اونجا بعد اون خانوم دکتره گفتش که یسنا شما بچه که بودی اینجا سرم زدی؟
بعد تا اومدیم بیرون و اسم دکترو دیدیم مامان گفت وای همین خانومه بود که سرم زد برات
ایول حالا وقتشه مشعل و اجسام دودزا برداریم بریم از تو دودکش خونههامون با دود ارتباط برقرار کنیم 💞