eitaa logo
دانلود
اینطوری آیریس بیش از ۲۰ تا پدربزرگ و مادربزرگ داشت
بین سالمندای‌ اونجا یه پدربزرگی بود که آیریس بهش می‌گفت عمو تد عمو تد زندگیش مثل فیلما بود و عاشق جاز بود و خب عمو تد پدربزرگ موردعلاقه‌ی آیریس بود به خاطر همین آیریس هم عاشق جاز‌ شد
بعد از این همه وقت آیریس با همه‌ی سالمندا‌ خانواده شده بود و وقتی خانواده‌ی اونا میومدن موقع رفتن با آیریس حرف می‌زدن و یه سری چیزارو می‌سپردن به اون چون می‌دونستن پدربزرگ مادربزرگا دوسش دارن و به حرفش گوش می‌دن
و برای قدردانی براش شکلات و کلی چیز میز میاوردن
ای کاش آیریس‌ بودم بچها:((((
هدایت شده از Shrimp
درود به همگی امیدوارم روز خوبی رو سپری کرده باشین. این تقدیمی نمیدونم چندمی اینجاست و منتظر پیوستن شما به تقدیمیه X3 برای شرکت توی این تقدیمی شما باید این پیام رو توی چنلتون فوروارد کنین و لینکتون رو توی 🎨 برای من بفرستین تا من به شما به صورت کاملا تصادفی و رندوم یک اثر تاریخی ، یک تاریخچه ی کوچیک از اون اثر و مکانی که اثر درش کشیده شده رو معرفی کنم. کسایی که چنل ندارن ولی دوست دارن که توی تقدیمی شرکت کنن می‌تونن توی ناشناس ایدی خودشون رو بفرستن تا منم یک تقدیمی قشنگ تقدیمشون بکنم. D: مرسی که وقت گذاشتین. 💘💘
https://eitaa.com/ananasmi/27026 کالب هریس👈👉 _ بریم کالب
مزرعه ای که خانواده کالب داشتن درواقع مال یه همسایه خیلی پیر و خیلی خوب بود که قبل از مرگش دادش به اونا
اونا هم خونه توی شهر رو ول کردن و رفتن تو روستا و مزرعه
دوست موردعلاقه‌‌ی کالب یه بچه بز بود که چندماه بعد از خودش به دنیا اومده بود و خیلیی باهم خوب بودن یعنی قشنگ بهترین دوستای همدیگه بودن
اما چندسال بعد در اثر یه بیماری مُرد (بیماری نبود بابا، مامان باباش کشتنش دروغکی‌ این به کالب می‌گفتن)
آها اسم بچه بز کشته شده هم شهرام بود :(((