eitaa logo
دانلود
هدایت شده از Shrimp
درود به همگی امیدوارم روز خوبی رو سپری کرده باشین. این تقدیمی نمیدونم چندمی اینجاست و منتظر پیوستن شما به تقدیمیه X3 برای شرکت توی این تقدیمی شما باید این پیام رو توی چنلتون فوروارد کنین و لینکتون رو توی 🎨 برای من بفرستین تا من به شما به صورت کاملا تصادفی و رندوم یک اثر تاریخی ، یک تاریخچه ی کوچیک از اون اثر و مکانی که اثر درش کشیده شده رو معرفی کنم. کسایی که چنل ندارن ولی دوست دارن که توی تقدیمی شرکت کنن می‌تونن توی ناشناس ایدی خودشون رو بفرستن تا منم یک تقدیمی قشنگ تقدیمشون بکنم. D: مرسی که وقت گذاشتین. 💘💘
https://eitaa.com/ananasmi/27026 کالب هریس👈👉 _ بریم کالب
مزرعه ای که خانواده کالب داشتن درواقع مال یه همسایه خیلی پیر و خیلی خوب بود که قبل از مرگش دادش به اونا
اونا هم خونه توی شهر رو ول کردن و رفتن تو روستا و مزرعه
دوست موردعلاقه‌‌ی کالب یه بچه بز بود که چندماه بعد از خودش به دنیا اومده بود و خیلیی باهم خوب بودن یعنی قشنگ بهترین دوستای همدیگه بودن
اما چندسال بعد در اثر یه بیماری مُرد (بیماری نبود بابا، مامان باباش کشتنش دروغکی‌ این به کالب می‌گفتن)
آها اسم بچه بز کشته شده هم شهرام بود :(((
اون کسی ک.قم.بود پوستر میخاست چرا پیام نمیدی؟ پوسترارو میخام بدم به یکی.دیگه ها _ ایخدا 😭
زک میلر (وای عاشق خودت و خلاقیتت تقدیمیاتم یسنا) _ بریم زک منم عاشق خودتم مرسی که هستی جات رو سرمه:>>
زک بامزه ترین و مهربون ترین بود تو دوران مدرسه
صبح ها همونطور که گفتم دیر می‌رفت مدرسه چون توی کارها به باباش کمک می‌کرد اما باباش همیشه به عنوان تغذیه چندتا تیکه دونات و پیراشکی و نون اینا می‌ذاشت
و حالا حدس بزنین چرا دیر می‌رسید‌ چون می‌رفت دوست های بی‌خانمان‌شو‌ پیدا می‌کرد و تغذیه روزشو‌ می‌داد به اونا:((