هدایت شده از ★ خنزر پنزر ★
با دوستات رفته بودی کنسرت خواننده مورد علاقت و وسط شلوغی کنسرت، جمعیت ناگهان هجوم آورد و از دوستات جدا شدی. وقتی آهنگ تموم شد، دیدی یه نفر که از چند دقیقه قبل کنارته و هر بار جمعیت هل میداد، مراقب بود تعادلت به هم نخوره و کمکت میکرد داره بهت لبخند میزنه. بعد حالا یکم اینجا هم صحبت میشین و بعد باهم میرین دنبال دوستاتون میگردین. بعد حالا یکی از دوستات با اون پسره آشنا در میان و وقتی با دوستات از اونا دور شدی، اون دوستت بهت میگه به هم میاین و اینا، حالا از تو انکار و از اون اصرار. بعد شمارش رو بهت میده و توهم فقط سیوش میکنی. چند روز بعد بهت پیام میده و تو چون سیوش داشتی و میدونستی کیه سریع میشناسیش. بعد حالا حرف میزنین یکم و اینا، بعد یه مدت هم خب توی مهمونی وقتی مست بود بهت اعتراف میکنه. این شروع رابطتتون، آخرش هم بهتون شهاب سنگ میخوره و میرین اون دنیا.
یادم آید که شبی با هم از آن کوچه گذشتیم
پر گشودیم و در ان خلوت دلخواسته گشتیم
فریدون مشیری
برای @ananasmi 🪷
https://eitaa.com/ananasmi/27740
سریع..تو😋(جدی اول چنل تو بعد شنبلیله و بعد یوتا مورد علاقه ترینمن)
_
وای قربونتبرم تو هم موردعلاقه ترینمی دوستم :((
Medusa✦
ببخشید ولی مجبورم تنهاتون بذارم من تو گروه یلداییانم
اسمتو رو قلبم تتو کردم یسنا❤️🔥