eitaa logo
دانلود
اصلا نمیتونی باور کنی اون همون دنی خودته چون با خودت میگفتی نه امکان نداره دنی هیچوقت اینقدر کبود نیست
بعد از کلی گریه و بدبختی بالاخره جسدشو‌ ول میکنی و همون شب استفا میدی چون با خودت میگی اگه عزیزترینمو‌ نتونم نجات بدم چطوری میخوام بچه مردمو نجات بدم؟ 😭
دو شبانه روز با همون لباسا کف حموم دراز میکشی و دوستات شیفتی میان سعی کنن متقاعدت کنن تا به زندگی برگردی اما حتی وقتی بلند میشی هم هیچی عادی نیست برات
چون تو تازه فهمیده بودی عشق چیه !!!!!
شبانه روز کیک و مافین درست می‌کنی چون فقط بلدی اینطوری غمتو‌ بروز بدی و اینقدر مافینات‌ زیاد میشن که میری میدی به در و همسایه
و یه روز پدر دنی بهت میگه که حتما باید ببینتت‌ و تو هم میری به دیدنش و میفهمی دنی طفلک ۱۰ سالگی از خونه فرار کرده بوده چون دیگه توان نداشته ببینه پدرومادرش اینقدر واسه قلبش که درست کار نمیده هزینه کنن و حقیقتا پدرش نمیدونسته که اون زنده‌ست حتی چون هر چی دنبالش گشت پیداش نکرد
دنی میخواسته تنهایی و گوشه خیابون تو بچگی بمیره که کسی ناراحت نشه به خاطرش !!!😭
و حالا حدس بزنین باباهه‌ از کجا فهمیده پسرش زنده‌ست
دنی بعد از اینکه تو بهش بله رو دادی با شماره بیمارستان زنگ زده بوده به خونه و پیام صوتی گذاشته بوده
توش گفته زن زندگی و عشق اول و اخرمو پیدا کردم و قراره باهاش ازدواج کنم اما اگر متوجه شدی که نشد و مردم لطفا این چک ۸.۷ میلیون دلاری رو بده بهش
با اون چک یه کلینیک مستقل و رایگان باز میکنی و اسم دنی رو میذاری روش 😭
Medusa✦
اما تا میری تو اتاقش تا نشونش بدی میبینی یه مرد رو تخت خوابیده و خیلی کبود شده
و تو تمام فکر و ذکرت تا خیلی وقت بعد این بوده که شاید اگه وقتمو روی پوشیدن اون لباس زرده حروم نمی‌کردم میتونستم دنی رو دوباره ببینم و توی تنهایی نمی‌مرد