دو شبانه روز با همون لباسا کف حموم دراز میکشی و دوستات شیفتی میان سعی کنن متقاعدت کنن تا به زندگی برگردی اما حتی وقتی بلند میشی هم هیچی عادی نیست برات
شبانه روز کیک و مافین درست میکنی چون فقط بلدی اینطوری غمتو بروز بدی و اینقدر مافینات زیاد میشن که میری میدی به در و همسایه
و یه روز پدر دنی بهت میگه که حتما باید ببینتت و تو هم میری به دیدنش
و میفهمی دنی طفلک ۱۰ سالگی از خونه فرار کرده بوده چون دیگه توان نداشته ببینه پدرومادرش اینقدر واسه قلبش که درست کار نمیده هزینه کنن
و حقیقتا پدرش نمیدونسته که اون زندهست حتی چون هر چی دنبالش گشت پیداش نکرد
دنی بعد از اینکه تو بهش بله رو دادی با شماره بیمارستان زنگ زده بوده به خونه و پیام صوتی گذاشته بوده
توش گفته زن زندگی و عشق اول و اخرمو پیدا کردم و قراره باهاش ازدواج کنم اما اگر متوجه شدی که نشد و مردم لطفا این چک ۸.۷ میلیون دلاری رو بده بهش
Medusa✦
اما تا میری تو اتاقش تا نشونش بدی میبینی یه مرد رو تخت خوابیده و خیلی کبود شده
و تو تمام فکر و ذکرت تا خیلی وقت بعد این بوده که شاید اگه وقتمو روی پوشیدن اون لباس زرده حروم نمیکردم میتونستم دنی رو دوباره ببینم و توی تنهایی نمیمرد
Medusa✦
حالا اینجارو ببینین
درمورد این حدستونو بگین سریع خیلی مهمه واسه مریض میخوام