eitaa logo
انارستانِ منِ طو 🇮🇷♥️🇵🇸
3.4هزار دنبال‌کننده
12.2هزار عکس
3.2هزار ویدیو
51 فایل
﷽ از تمام دنیا یک دوستت دارم طو برایم کافیست ... موجیم که آسودگی ما عدم ماست ... @Hazrate_anar اینجا عشق می‌نویسد و ما همه شنونده ایم ... 😊♥️
مشاهده در ایتا
دانلود
بدو برو سلمان رو خبر کن، دیگه من طاقت ندارم، دیگه پاهام نمی‌کشه؛ بگو سلمان اقلاً بیاد کمک کنه.
حسن بدو رفت در خونه‌ی سلمان زد، سلمان! بدو خودت رو برسون ... چه خبره؟! شبیه چی شده؟!
آخ سلمان مادرم و بابام شسته می‌خوایم ببریم ...
شبیه؟! تووی دل این شب، تووی این تاریکی؟!
چرا به ما نگفتی؟!
مادرم سفارش کرده کسی نباشه، کسی نشنوه، کسی نبینه.
سلمان بدو بدو اومد، اومد تووی خونه‌ی مولا، وای چه خبره تووی خونه! وسط حیاط خونه یه تابوت گذاشته، بدنم یه طرفه، علی هم یه طرف زانوهاش و بغل گرفته؛ حسینم یه طرف، زینبم یه طرف …
همچین که سلمان اومد تووی خونه، علی چشمش به سلمان خورد آه! سلمان … سلمان و بغل گرفت انقدر دوتایی گریه کردند. سلمان دیدی چی شد؟! سلمان دیدی مردم شهر با علی چی کار کردند ؟!
آقا به من بگو چی کار کنم؟! چه کاری از دست من برمیاد؟!