eitaa logo
انبار مهمات
200 دنبال‌کننده
1.3هزار عکس
476 ویدیو
4 فایل
انبار یا زاغه مهمات : به محل نگهداری و انبار مهمات جنگی اعم از انواع گلوله تفنگ‌ها و گلوله توپ‌ها و سایر مواد منفجره گفته می‌شود. ⚠️اینجا انبار مهمات جهاد تبیین است⚠️ ان شالله سعی خواهم کرد برای جهاد تبیین مهمات فراهم کنم. @asseeman
مشاهده در ایتا
دانلود
‼️عجب دنیای وارونه‌ای شده است! لایحه‌ی منع خشونت زنان را در مجلس برای تصویب بررسی می‌کنند اما از ابلاغ قانون مصوب عفاف و حجاب و حمایت از خانواده که یکی از مهمترین علتهای آن بازدارندگی از خشونتهای جنسی و روانی و خانوادگی است به بهانه‌ی مصلحت، ممانعت می‌ورزند! أفلا تعقلون؟! ✍ مریم اشرفی گودرزی ☑️ به وارد شوید. @PastoyeFarhangVaSiyasat
🚫دیروز در صفحه اول برخی روزنامه‌های معلوم الحال ، از مهم ترین اتفاق روز یعنی تشییع سید مقاومت هیچ خبری نبود. ‼️ من فکر می کردم فقط رهبران جهان عرب از ترس آمریکا و رژیم صهیونسیتی در مراسم شرکت نکردند و حرفی نزدند درحالی که مواجب بگیرای داخلی هم آره 😏توف تو شرف نداشتتون 🪧 🪧 ☆ــــــــــــــــــــ زلزلـه کانال تحلیل سیاسی و نظامی ــــــــــــــــــــــ☆ 🇮🇷@zelzeleh313🇮🇷
هدایت شده از پاتولوژی فرهنگی
واکنش «هوتن شکیبا» به توقیف سریال تاسیان: «ترسیده! الهی بمیرم. نه نترسین فقط یه سریاله؛ انقدر ضعیف نباشید ...» ✍ ما و ترس؟! یک فقره اَبرمرد شجاع جبهه انقلاب ما «سید حسن نصرالله» است که ابلیس و شیاطین از سر ترس با ۹ هزار کیلو بمب به پیشواز شهادت رساندش رفتند! ما و ترس؟! ضعیف النفس و ترسناک شما هستید که بنده‌ی نفسانیت و ظواهر دنیائید! فرزندان انقلاب با جّراران عالم، از گُرگان صایانی تا مو سُرخان چشم آبی آمریکایی به تقابل پرداختند و ذره‌ای واهمه و ترس به دل راه ندادند؛ از چه و از که بترسیم؟! از شما، از سلبریتی‌های بنده پول و شهوت که یک مرد شجاع در هفتگانه عالم سینما و هنر در میان‌تان یافت نمی‌شود؟! ما و ترس؟! ما از قتل عام فرزندان مظلوم جامعه‌مان با خُدعه و طراری جنود ابلیس واهمه داریم! فساد و فحشاء و عریانی را برای جوان امروزی عادی‌سازی کنید با این شعار که: «چیزی نیست، نترسید، یک سریاله» چقدر وقیح‌اید شما ترسوهای نفس‌پرست! 🔎 مطالعات پیشرفته فرهنگی و اجتماعی 🔬 | کانال پاتولوژی فرهنگی [عضویت]: @CuPathology | آپارات
13.03M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔴❌همان کسی که تا دیروز وقتی در مورد وعده صادق از او می‌پرسیدند که تمام رسانه‌های دنیا انگشت به دهان مانده بودند او جواب می‌داد ولمون کن باباااا.... حالا او را در شب دفن سید حسن نصرالله آوردند به عنوان سخنران..... ━━═━━⊰❀🦋❀⊱━━═━ ✅کانال 👇 @meysame_tammarr
🔴اینهم برای عزیزانی که میگن چرا در این تحصن درمورد مشکلات اقتصادی چیزی گفته نمیشه 📣اگر اخبار تحصن رو به درستی پیگیری کنید می‌بینید که درمورد تمام مشکلات دارند مطالبه گری انجام میدن 🔺این بندگان خدا از آسایش خودشون زدند از شهرهای مختلف، خودشون رو به تهران رسوندند 🔹توی این سرما روی یک زیرانداز نشستن صبح تا شب دارند شعار میدن و از نمایندگان مجلس مطالبه گری می‌کنند 📣از مردم هم مدام خواهش میکنند که آقاجان شما هم اگه دغدغه دارید بیاید کنار ما وقتی جمعیت زیاد بشه رئیس مجلس نمیتونه مثل همیشه نادیده بگیره ❌نمیشه که همش گوشه گود بشینیم غر بزنیم اینها هم مثل ما مردم عادی هستند ولی غیرت دارند 🔻شما هم بجای غر زدن مثل اینها پاشو بیا عَلَم مطالبه گری از مسئولین رو بلند کن ♦️صاحبان اصلی این نظام مردم هستند وقتی مردم دچار ویروس بی تفاوتی بشن، مسئولین خائن یا غافل هر غلطی بخوان میکنند از قدیم گفتن خودت باید بالای سر کار وایستی اوضاع از وقتی خراب شد که ما همه چیز رو سپردیم دست مسئولین و فقط توی خونه هامون غر زدیم یادمون رفت ما خودمون به اینها قدرت دادیم ✅رهبری همیشه بر مطالبه گری مردم از مسئولین تاکید داشتند پس بسم الله بیا توی گود فقط غر زدن فایده نداره
هدایت شده از  مجید سرگزی
در صورت امکان ، به نیت شفای همه بیماران خصوصا این دختر کوچولو صلوات و حمد شفا بخونیم🙏 اللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد وَعَجِّل فَرَجَهُم
🟢متحصنین مقابل مجلس شورای اسلامی از کدام شهرهای ایران هستند؟ 🚩علمداران: قم، اصفهان، شیراز، تهران ❇️حامیان: مشهد، قزوین، ازنا، درود، کرج، شهریار، اسلامشهر، گرگان، اراک، ملارد، شهر ری (تا کنون به جمع متحصنین پیوسته اند.) بابل در راهند... سایر شهرها جهت حضور در جمع متحصنین ان شاءالله بزودی اعلام آمادگی بفرمایند 💟چشم براهتان هستیم... ✊🏻تا آخر محکم پای آرمان های انقلاب و مطالبات فرامین رهبری ایستاده ایم ✔ غسل شهادت کرده ایم... @AtashBeEkhtiar_Qom
| بسم الله الکافی، بسم الله الشافی با توجه به پیگیری های مکرر مردم عزیز نسبت به وضعیت عمومی حضرت آیت الله جاودان (حفظه الله) به اطلاع می رساند با توجه به نامساعد شدن اوضاع جسمانی درحال حاضر "معظم له" در بخش مراقب های ویژه بیمارستان بستری می باشند، لذا از همه مومنین و مومنات تقاضامندیم، جهت شفای عاجل و کامل همه بیماران علی الخصوص حضرت استاد حمد شفا باتوجه، صدقه و توسل مرحمت بفرمایند. @chafiehmeshki
هدایت شده از HDAVODABADI
امیدواری در روز تشییع سَیّدعزیز داغون بودم،‌ خسته و کلافه ... ششم مهر ۱۴۰۳ که خبر شهادت سیدحسن نصرالله را شنیدم، همه احوال داغونم، صدبرابر شد. هیچ‌وقت حتی در خواب هم باور نمی‌کردم خبر شهادت سید را بشنوم. ۵ ماه بُغض، داغ، سوز و ... زبانم بند آمده بود. فقط به تصاویر سیدخندان و خوش‌سیما می نگریستم و با خود می‌گفتم: - خدا کند دروغ باشد همه خبرها و شایعه‌ها که می‌گویند سید زنده است، راست باشد! ولی دنیا به کام من ‌نچرخید. قرار شد سید را ۵ اسفند ماه تشییع کنند. یعنی دیگر همه امید زنده بودن سید، تمام شد. چند روز پیش گفتند: - روز یک‌شنبه ۵ اسفند، تو و مسعود ده‌نمکی، بیایید برای نماز خدمت حضرت آقا. خدا را شکر. خیلی خوشحال شدم. می‌توانستم بغضم را با کسی تقسیم کنم. هرشب، در خواب و رویای خودخواسته، خویش را در آغوش آقا می‌دیدم‌ که می‌گریم و بغض چندماهه می‌گشایم! صبح یک‌شنبه، باران عالم و آدم را طراوت و زیبایی بخشده بود که مسعود که آمد دنبالم، نیم ساعت قبل از اذان ظهر وارد اتاقی شدیم که قرار بود آقا بیاید. (درست ۲۶ سال پیش، در همین اتاق، غروب بعد عیدفطر، در جمعی شش-هفت نفره، نماز مغرب‌وعشا را به امامت آقا خواندیم و نشستیم ساعتی به گفت‌وگو با آقا و لذت دنیا و آخرت بردن!) جمعی شاید حدود صدنفر که خانواده‌هایی هم بودند، صفوف نماز را تشکیل دادند که چندین بچه کوچک، شاد و بی‌توجه به همه،‌ میان صفوف می‌دوبدند و محافظین برایشان بیسکوئیت و سرگرمی می‌آوردند. اذان که دادند، آقا تشریف آوردند و نماز به امامت ایسان اقامه شد.‌ همه‌ش با خودم می‌گفتم: - حتما الان امروز که تشییع سیدعزیز است، آقا مثل من، بدجوری حالش گرفته است، خسته است و عزادار. نماز که به پایان رسید، برخلاف تصور من، آقا صحبت نکرد و آمد به حال‌واحوال با حاضرین. به ما که رسید، با تبسمی زیبا با مسعود صحبت کرد که مسعود درباره کتاب‌های اخیرش که منتظر انتشار هستند، صحبت کرد که آقا فرمودند نمونه‌هایی را که فرستادی، دیدم. آقا، نگاهی محبت‌آمیز به من انداخت ‌و با لبخندی زیبا فرمود: - باز که چاق شدی ... و زدیم زیر خنده. مانده‌ام با این شکم ورقُلُمبیده چی‌کار کنم. کاشکی می‌شد قبل از دیدار، پیچ‌هایش را باز کنم و گوشه‌ای پنهان کنم‌ که هربار مورد لطف آقا قرار نگیرد و شرمنده‌ نشوم! رو در رو که شدم با آقا،‌ چشم درچشم، نگاه انداختیم و خندیدیم. وقتی فرمودند: - شما چطورید؟ چیکار می‌کنید؟ همان اول، کتاب "راز احمد" آخرین سفر بی‌بازگشت حاج احمد متوسلیان، چاپ نشر یازهرا (س) را به آقا هدیه دادم، توضیح کوتاهی دادم و خواستم تورق کنند. سر دلم باز شد. بغضم داشت می‌ترکید. شروع کردم به نالیدن: - آقا، خسته‌ام، حالم خوب نیست، دارم کم‌ میارم ... آقا چشمانش را در نگاهم دوخت و باتعحب گفت: - چیزی نشده که، شما دیگه چرا کم میارید، خبری نیست، الحمدلله همه چیز خوب است ... نالیدم: آقا، سید رفت، بغض دارم، دعا کنید خدا این‌ آرامش قلب شما را به من هم بدهد ... - همه چیز خوبه و همه ‌کارها به روال خودش دارد پیش می‌رود. امیدت به خدا باشد ... می‌خندید و می‌خندیدم. وقتی از امید گفت، قربانش رفتم ‌و ناخواسته می‌گفتم: - ای جانم ... جانم ... خدا همین امید و اطمینان قلبی شما را‌ به من هم عطا کند ... واقعا از آرامش و اطمینان قلبی ایشان، همه ناامیدی و خستگی‌ام به یکباره فرو ریخت و بر فنا رفت و همه آن اطمینان قلب که همواره از خدا طلب می‌کردم،‌ همچون‌خورشیدی بر قلبم تابیدن گرفت و آرامم کرد. دقیقا دنبال همین بودم که امروز با یاد سیدعزیز که بر دوش آزادگان جهان بدرقه شد تا آغوش خدا، بر دستان حضرت آقا بوسه زدم و خدا را شکر کردم‌ که این ‌نعمت الهی بر سرمان‌ می‌تابد. حمید داودآبادی یکشنبه ۵ اسفند ۱۴۰۳ @hdavodabadi
هدایت شده از  آنتی سلبریتی🎬
روایت حمید داوودآبادی نویسنده دفاع مقدس از دیدار روز گذشته با رهبر معظم انقلاب همزمان با تشییع شهید سیدحسن نصرالله👆