به این نتیجه رسیدم که ادمایی که اسمشون ویله از بیخ بدبختن و ادمایی که اسمشون نورتونه قاتلای روانی مریض هستن(هیچ ربطی به هم نداشتن)
و اشک سرازیر میشد از آن دیدگانِ چشمان تَرَم که خیال، خیالبرانگیز است و وای به حال خیالپردازانِ غمدیدهی زمان