زیرزمین
-
به ندرت پیش میاد درمورد کتابی حرف بزنم،مگه اینکه خیلی ازش خوشم بیاد.
منتها این، یه کتاب عالی و شاهکار نبود، ولی ارزش خوندنو داره.
یه پنجگانهی زنجیروار با دیدگاههای متفاوت در زمانهای متفاوت؛ داستان شخصیتهای زنجیرهای که تونستن از بمباران هیروشیما و ناکاساکی جون سالم به در ببرن، جنگی که باعث شد ژاپن مستعمرهی آمریکا بشه؛ خفقانی که برای کرهایها وجود داشت و...
خیلیخوب فضای اون زمان و پنجاهسال بعدش رو ترسیم کرده بود، داستانپردازی جالبی هم داشت؛ منتها برای اطلاعات عمومیش جای بیشتری داشت بهنظرم؛ منتها در کل خوب بود.
#book
زیرزمین
اینکه حتی کسایی که اون اتفاق رو تجربه کردن هم سعی به سفیدشویی دارن برام عجیبه.
این منو یاد جزیره خرگوشها میندازه، احتمالا خیلیاتون داستانشو میدونید؛ جزیرهای که به خرگوشای زیادش معروفه و تبدیل شده به یه مکان توریستی.
از سال ۱۹۲۹ تا پایان جنگ جهانی دوم، این جزیره میزبان تأسیسات تحقیق و تولید گاز سمی بوده که توسط ارتش امپراتوری ژاپن اداره میشدن. این عملیات انقدر محرمانه بود که اوکونوشیما در نقشههای اون زمان ژاپن درج نشده بود.
کارگران با یونیفرمهای لاستیکی، دستکش، چکمههای بلند و ماسکهای گاز، گاز خردل و مقادیر کوچکتر گاز اشکآور و سیانید تولید میکردن.
جالبش اینجاست که کارگران این کارخونه از اینکه چهچیزی تولید میکنن خبر نداشتن(نمونش عکس بالا که برای یه مدرسه دخترونه بوده، خیلی از دخترا و پسرای کمسنوسال رو در جایجای ژاپن به کار اجباری میگرفتن و درغیراینصورت انگ کمونیست بودن میزدن بهشون)
ساخت سلاحهای شیمیایی که تا دهه ۱۹۸۰ افشا نشد، آغاز ارتباط جزیره با خرگوشها بود. همچنین حدود ۲۰۰ خرگوش برای آزمایشِ اثربخشیِ گاز استفاده شدن که ارتش ژاپن در جنگ چین و ژاپن و بعدها برای بمبهای بادکنکی به کار میبرد.
#historical
#General_information
کشتار نانجینگ، که به عنوان "تجاوز به نانجینگ" نیز شناخته میشود، یکی از وحشتناکترین رویدادهای تاریخ مدرن است. این واقعه در زمستان ۱۹۳۷ تا اوایل ۱۹۳۸ میلادی رخ داد و بخشی از جنگ دوم چین و ژاپن بود که بعدها به جنگ جهانی دوم گسترش یافت. نانجینگ، پایتخت جمهوری چین در آن زمان، پس از سقوط شانگهای در اختیار نیروهای امپراتوری ژاپن قرار گرفت. ژاپنیها، به رهبری ژنرال ایوانو ناکاجیما و فرمانده کل یاسوجی اوکامورا، وارد شهر شدند و آنچه که به عنوان یکی از بزرگترین جنایات جنگی قرن بیستم ثبت شده، را رقم زدند. این کشتار نه تنها شامل قتلعام گسترده غیرنظامیان و اسیران جنگی بود، بلکه با تجاوزهای جنسی سیستماتیک، غارت و ویرانیهای گسترده همراه شد. تخمینها نشان میدهد که بیش از ۲۰۰٬۰۰۰ نفر کشته و دهها هزار زن و دختر مورد تجاوز قرار گرفتند، هرچند ارقام دقیق به دلیل نابودی شواهد توسط ژاپنیها، همچنان مورد بحث است.
جنگ دوم چین و ژاپن در ۷ ژوئیه ۱۹۳۷ با حادثه پل مارکو پولو (یا حادثه لوگوچیائو) آغاز شد. این درگیری زمانی رخ داد که نیروهای ژاپنی ادعا کردند سربازان چینی به آنها شلیک کردهاند، در حالی که چین آن را انکار میکرد. امپراتوری ژاپن، که از دهه ۱۸۹۰ به دنبال گسترش قلمرو در آسیا بود، از این فرصت برای حمله تمامعیار به چین استفاده کرد. ژاپن قبلاً در سال ۱۹۳۱ منچوری را اشغال کرده و دولت دستنشانده منچوکئو را تأسیس کرده بود، و حالا هدفش تصرف کامل چین بود.
#historical
#General_information
در سپتامبر ۱۹۳۷، ژاپنیها شانگهای را محاصره کردند. نبرد شانگهای، که شش هفته طول کشید، یکی از خونینترین درگیریهای آن دوران بود و بیش از ۷۰٬۰۰۰ سرباز چینی و ۴۰٬۰۰۰ ژاپنی را کشت. دولت چین به رهبری چیانگ کایشک، پایتخت را از نانجینگ به ووهان منتقل کرد، اما دفاع از نانجینگ را به ژنرال تانگ شن-ژی واگذار کرد. تانگ با حدود ۱۰۰٬۰۰۰ سرباز، شهر را در برابر ۲۰۰٬۰۰۰ نیروی ژاپنی دفاع کرد. نانجینگ، شهری با جمعیتی حدود یک میلیون نفر، به عنوان نماد مقاومت چین انتخاب شده بود.
در ۱۰ دسامبر ۱۹۳۷، نیروهای چینی پس از مقاومت شدید، شهر را ترک کردند. ژاپنیها در همان روز وارد شدند. فرمانده ژاپنی، پرنس یاسوهیکو آساکا، به نیروهایش دستور داد تا "شهر را تسخیر کنند و انتقام خونهای ریختهشده را بگیرند." این دستور، که بعدها در دادگاههای جنگی نقل شد، زمینهساز وحشت بود.
در ۱۳ دسامبر ۱۹۳۷، نیروهای ژاپنی به طور کامل نانجینگ را اشغال کردند. بلافاصله پس از ورود، سربازان ژاپنی شروع به جستجوی سربازان چینی پنهانشده در میان غیرنظامیان کردند. آنها مردان جوان را از خانهها بیرون میکشیدند، لباسهایشان را چک میکردند و هر کسی که نشانهای از سربازی – مانند پینه یا زخم – داشت، را اعدام میکردند. هزاران نفر در خیابانها، رودخانه یانگتسه و تپههای اطراف کشته شدند.