۱۹۸۴ داستانى است در مورد خواندن، نوشتن، و انديشيدن در عصر پروپاگاندا مراقبت فراگير. وينستون(قهرمان رمان) هم به عنران يك خواننده و هم به عنوان يک نويسنده با پروپاگاندیستی ساتـسوركننده كه از پشت سر زيرنظرش دارد و به او میگويد به چه چيزى بيانديشد، سراسر در كشمكش است: در همهی طبقات، روبهروى آسانسور، همان پوستر با چهرهى بسيار بزرگش به ديوار ميخ شده بود و زل میزد به آدم. انگار به هر سمتى كه مى خواستی بروى تعقيبت میكرد، زير تصوير نوشته شده بود: برادر "بزرگ مراقب توست". اورول در این کتاب مىﺧﻮاهد با فراگيرى چگونگی در عمل كردن پروپاگاندا و مراقبت، خوانندگانش بتوانند آزادى بيشترى از عُرفهاى كوچک بوگندويى به دست بياورند كه امروزه با روحيهى ما ستيزهجو است. أرول در این کتاب خوانندهی هوشیار را به سمت زيرسوالبردن خوانش خود هدايت مى كند، البته با دقتى كامل و بيشاز آنﭼﻪ وينستون دارد، سپس وى را در ترديدى در مورد واقعيت و داستان تنها مى گذارد؛ و درنهايت، خواننده نهتنها در مورد آنچه قرار است باور داشته باشد، بلكه آنچه بايد باور داشته باشد نيز دچار شک و ترديد خواهد شد.
زندگی نه هیچ شباهتی به دروغهای همیشگی تلهاسکرین داشت و نه حتی به آرمانهایی که حزب در تلاش برای دستیابی به آن بود. آرمانهایی که حزب ترسیم میکرد چیزی بود عظیم، هولناک، درخشان_ جهانی برساخته از فولاد و بتن، ماشینآلاتی غولآسا و سلاحهایی وحشتانگیز_ملتی متشکل از جنگجویان و هواخواهانی متعصب که با همبستگیِ تمام پیش میرفتند: اما واقعیت شهرهایی بود دلگیر و رو به تباهی که مردمانش سوء تغذیه داشتند و با کفشهای سوراخ، لخلخکنان این سو و آن سو میرفتند، در خانههای فکسنی قرن نوزدهمی که همیشه از آنها بوی کلم میآمد.
به روایت اورول، جهان در سال نمادین ۱۹۸۴ میان سه ابرقدرت خیالیِ اقیانوسیه، اوراسیا و شرقآسیا تقسیم شده است. در کابوس دنیایی نهچندان وهمآلود و خیالی، جنگهای مداوم این سه ابرقدرت با یکدیگر به ویرانی عمیق و گستردهی جهان و تباهی زندگی مردمان انجامیده است. اگر در مزرعه حیوانات اورول نشان میدهد که در پی عصیانی عدالتخواهانه چگونه گروهی خودکامه و سرکوبگر به قدرت میرسد، در ۱۹۸۴ شرح میدهد که اساساً چرا ساز و کار قدرت تا این حد برای "حزب" اهمیت دارد.
جورج اورول با دو شاهكار جاودانش مزرعهى حيوانات و ۱۹۸۴، وجدان بيدار نسل خود و نسلهاى بعد است، چنانكه بسيارى از نويسندگان معاصر براى دفاع از آرمانهایشان مدام به نام وى اشاره میكنند و او را سرمشقى براى چگونه انديشيدن و چگونه نوشتن میدانند. اورول در مزرعهى حيوانات، با هجوى بسيار تند و گزنده به استبداد و استالينيسم مى تازد، و در ۱۹۸۴، سرخوردگى خود و روياى غمانگيز و پيشگويى وحشتناكى را از دموكراسى آينده پيش چشم خواننده میگذارد. اورول، در آثار خود همهى وسايل و ابزار و عناصر داستانهاى علمى- تخيلى را به كار مىگيرد، اما درواقع داستانهاى او بيش از هر چيز تبليغاتى است، تبليغات بر ضد كمونيسم و شيوهى حكومت استالين، و اصولا هر نوع رژیم استبدادى.
این کتاب و کلا کتابای اورول پنجرهای هستن به واقعیت دنیایی که الان درش هستیم و از این جهت غیر از این کتاب و قلعه حیوانات پیشنهاد میکنم بقیه کتاباش رو هم بخونید.
ترجمه خوب از این کتاب رو از نشر ماهی و نشر شورآفرین(ترجمه سیروس نورآبادی) میتونید تهیه کنید.
مقدمه مایکل یئو(استاد دانشگاه لورنتین) درمورد این کتاب خیلی تاملبرانگیز بود؛ توضیحات کاملی درمورد پروپاگاندا و مراقبت، نماد تلهاسکرین و... داده که براتون میذارم؛ اگه مایل بودید بخونید.(متاسفانه به دلیل باگهای متعدد اندیشهیاوران تمدن امروز ارسال نمیشه🙏🏻)
حداقل خوبه که زیاد درگیر زندگی خودم نیستم، درگیر جک و جاناتان سریالها هستم، زندگیشون دغدغهمه
فک کن اگه نبود چی میشد!
یجوری اینا هی تعطیل میکنن اونا هی نمیزنن کم کم دارم به نتیجه میرسم ترامپ منتظره بگن مدارس ایران باز شده