eitaa logo
زیرزمین
401 دنبال‌کننده
926 عکس
285 ویدیو
3 فایل
بهره‌برداری شده از امپراتوری ژئوپلیتیک مانا وابسته به حزب دیکتاتوری نئوسینتِتیکا صرفا برای خنزرپنزر و خزعبلات چنل اصلی: https://eitaa.com/hormeatashen ناشناس: https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_4tkxonx&btn=نمی تو خود ناشناس جوابتونو میدم*
مشاهده در ایتا
دانلود
شخصیت ولاد خیلی منو یاد هنیبال میندازه توی یک دوره‌ی زمانی‌ای که بعد از حکومتش‌ یک بار شکست میخوره و دوباره اسیر میشه، یک جنتلمنی‌ بود که همه دوستش داشتن قافل از اینکه یک روز قراره از پشت خنجر بزنه.
ولاد اون سگ ملوسی بود که رفته رفته وحشی‌تر میشد، اونقدری که حتی به صاحبش هم رحم نکنه. چون میدونه که اون صاحب، هرچه که داشته رو نابود کرده حتی خانواده‌ای که به زور به یاد میاره.
ولی از اونجایی که خیلی طولانی میشه میرسیم به اخرش‌.
ولاد وقتی شهر خودش رو پس گرفت و بر تخت پادشاهی نشست. اشراف رو کشت، عثمانی‌ها رو به سیخ کشید و خون و خون‌ریزی‌هاشو شروع کرد. اون دوتا از عثمانی‌هایی که از طرف سلطان محمد که بعد از پدرش سلطان مراد بر تخت نشست به شهرش اومده بودن رو به تمسخر گرفت‌ و بعد عمامه‌هاشون رو به سرشون میخکوب کرد.
روش کشتن ولاد به این شکل‌ بود هزاران نفر رو به سیخ میکشید و با لذت به مرگ تدریجیشون‌ نگاه میکرد. حتی زمانی که عثمانی‌ها قصد حمله داشتن، اون برای به وحشت انداختن و عقب نشینی ارتش عثمانی، تمام اسیرای عثمانی که در خدمتش بودن رو به سیخ کشید سیخ ها رو توی جنگل‌ها و راه هایی که به قلعش‌ کشیده میشد جاگذاری کرد. سربازای عثمانی هرچقدر که جلوتر میرفتن‌، هم‌رزمندگان بیشتری رو میدیدن که به طور وحشیانه به سیخ کشیده شدن و تا قلعه‌ی ولاد، ادامه دارن‌.
و جالب اینجاست‌ برادرش رادو رو یادتونه؟ اون فرمانده‌ی ارتش عثمانی‌ها بود اون سعی میکرد تا برادر خودشو بکشه‌. حتی بعد ها توی آخرین نبرد ولاد، اون شخصی بود که برای کشتن برادرش فرستاده شد. یک نکته‌ی جالب اینجاست بدونید که عثمانی‌ها اول ولاد رو تهدید کردن که قراره یک ارتش به بزرگی شهرش بهش حمله کنه و بهتره که صلح رو پبذیره و به همین دلیل همسر ولاد از شدت ترس خودشو از بالاترین مکان قلعه به پایین پرتاب کرد و خودکشی کرد.
تراژدی همسر دراکولا‌ اینجا اتفاق میفته. با حمله‌ی عثمانی‌ها، ترس از دست دادن و تاوان دادن کارهای همسرش. با اینکه ولاد دوتا همسر داشت ولی برای یکی از اونها داستان‌سرایی کردن‌. و خیلی ها میگن همسرش در حین خودکشی‌، باردار بوده. خیلی ها هم اینو نفی میکنن.
و خیلی ها میگن همسرش در حین خودکشی‌، باردار بوده. خیلی ها هم اینو نفی میکنن.
و ولاد توی آخرین جنگش تنهاترین بود، چون هیچکس جرئت نمی‌کرد با وجود جنایت و کشت و کشتاری که توی شهرش به راه انداخته بود بهش کمک بکنه و در سپاهش بجنگه.
در اخر این شاهزاده‌ی رومانیایی‌، توی یک جنگل بزرگ با درخت‌های بلند. زمانی که بارون به بدترین شکل ممکن می‌بارید توسط عثمانی‌ها و خیانت برادرش، کشته شد. سر اون رو برای سلطان محمد بردن و دیگه شهرش هیچوقت جنایت کاری‌هاش رو ندید. ولی قلعه‌ی ترانسیوانیا همیشه و همیشه به یادماندنی‌ترین میراث دراکولای اروپا میمونه. دراکولایی که همسرش رو از دست داد و انقدر انسان به سیخ کشید که هیچکس جزئت جنایت و دزدی رو توی شهرش نداشت.
از نظر المانی‌ها ولاد تپش، یک وحشی به تمام معناست‌ و از نظر رومانیایی‌ها یک قهرمان جنتلمنه چون خیلی طولانی هست قضیش، فقط بخش وحشی‌گریش و اون روی ومپایریش‌ رو نشونتون‌ دادم.
عثمانی‌ها خودشون با کارهای بی‌رحمانه‌ای که انجام میدادن یک هیولای غمگین ساختن و دوباره با دستای خودشون، اون رو از روی زمین نه از تاریخ محو کردن.