وقتی در باز میشه توی یک چمنزار ظاهر میشی، تو یکی از پسرانی هستی که از پدری به دنیا میای که فرماندهی بخشی از مسیحیان رو در جنگهای صلیبی به عهده داشت. در سنین کم قسم خوردی که تا جایی که در توان داری برای مسیح و مریم مقدس بجنگی و مانند پدرت در زمان مرگ، شمشیرت رو توی همون چمنزار دفن کنن. اما زمانی که از اون سمت در وارد دنیا میشی، مقابل شمشیر پدرت ایستادی. دستت خونینه و چندی پیش سوگند خونین جدیدی گرفتی، سوگندی به این روایت که هرچه مسیحی بدذات و خیانتکار دیدی، خونش رو بریزی.
برای: ala baster
هدایت شده از Ree;
چنل ;Ree قصد داره اولین تقدیمیشو بده"
جهت شرکت تو تقدیمی آدرس چنلتونو برام اینجا 🏷 بنوسید(روش بزنید) و این پیام+یه پیام مورد علاقتون از اینجا رو فور کنید تا من:
☆مثل تصویر بالا، بر اساس محتوای چنلتون و وایب شما همچین تصویری بسازم که شما و چنلتونو توصیف کنه و به همراه لینکتون تقدیم کنم☆
لطفا تا وقتی تقدیمی رو بدم این پیامو پاک نکنید.
و حتما قبل از ارسال ظرفیت رو چک کنید که من شرمنده شما نشم=(💞
زیرزمین
تا اینجای ۴۰۵: ۱.غرور و تعصب ۲.فریدون سه پسر داشت ۳.بیگانه ۴.وزن رازها ۵.عشق خدا ۶.تاریخ زندگی پیامب
کتاب بیست و یکم؛ کتاب یا سیگار