eitaa logo
زیرزمین
513 دنبال‌کننده
1.2هزار عکس
329 ویدیو
4 فایل
اینجا؟ انباری ذهنِ یه آدم چندوجهی نوشته‌هام: https://eitaa.com/hormeatashen ناشناس: https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_4tkxonx&btn=نمی تو خود ناشناس جوابتونو میدم*
مشاهده در ایتا
دانلود
مجموعه کتاب‌های مصور گی دولیل، کتاب‌های مصور بزرگسال ولی درعین‌حال بامزه و جالبی هستن که یه خلاصه کوتاه از زندگی در اون کشور رو برای شما ارائه میدن. دولیل یه طراح کمیک داستان‌های مصوره که به خاطر کار خودش و همسرش که عضو پزشکان بی‌حدومرزه به شهرهایی سفر میکنه که شرایط سختی دارن و با دیدگاه خودش مکان‌ها، مردمشون و تفاوت‌هاشون رو به تصویر کشیده. این آدم در کمیک خودش نبوغی داره که گاهی فقط به یه پنل کوچیک خیره میشم و از خودم می‌پرسم چطور تونسته با چندتا خط و نقطه چنین قاب زیبا و پرمفهومی بسازه؟ یکی دیگه از جذابیت‌هاش اینه که توی سفرهاش به دل جاهایی رفته که ما اصولا ایده‌ای از شون نداریم. توی خیابون‌های کمونیستی و نظامی‌ترین شهرها راه رفته، بین کوچه‌پس‌کوچه‌های فلسطین و اورشلیم طراحی کرده و مشاهداتش رو به عنوان یه انسان، طراح، شوهر، پدر ثبت کرده. هم آموزنده است و هم سرگرم کننده؛ به‌خصوص که از طنز شیرینی هم برخورداره و در عین‌حال گاهی با ساده‌ترین قاب‌ها مفاهیم تلخ رو هم بهت نشون میده.
Wounds are the most part of the human body.
زخم‌ها، میتونن یکی از زیبا‌ترین بخش‌ بدنِ انسان باشن؛ پشت هرکدومشون یک راز و خاطره‌ی دردناک نهفته‌ست که به‌طور معمول، ایجاد یک زخم رو یک فرایند غیرمعمول می‌شمارن؛ و بخاطر همین از جلوه‌گر شدن یه زخم هراس دارن. اما کبودی‌ها می‌تونن شبیه به یک کهکشان باشن، زخم‌ها می‌تونن لایه‌ای شکافته‌شده برای ورود به یک دنیای جدید باشن و این درحالیه که پدیده‌های طبیعیِ بدن انسان حالات روحی اون رو کشف می‌کنن. بخاطر همینه که من زخم رو زیبا می‌بینم، نه یه چیز غیرعادی شرم‌آور.
زیرزمین
این تصویر شاید مربوط به یه زخم نباشه، اما بیان‌گر جهانیه که منِ فعلی در اون مجبورم سلاحی رو طوری به‌خودم بچسبونم که جزوی از گوشت و پوستم بشه. این منِ فعلی میتونه یه بچه‌ی ضداستعمارگرا در کوچه‌پس‌کوچه‌های فقیرنشینِ بریتانیای ۱۹۱۰ باشه. منِ فعلی به این فکر می‌کنم که اگه توی دهه‌های گذشته‌ی میلادی و در اعماق انقلاب‌ فرانسه به‌دنیا نیومده بودم، شاید این رد اسلحه‌ی روی بدنم و رد خونِ روحم رو به دوش نمی‌کشیدم. شاید این ردِ قویِ خونی که در روحم باقی مونده، نازیباترین زخمیه که یه آدم میتونه داشته باشه.
چقدر گیر میدید اینارم باید توضیح بدم