زیرزمین
این تصویر شاید مربوط به یه زخم نباشه، اما بیانگر جهانیه که منِ فعلی در اون مجبورم سلاحی رو طوری بهخودم بچسبونم که جزوی از گوشت و پوستم بشه. این منِ فعلی میتونه یه بچهی ضداستعمارگرا در کوچهپسکوچههای فقیرنشینِ بریتانیای ۱۹۱۰ باشه.
منِ فعلی به این فکر میکنم که اگه توی دهههای گذشتهی میلادی و در اعماق انقلاب فرانسه بهدنیا نیومده بودم، شاید این رد اسلحهی روی بدنم و رد خونِ روحم رو به دوش نمیکشیدم.
شاید این ردِ قویِ خونی که در روحم باقی مونده، نازیباترین زخمیه که یه آدم میتونه داشته باشه.