eitaa logo
زیرزمین
609 دنبال‌کننده
1.4هزار عکس
397 ویدیو
4 فایل
اینجا؟ انباری ذهنِ یه آدم چندوجهی نوشته‌هام: https://eitaa.com/hormeatashen ناشناس: https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_4tkxonx&btn=نمی تو خود ناشناس جوابتونو میدم*
مشاهده در ایتا
دانلود
اما همه چنین برداشتی نداشتند. انتشار همان تصویر واکنش‌های فراوانی برانگیخت و "سید محمد خاتمی" وزیر وقت فرهنگ و ارشاد اسلامی، آوینی و مجله «سوره» را به اتهام ترویج تهاجم فرهنگی و رعایت نکردن شئونات اسلامی توبیخ کرد. آوینی و همکارانش بر باور خود ایستادند؛ اینکه انسان‌ها را نباید تنها با ظاهرشان قضاوت کرد. جنجال‌ها یکی پس از دیگری ادامه یافت. اختلاف‌ها بر سر سانسور، حذف مستند و افشاگری‌های مطبوعاتی چنان گسترده شد که سرانجام پای مجلس نیز به میان آمد و موضوع تحقیق و تفحص از صداوسیما مطرح شد. اما آوینی دیگر فرصت ندید نتیجه این ماجراها را ببیند. ۲۰ فروردین ۱۳۷۲، در سرزمین فکه، جایی که هنوز خاکش یادگار جنگ بود، هنگام تصویربرداری از مناطق عملیاتی، انفجار یک مین زندگی او را پایان داد و او به شهادت رسید. مردی که در واپسین سال‌های عمرش با حذف صدا، سانسور آثار، حملات رسانه‌ای و توبیخ رسمی روبه‌رو شده بود، این‌بار خاموش شد؛ اما تنها صدای او خاموش شد، نه روایتش. پس از شهادتش، فضای رسمی کشور دگرگون شد. رهبر انقلاب در تشییع پیکر او حضور یافتند و لقب «سید شهیدان اهل قلم» را به او دادند. چند ماه بعد نیز تغییرات گسترده‌ای در مدیریت صداوسیما رخ داد. تاریخ، گاه دیر قضاوت می‌کند. روایت سید مرتضی آوینی نیز از همین دست است؛ مردی که در زمان حیاتش صدایش را بریدند، نامش را از آثارش حذف کردند و برای اندیشه‌اش هزینه تراشیدند؛ اما پس از شهادت، همان صدا به یکی از ماندگارترین صداهای تاریخ معاصر ایران بدل شد؛ صدایی که هنوز، سال‌ها بعد، از دل سکوت نیز شنیده می‌شود. یادداشت کاربر: https://behkhaan.ir/post/01a08c54-4375-72fe-8ce2-137e74d0d773?inviteCode=ug1Xq5cNm3Nk
مرتضی آوینی همیشه برای من خیلی شخصیت عجیبی بوده. اصلا کتاب‌هاش رو می‌خونم وارد یه دنیای جدید و طرز فکر جدیدی از تعقل انسان میشم. با خودم میگم چطور تونستی کارگردان، روزنامه‌نگار، خبرنگار، عکاس باشی و این‌همه شعر و متن تامل‌برانگیز بنویسی؛ اونم نه فقط یه کتاب معمولی_بلکه یه‌کتابی که باهاش بتونی دغدغه ذهنی بخشی از افراد جامعه رو حل کنی؛ و در کنار تمام این‌ها انواع کتاب‌هایی که راجع به مشغله‌های متفاوتت نوشتی‌شون.
آیا می‌توانید از این متن به دو چیز: ۱.قضاوت نکردن دیگران در نگاه اول و در نگاه‌های دیگر بدون پی بردن به شخصیت وی و در ادامه ۲. تعصبی نبودن بر روی باورها و عقاید پی ببرید؟ به همین پی ببرید کافیه
چیزی که بهش باور دارید رو حتما باید بهش شک کنید. زمانی که شک می‌کنید به چیزی، دنبالش میرید_پی‌شو می‌گیرید_اگر اشتباه باشه که کنارش می‌ذارید، اگر درست باشه که خب جای تبریک داره بابت اینکه دلیل درستی براش پیدا کردید.
می‌دونید پریروز داشتم به چی فکر می‌کردم؟ این دیالوگ خیلی معروفه که "هروقت دیدی یه جبهه‌ای رو خیلی تحت حمله قرار میدن، پس اون، همون جبهه حقه" اما مسئله اینجاست که ما اگه بین طرفدارای جبهه A قرار بگیریم، جبهه B مخالفمونه و برعکس این، و هب تو این چرخه بی‌انتها آخرش نمی‌فهمیم درصد کدوم جبهه واقعا بیشتره. شما رو نمیدونم ولی به این نتیجه رسیدم که تو وضعیت فعلی نظر اونی نسبتا درست‌تر از بقیه‌ست که مخالف صفر و صدی و موافق صفر و صدی نباشه؛ یعنی با یه‌سری چیزهای هردو طرف مخالفت و همچنین موافقت کنه، و در قبالش یه باورهایی داشته باشه که هیچ‌کدوم از طرفین قبولش نمی‌کنن.
زیرزمین
چیزی که بهش باور دارید رو حتما باید بهش شک کنید. زمانی که شک می‌کنید به چیزی، دنبالش میرید_پی‌شو می‌
اما تردید هیچ‌گاه برای همیشه گورش را گم نمی‌کند. تردید می‌رود و می‌آید. شاید هیچ یقینی نباشد که خالص و نیالوده به تردید بماند. ایمان و تردید همسایه‌اند. تنه به تنه‌ی هم می‌زنند و برای خود جا باز می‌کنند. آن ایمان و یقین که بیایند و خنکای امن و آرامش را بدون تردید با خود بیاورند، نمی‌دانم که از راه می‌رسند.
شَکّ، مثل جانور مرموزی کُنج و کنار قلب پنهان می‌شود تا به وقت خواب‌آلودگیِ ایمان، سربرآورد. به‌گمان من شکِ بعد از یقین صدچندان مخوف‌تر از شکِ بعد از یقین است. شکِ پیش از یقین به جلو می‌راند و شکِ پس از یقین زمین‌گیر می‌کند.
ببخشید که انقدر تز میدم آدم وقتی حالش خوب نیست زیاد حرف میزنه
همه یکی‌یکی لفت میدن غیر از اونی که دلم میخواد نگاه میکنی اینجا رو اصلا