زمان:
حجم:
1.6M
در ادامه میخواستم بگم که آدم مثلا اگه بره یه رمان در زمان روسیه دو قرن پیش رو بخونه تا حدودی متوجه فضایی که روسیهی اونزمان درش بوده میشه
این از منظر اطلاعات عمومی و تاریخی و ..
ادبیات فاخر جهان رو فقط برای داستانهاش نمیخونیم. این کتابها باعث میشن جور دیگهای به زندگی و آدمها نگاه کنیم. نویسندههای بزرگ، تجربهها، فکرها، غمها، عشقها و سؤالهای مهم زندگی رو توی آثارشون گذاشتن. وقتی این کتابها رو میخونیم، با سؤالهایی مثل معنی زندگی، آزادی، مرگ، هویت و اخلاق روبهرو میشیم و بیشتر دربارهشون فکر میکنیم.
خوندن این آثار باعث میشه ذهنمون قویتر بشه، بهتر تحلیل کنیم و بتونیم خودمون رو جای آدمهای مختلف بذاریم. با شخصیتهایی آشنا میشیم که شاید از نظر زمان، کشور یا فرهنگ هیچ شباهتی به ما نداشته باشن، اما احساسات و دغدغههاشون برامون آشناست.
خوندن اینجور کتابها کمک میکنه ذهنمون بازتر بشه و مسائل رو از چند دید مختلف ببینیم. خیلی وقتها شخصیتهای این آثار با مشکلاتی روبهرو میشن که شاید هنوز هم برای آدمهای امروز وجود داشته باشه. همین باعث میشه بهتر بتونیم رفتار آدمها و اتفاقهای اطرافمون رو درک کنیم.
در آخر، ادبیات جهان فقط یه وسیله برای سرگرمی نیست؛ بلکه کمک میکنه آدم عمیقتر فکر کنه و دیدش به دنیا بزرگتر بشه. کسی که این کتابها رو میخونه، انگار با بزرگترین نویسندهها و متفکرهای تاریخ همصحبت شده و چیزهایی یاد گرفته که شاید از هیچ راه دیگهای به دست نمیاومد.
و موردی که خیلی اذیتم میکنه اینه که خیلیا همیشه میگن چون مطالب فلان کتاب با عقاید و باورهای ما یکی نیست پس نمیخونمش!
یعنی انقدر تعصب داری نسبت به باورهای خودت و گارد نسبت به تضاد اونها؟ اینجا که دیگه فضای مجازی نیست که با حرفای تند دیگران روبهرو باشید، خودتون میخونید و خودتون نقد میکنید_بدون دخالت فرد دیگهای.
اتفاقا آدم باید اینجور کتابارم بخونه که با طرز تفکر اون قشر آشنا بشه، بهخصوص که اگه آدم بحث کردن باشید خیلی از اینجور نوشتهها میشه بر علیه خودشون استفاده کرد!
تعصبی نگاه نکنید خلاصه