eitaa logo
تاریخ ایران و جهان باستان
165.5هزار دنبال‌کننده
44.4هزار عکس
6.6هزار ویدیو
15 فایل
ملتی که تاریخ خود را نداند، مجبور به تکرار آن است هر روز با مطالب جالب سیاسی و تاریخی 💐💐 پذیرش تبلیغات👇 https://eitaa.com/joinchat/4048027657C227a3cbb22
مشاهده در ایتا
دانلود
سنگ مزار فردوسی در حدود سالهای ۱۳۱۵ خورشیدی این عکس را باستان‌شناس مشهور آلمان، ارنست هرتسفلد زمانی که به همراه آندره گدار، رئیس اداره باستان‌شناسی به توس رفته بود، برداشته است. ارنست هرتسفلد همان باستان‌شناسی است که برای نخستین بار تخت‌جمشید را مورد کاوش‌های باستان‌شناسی قرار داد و بخش وسیعی از آن را از زیر خاک بیرون کشید. (خاطرات ارنست هرتسفیلد) (انتشارات اساطیر ) 🗞 @Ancients
جالب است بدانيد «ابوعلی سينا» ۶۰۰ سال قبل از «نيوتون» قانون اول او را در كتاب "اشارات و تنبيهات" شرح داده بود! قانون اول نيوتون : جسمی که تحت تأثیر یک نیروی خارجی نباشد، یا ساکن است یا با سرعت ثابت در حال حرکت است. شرح ابن سينا از اين قانون: هر جسم در طبع و حالت خاصی می باشد و از این حالت خارج نمی شود مگر اینکه یک عامل خارجی برروی آن تأثیر بگذارد! 🗞 @Ancients
لورل و هاردی ایران در دوره قاجار 🗞 @Ancients
تصویر جالب و کمیاب از اتوبان تهران کرج در دهه 50 خورشیدی 🗞 @Ancients
9.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
«بزنم به تخته چشم نخوری»، «۱۳عدد نحسی است» و خرافات دیگری که اغلبمان شنیده‌ یا به آن باور داریم! این خرافات دقیقا از کجا آمده‌اند؟ این‌ ویدیو توضیح میدهد! 🗞 @Ancients
توریستهای غربی در حاشیه زاینده رود در دهه ۵۰ 🗞 @Ancients
حرف مردم ! آورده اند که: وقتی در اصفهان مرد ساده لوحی گوسفندی خریده بخانه می آورد ، الواط اصفهان تدبیری کردند که آن گوسفند را بی مرافعه از او بگیرند ، یکی پیش آمد گفت که ای فلان این سگ را از کجا آورده .گفت برو شوخی مکن این گوسفند است و چون قدمی چند رفت یکی دیگر گفت که ای فلان این سگ را برای چه میخواهی .گفت این سگ نیست گوسفند است ولکن در خیالش وهمی پیدا شد که شاید این سگ باشد و چون قدمی چند رفت دیگری باو گفت که متوجه باش این سگ ترا دندان نگیرد مرد گفت سبحان الله من این را بجای گوسفند خریده ام چون جمعی گفتند که سگ است آن مرد باور کرد دست از گوسفند خود برداشت چون دور شد الواط آن را کباب کردند برگرفته از ریاض الحکایات 🗞 @Ancients
عذر بدتر از گناه !! روزی ناصرالدین شاه در یک مجلس خصوصی به کریم شیره ای دلقک دربارش گفت کریم تو می دانی عذر بدتر از گناه چیست؟ کریم گفت: قربان این همه آدم فاضل و عالم اینجاست بنده ی ناچیز چه بگویم؟ ده روزی از این ماجرا گذشت و روزی شاه در راهروی کاخ قدم میزد که یکمرتبه کریم از پشت ستونی بیرون پرید و انگشتی به ناصرالدین شاه زد و از پشت بغلش کرده و مشغول بوسیدنش کرد. خون به چشم شاه دوید و فریاد زد پدر سوخته چکار می کنی؟ کریم دستپاچه گفت: ببخشید قبله عالم فکر کردم خانم میباشد... شاه گفت مردک عذر بدتر از گناه می آوری؟ کریم گفت قربان خواستم عذر بدتر از گناه را به شما نشان دهم. شاه موضوع یادش آمد و لبخندی زد و با پس گردنی کریم را مرخص کرد! 🗞 @Ancients
به صاحب مغازه میگم بچه های الان از این میخرن؟ میگه نه همین هم سن و سالای خودمون میبینن ذوق میکنن فقط، تازه میگن دولایه هم میشه کرد؟:))))))) 🗞 @Ancients
یکی از انواع اعدام‌های بی نهایت وحشتناک در ایران زمان قاجار، اعدام با توپ جنگی بود! در این مورد اعدامی را به لوله توپ بسته و شلیک میکردند جرج کارتر استنت در توصیف آن می‌نویسد: زندانی معمولاً به توپی بسته می‌شود به گونه‌ای که لولهٔ آن در فرورفتگی مهره‌های کمر‌ش قرار بگیرد. با شلیک توپ، کلهٔ او ده–پانزده متر به هوا پرتاب می‌شود، بازوها در هوا پرواز می‌کنند و شاید نود متر دورتر سقوط می‌کنند، پاها زیر لولهٔ سلاح ول می‌شود و بدن به معنای واقعی کلمه منفجر می‌شود و ذره‌ای از آن بر جای نمی‌ماند. این روش اعدام را ایرانی ها برای اولین بار از پرتقالی ها آموختند ... 🗞 @Ancients
روزی واعظی به مردمش می گفت: ای مردم! هر کس دعا را از روی اخلاص بگوید، می تواند از روی آب بگذرد، مانند کسی که در خشکی راه می‌رود. جوان ساده و پاکدل، که خانه اش در خارج از شهر بود و هر روز می بایست از رودخانه می گذشت، در پای منبر بود. چون این سخن از واعظ شنید، بسیار خوشحال شد. هنگام بازگشت به خانه، دعا گویان، پا بر آب نهاد و از رودخانه گذشت... روزهای بعد نیز کارش همین بود و در دل از واعظ بسیار سپاسگزاری می کرد. آرزو داشت که هدایت و ارشاد او را جبران کند. روزی واعظ را به منزل خویش دعوت کرد، تا از او به شایستگی پذیرایی کند. واعظ نیز دعوت جوان پاکدل را پذیرفت و با او به راه افتاد. چون به رودخانه رسیدند، جوان "دعا" گفت و پای بر آب نهاد و از روی آن گذشت، اما واعظ همچنان برجای خویش ایستاده بود و گام بر نمی داشت... جوان گفت: "ای بزرگوار!تو خود، این راه و روش را به ما آموختی و من از آن روز چنین می‌کنم پس چرا اینک برجای خود ایستاده ای، دعا را بگو و از روی آب گذر کن! واعظ، آهی کشید و گفت: حق، همان است که تو می گویی، اما دلی که تو داری، من ندارم 🗞 @Ancients
‌ظاهراً ساکنان اولیه کوخرد هرمزگان، زرتشتی بوده‌اند و نام قدیم کوخرد سیبه بوده است. سیبه یا سیبا واژه‌ای به معنی شهر دارای حصار و بارو است. همچنین سیبه را به معنای قلعه یا دیواری از چوب و علف دور قلعه و شهر، سنگر دور شهر و قلعه نیز گفته‌اند. مردم سیبه پس از ورود دین اسلام نام سیبه را به «کوی خرد» تغییر می‌دهند که به معنای دیار عاقلان و دانایان و خردمندان و هوشیاران است که در اثر کثرت استعمال و باگذشت زمان به کوخرد تبدیل می‌شود. 🗞 @Ancients