دو حکایت طنز
تیمور و مطرب کور:
هنگامیکه تیمور دهلی را فتح کرد، گفت: از بزرگان شنیده ام که در این شهر مطربان بسيارند، مطربی بیاورید.
مطربی نابینا را حاضر کردند که چنان نواخت و خواند که تیمور به وجد آمد و گفت نامت چیست؟
مطرب گفت نامم دولت است!
تیمور گفت مگر دولت هم کور میشود.
مطرب پاسخ داد:
اگر دولت کور نبود، به در خانه لنگ نمی آمد!
متلک آخوند به رضاشاه ؛
روزی رضاشاه به رامسر رفته بود و برای نشان دادن باورهای خود به مجلس روضه ای وارد شد. سخنران که آخوندی زیرک بنام حبیبی قاسم آبادی بود تا چشمش به شاه افتاد با صدای بلند گفت:
بارالها! شاهنشاه ایران را از بهشت برین نجات عنایت بفرما!!!
مردم و همراهان شاه که متوجه گفته او نشده بودند با صدای بلند گفتند: آمین.!!
🗞 @Ancients ⏳
در زمان قاجار اعتقاد بر این بود که صدای ساز در هر خانهای که بپیچد خانه را کفرستان و ملائک را تا هفتاد خانه آنسوتر گریزان میکند و شیطان را در آن خانه جمع مینماید. به همین جهت نه کسی به تارزنان و تارسازان منزل میداد و نه کسی به آنها زن و همسر! دختر به تار زن و تار ساز و مطرب دادن اهانت و حقارت محسوب میشد!
به تارسازی که نهایت زحمت را به خرج میداد تا وسیله روح افزایی و نشاط مردم را فراهم کند، و تار زنی که با ضربات مضراب خود اطرافیان را مشعوف و سرخوش میکرد چه میگفتند؟ مطرب! یعنی کسی که در حد بوزینه و میمون با مسخرگی مردم را سرگرم میکند!
📚از کتاب تاریخ اجتماعی ایران، جلد دوم، جعفر شهری
🗞 @Ancients ⏳
حکایتیبسیار زیبا و خواندنی
مارگیری در زمستان به کوهستان رفت تا مار بگیرد.
در میان برف، اژدهای بزرگ مردهای دید. ابتدا خیلی ترسید، امّا وقتی دید اژدها مرده است، تصمیم گرفت آن را به شهر بغداد بیاورد تا مردم تعجب کنند، و بگوید که اژدها را من با زحمت گرفتهام و خطر بزرگی را از سر راه مردم برداشتهام و پول از مردم بگیرد!
او اژدها را کشان کشان تا بغداد آورد.
همه فکر میکردند که اژدها مرده است. اما اژدها زنده بود ولی در سرما یخ زده بود و مانند اژدهای مرده بیحرکت بود.
مارگیر به کنار رودخانه بغداد آمد تا اژدها را به نمایش بگذارد، مردم از هر طرف دور از جمع شدند.
او منتظر بود تا جمعیت بیشتری بیایند و او بتواند پول بیشتری بگیرد. اژدها را زیر فرش و پلاس پنهان کرده بود و برای احتیاط آن را با طناب محکم بسته بود. هوا گرم شد و آفتابِ عراق، اژدها را گرم کرد یخهای تن اژدها باز شد، اژدها تکان خورد، مردم ترسیدند، و فرار کردند، اژدها طنابها را پاره کرد و از زیر پلاسها بیرون آمد. مارگیر از ترس برجا خشک شد و از کار خود پشیمان گشت. ناگهان اژدها مارگیر را یک لقمه کرد و خورد. آنگاه دور درخت پیچید تا استخوانهای مرد در شکم اژدها خُرد شود... دنیا هم مثل اژدها در ظاهر فسرده و بیجان است اما در باطن زنده و دارای روح است و اگر فرصتی پیدا کند، زنده میشود و ما را میخورد.
🗞 @Ancients ⏳
6.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
سحابی شگفت انگیز rosette.
یکی از زیباترین سحابی های رصد شده.
🗞 @Ancients ⏳
شايد بتوان پاسخ احمقانه ترين مقايسه و موضوع انشاى جهان، كه "علم بهتر است يا ثروت" را در اين بيت يافت:
مرا به تجربه معلوم شد در آخر حال
كه قدر مرد به علم است و قدر علم به مال...
🗞 @Ancients ⏳
5.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ببینید کوروش بزرگ با چه ترفندی ارتش لیدی که بزرگتر و قویتر از ارتش ایران بود رو شکست داد!
او واقعا یک نابغه نظامی بود. از دستش ندید 👌🏻
🗞 @Ancients ⏳
ماجرای این عکس از عجیب هم عجیبتره! ینی با عقل جور درنمیاد!
سمت راست تصویر انسان بالدار در منطقه تیمره خمین در ایران با بیش از ۱۰ هزار سال قدمت! و سمت چپ تصویر انسان بالدار در منطقه legend rock در آمریکا با ۱۰ هزار سال قدمت!! این تشابه بسیار زیاد در دو سمت از کره زمین بدون هیچ راه ارتباطی و حتی اینکه از وجود هم خبر داشته باشن در ۱۰ هزار سال قبل!!!
🗞 @Ancients ⏳
چارلی چاپلین اولین بازیگر تاریخ است که عکسش روی مجله تایم چاپ شد!
نکته جالب راجع به او این است که او چشمانش آبی رنگ بود و چون در فیلم های سیاه سفید بازی می کرد کسی تا سالها نمی دانست!
🗞 @Ancients ⏳
1.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
معلمای دهه شصتی 😂
🗞 @Ancients ⏳
و چه زیباست این شعر :
بس کن ای شیخ مرا منع زِ میخانه مکن
زهر مار این دو سه تا ساغر و پیمانه مکن
مده هشدار تو از قعر جهنم بس کن
خود خرابیم! شرر بر دل دیوانه مکن
کم بگو از عسل و جنت و فردوس برین
کم فریبم بده و وعده ی رندانه مکن
حوریِ نقد در این شهر فراوان شده است
وعده ی نسیه تو بر جاهل و فرزانه مکن
رفته از دست من ای شیخ نگارم، تو دگر
منع از ساقی و از ساغر مستانه مکن
برو ای شیخ بگو نزدِ رقیب از قولم
لطف کن زلفِ دلارای مرا شانه مکن
🗞 @Ancients ⏳