eitaa logo
تاریخ ایران و جهان باستان
165.4هزار دنبال‌کننده
44.5هزار عکس
6.7هزار ویدیو
15 فایل
ملتی که تاریخ خود را نداند، مجبور به تکرار آن است هر روز با مطالب جالب سیاسی و تاریخی 💐💐 پذیرش تبلیغات👇 https://eitaa.com/joinchat/4048027657C227a3cbb22
مشاهده در ایتا
دانلود
گرگ و نعل طلا! یک روز یک مرد روستایی یک کوله بار روی خرش گذاشت و خودش هم سوار شد تا به شهر برود. خر پیر و ناتوان بود و راه دور و ناهموار بود و در صحرا پای خر به سوراخی رفت و به زمین غلطید. بعد از اینکه روستایی به زور خر را از زمین بلند کرد معلوم شد پای خر شکسته و دیگر نمی تواند راه برود. روستایی کوله بار را به دوش گرفت و خر پا شکسته را در بیابان ول کرد و رفت. خر بدبخت در صحرا مانده بود و با خود فکر می کرد که «یک عمر برای این بی انصاف ها بار کشیدم و حالا که پیر و دردمند شده ام مرا به گرگ بیابان می سپارند و می روند.» خر با حسرت به هر طرف نگاه می کرد و یک وقت دید که راستی راستی از دور یک گرگ را می‌بیند. گرگ درنده همین که خر را در صحرا افتاده دید خوشحال شد و فریادی از شادی کشید و شروع کرد به پیش آمدن تا خر را از هم بدرد و بخورد. خر فکر کرد: «اگر می‌توانستم راه بروم، دست و پایی می‌کردم و کوششی به کار می‌بردم و شاید زورم به گرگ می‌رسید. ولی حالا هم نباید ناامید باشم و تسلیم گرگ شوم. پای شکسته مهم نیست. تا وقتی مغز کار می‌کند برای هر گرفتاری چاره‌ای پیدا می‌شود.» نقشه ای کشید، به زحمت از جای خود برخاست و ایستاد اما نمی‌توانست قدم از قدم بردارد. همین که گرگ به او نزدیک شد خر گفت: «ای سالار درندگان، سلام.» گرگ از رفتار خر تعجب کرد و گفت: «سلام، چرا اینجا خوابیده بودی؟» خر گفت: «نخوابیده بودم بلکه افتاده بودم، بیمارم و دردمندم و حالا هم نمی‌توانم از جایم تکان بخورم. این را می‌گویم که بدانی هیچ کاری از دستم بر نمی‌آید، نه فرار، نه دعوا، و درست و حسابی در اختیار تو هستم ولی پیش از مرگم یک خواهش از تو دارم.» گرگ پرسید: «خواهش؟ چه خواهشی؟» خر گفت: «ببین ای گرگ عزیز، درست است که من خرم ولی خر هم تا جان دارد جانش شیرین است، همانطور که جان آدم برای خودش شیرین است. البته مرگ من خیلی نزدیک است و گوشت من هم قسمت تو است. می‌بینی که در این بیابان دیگر هیچ کس نیست. من هم راضی‌ام، نوش جانت و حلالت باشد. ولی خواهشم این است که کمی لطف و مرحمت داشته باشی و تا وقتی هوش و حواس من بجا هست و بیحال نشده‌ام در خوردن من عجله نکنی و بیخود و بی‌جهت گناه کشتن مرا به گردن نگیری، چرا که اکنون دست و پای من دارد می‌لرزد و زورکی خودم را نگاهداشته‌ام و تا چند لحظه دیگر خودم از دنیا می‌روم. در عوض من هم یک خوبی به تو می‌کنم و چیزی را که نمی‌دانی و خبر نداری به تو می‌دهم که با آن بتوانی صد تا خر دیگر هم بخری.» گرگ گفت: «خواهشت را قبول می‌کنم ولی آن چیزی که می‌گویی کجاست؟ خر را با پول می خرند نه با حرف.» خر گفت: «صحیح است، من هم طلای خالص به تو می دهم. خوب گوش کن، صاحب من یک شخص ثروتمند است و آنقدر طلا و نقره دارد که نپرس و چون من در نظرش خیلی عزیز بودم برای من بهترین زندگی را درست کرده بود. آخور مرا با سنگ مرمر ساخته بود، طویله ام را با آجر کاشی فرش می کرد، توبره‌ام را با ابریشم می‌بافت و پالان مرا از مخمل و حریر می‌دوخت و بجای کاه و جو همیشه نقل و نبات به من می‌داد. گوشت من هم خیلی شیرین است حالا می‌خوری و می‌بینی. آنوقت چون خیلی خاطرم عزیز بود همیشه نعل‌های دست و پای مرا هم از طلای خالص می‌ساخت و من امروز تنها و بی اجازه به گردش آمده بودم که حالم به هم خورد. حالا که گذشت ولی من خیلی خر ناز پرورده‌ای هستم و نعلهای دست و پای من از طلا است و تو که گرگ خوبی هستی می‌توانی این نعلها را از دست و پایم بکنی و با آن صد تا خر بخری. بیا نگاه کن ببین چه نعلهای پر قیمتی دارم!» همانطور که دیگران به طمع مال و منال گرفتار می‌شوند گرگ هم به طمع افتاد و رفت تا نعل خر را تماشا کند. اما همین که به پاهای خر نزدیک شد خر وقت را غنیمت شمرد و با همه زوری که داشت لگد محکمی به پوزه گرگ زد و دندانهایش را در دهانش ریخت و دستش را شکست. گرگ از ترس و از درد فریاد کشید و گفت: «عجب خری هستی!» خر گفت: «عجب که ندارد، ولی می‌بینی که هر دیوانه‌ای در کار خودش هوشیار است. تا تو باشی و دیگر هوس گوشت خر نکنی!» گرگ شکست خورده ناله کنان و لنگان لنگان از آنجا فرار کرد. در راه روباهی به او برخورد و با دیدن دست شل و پوزه خونین گرگ از او پرسید: «ای سرور عزیز، این چه حال است و دست و صورتت چه شده، شکارچی تیرانداز کجا بود؟» گرگ گفت: «شکارچی تیرانداز نبود، من این بلا را خودم بر سر خودم آوردم.» روباه گفت: «خودت؟ چطور؟ مگر چه کار کردی؟» گرگ گفت: «هیچی، آمدم شغلم را تغییر بدهم و اینطور شد. کار من سلاخی و قصابی بود، زرگری و آهنگری بلد نبودم ولی امروز رفتم نعلبندی کنم! 🗞 @Ancients
3.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
گل پامچال گل پامچال بیرون بیا بیرون بیا فصل بهاره عزیز موقع کاره شکوفانه شکوفانه غنچه وا شده غنچه وا شده بلبل سر داره عزیز موقع کاره بیا بریم نغمه بخوانیم دانه بنشانیم موقع کاره بیا بریم نغمه بخوانیم دانه بنشانیم فصل بهاره 🗞 @Ancients
بروس لی و کریم عبدالجبار در فیلم بازی با مرگ - 1972 میلادی 🗞 @Ancients
در 1963 ترکیه، مردی پشت دیوار خانه اش،اتاقی کشف کرد که به تونلی و پس از آن اتاقهای غار مانندی منتهی میشد. پس از بررسی،مشخص شد زیر خانه او، شهر باستانی به نام درینکویو وجود دارد. 🗞 @Ancients
ای دلبرِ ما، مباش بی‌دل بَرِ ما یک دلبر ما، بِهْ که دوصد دِل بَرِ ما نَه دلْ بَرِ ما، نه دلبر اَنْدَر بَرِ ما یا دل بَرِ ما فِرِست یا دلبرِ ما 👤ابوسعید ابوالخیر 🗞 @Ancients
شايد براتون سوال باشه كه آثار ايرانى چجورى از موزه هاى خارجى سر درآورده؟! در خاطرات مادام دیولافوا؛ باستان شناس فرانسوی در قرن ١٩ آومده: "در لنگر گاه بندر بوشهر تعداد 327 صندوق به وزن 500 تن! در انبار ناو جا گرفتند! برای حمل و نقل این بار دچار مشقت و رنج فراوان گردیده بودیم؛گنجینه باستانی که نمی توان قیمتی برای آن تعیین نمود به دست آوردیم!" 🗞 @Ancients
4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
تکه ای از تاریخ پر شکوه ایران ایوان مدائن، طاق کسری، آیدان خسرو یادگار شاهنشاهی ساسانی، سمبل معماری ایرانی 🗞 @Ancients
جالبه بدونید برخی از نام های پر کاربرد در ارمنستان، نام های ایرانی هستند که بازمانده از دوره اشکانی و ساسانی اند: اناهید، کارن، نرسه، انوش، آزات، بگرات، گرگین، وردان و نام های تاریخی دیگر... ارمنستان در سال ۱۸۱۳ طبق قرداد گلستان توسط قاجارهای نازنین به روسیه واگذار شد... 🗞 @Ancients
5.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
پیکان دنده اتوماتیک مدل 1352 صفر کیلومتر خیلی خفنه😍 🗞 @Ancients
دختر صدام در خاطراتش گفته بود: قبل از حمله آمریکا به عراق از پدرم پرسیدم اگر طوری شد چکار کنیم؟! پدرم گفت اگر نتوانستید از عراق خارج شوید به کورد ها پناه ببرید، آنها جوانمرد هستند و هیچگاه به ناموس دشمنشان هم تعرض نمی کنند و در پناه کوردها در امان هستید... 🗞 @Ancients
5.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
مراحل ساخت استادیوم آزادی پروژه ی به این بزرگی سال ۱۳۴۷ شروع شده و سال ۱۳۵۰ افتتاح شد، ورزشگاهی با این عظمت، مجموعه ای به این پیشرفته فقط و فقط تو ۳ سال + هزینه ساخت ورزشگاه هم ۱۷۴ میلیون تومن شده!! 🗞 @Ancients