eitaa logo
تاریخ ایران و جهان باستان
164.4هزار دنبال‌کننده
44.7هزار عکس
6.7هزار ویدیو
15 فایل
ملتی که تاریخ خود را نداند، مجبور به تکرار آن است هر روز با مطالب جالب سیاسی و تاریخی 💐💐 پذیرش تبلیغات👇 https://eitaa.com/joinchat/4048027657C227a3cbb22
مشاهده در ایتا
دانلود
موذن بر فراز مسجد سپهسالار - سال ۱۳۳۰ قسمتی از ساختمان مجلس شورای ملی هم در پشت موذن پیداست اذان گویی در بین استادان موسیقی آوازی از سال های بسیار دور رواج داشته که بیشتر ملودی آن نیز در بیات ترک و گوشه روح الارواح اجرا می شد. از جمله استادان بزرگ آواز که به اذان گویی نیز مشهور بوده اند، می توان به سید حسین عندلیب اصفهانی موذن مسجد سپهسالار (مطهری)، حاج موذن تفرشی پدر حسین قلی خان نکیسا که در عهد محمد علی شاه، موذن مشهوری بود اشاره كرد. 🗞 @Ancients
سورنا سردار پارتها اولین متخصص جنگ‌های نامنظم چریکی بود که در جنگ حران با10هزار نفر، سپاه43هزار نفره‌ روم را شکست داد! معتقدند پارتیزان به معنی چریک ریشه در پارت‌های ایران دارد 🗞 @Ancients
رونالدینیو: پدرم بهم گفت که بهتره کنترل توپ با پای برهنه رو یاد بگیرم تا روی پاهام حساسیت داشته باشم. منم بهش قول دادم که جوری روی توپ کنترل داشته باشم که هیچکس مثل من نتونه. اما دلیل اصلی که اون این حرفا رو به من زد این بود که پول نداشت که برام یه جفت کتونی بخره. بعد از اینکه توپ طلا رو بردم، از خوشحالی اشک نریختم بلکه بخاطر اینکه پدرم دیگه پیشم نبود تا ببینه، گریه کردم. 🗞 @Ancients
حمل دیگ های بزرگ برای طبخ غذای بست نشینان سفارت بریتانیا در جریان نهضت مشروطه تابستان ۱۲۸۵ شمسی 🗞 @Ancients
خونه های قدیم با حوض و شمعدونهاى دورش... واقعاً حس خوبی به آدم می ده... 🗞 @Ancients
مهندس غرضی تعریف می کند سال ۶۰ به امام می‌گفتند فکس باعث میشود تا صدام موشکها را به هدف بزند! که پس از توضیح من امام خمینی قانع شد که آنها سواد درست حسابی ندارند. 🗞 @Ancients
تخت جمشید حدود ۲۵۰۰ سال پیش اینگونه بوده است پ.ن: تصاویر توسط هوش مصنوعی خلق شده @ancients
تصویری از نحوه پناه گرفتن مردم شهر هانوی ویتنام به هنگام شنیدن آژیر خطر حمله هوایی آمریکا 🗞 @Ancients
داستان آموزنده چوپان و مار ﭼﻮﭘﺎﻧﯽ ﻫﺮ ﺭﻭﺯ ﮐﺎﺳﻪ ﺷﯿﺮﯼ ﺟﻠﻮی ﺳﻮﺭﺍﺧﯽ می‌گذاشت. ﻣﺎﺭﯼ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﻣﯽ‌آمد، شیر را می‌خورد ﻭ سکه‌اﯼ ﺩﺭ ﺁﻥ می‌انداخت. ﭼﻮﭘﺎﻥ ﻣﺮﯾﺾ ﺷﺪ. ﺑﻪ ﭘﺴﺮﺵ ﮔﻔﺖ ﻫﻤﺎﻥ ﮐﺎﺭ ﺭﺍ ﺑﮑﻨﺪ. ﭘﺴﺮ ﻭﺳﻮﺳﻪ ﺷﺪ ﻭ ﺧﻮﺍﺳﺖ ﻣﺎﺭ ﺭﺍ بکشد ﻭ ﺗﻤﺎﻡ ﺳﮑﻪﻫﺎ ﺭا ﺑﺮﺩﺍﺭﺩ. ﻫﻤﯿﻦ ﮐﺎﺭ را ﮐﺮﺩ. ﻭﻟﯽ ﻣﺎﺭ ﺯﺧﻤﯽ ﺷﺪ و ﭘﺴﺮ را نیش زد و ﭘﺴﺮ ﻣﺮﺩ. ﭼﻮﭘﺎﻥ ﻣﺪﺗﯽ ﺑﻌﺪ ﺑﯽﭘﻮﻝ ﺷﺪ ﻭ ﺑﻪ ﺭﺳﻢ ﻗﺪﯾﻢ، ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﮐﺎﺳﻪ ﺷﯿﺮﯼ ﺟﻠﻮی ﺳﻮﺭﺍﺥ ﮔﺬﺍﺷﺖ. ﻣﺎﺭ ﺷﯿﺮ را ﺧﻮﺭﺩ ﻭ ﺳﮑﻪﺍﯼ ﺑﻪ ﺍﻭ ﺩﺍﺩ ﻭ ﮔﻔﺖ: «دیگر ﺑﺮﺍیم ﺷﯿﺮ ﻧﯿﺎور، ﭼﻮﻥ ﻧﻪ ﺗﻮ ﻣﺮﮒ ﭘﺴﺮﺕ را فراموش می‌کنی و ﻧﻪ ﻣﻦ ﺩﻡ ﺑﺮﯾﺪﻩام را.» ﮔﺎﻫﯽ ﺑﺎﯾﺪ ﺩﻝ ﮐﻨﺪ ﺗﺎ ﺯﺧﻢ ﮐﻬﻨﻪ ﻓﺮﺍﻣﻮﺵ ﺷﻮﺩ. ‌‌‎‌‌‎‌🗞 @Ancients