زشتترین کار سیاست این است که میتواند احمقترین آدمها را به عنوان خردمند و دانشمند به مردم تحمیل کند!
دالایی لاما
🗞 @Ancients ⏳
ده تا ابزاری که میبینید همگی تو اون کپسول جا میشن. میتونید حدس کاربردش چی بوده؟
این کپسول ابزار فرار برای مامورهای CIA بوده که در دوران جنگ سرد در مسکو جاسوسی میکردن و کارکردش به این صورت بوده که با یک مقدار روغن، درون مقعد جاسازی میشده!
🗞 @Ancients ⏳
یه زمانی
علی اکبر هاشمی رفسنجانی رئیس جمهور بود
علی اکبر ناطق نوری رئیس مجلس
علی اکبر ولایتی هم وزیر خارجه
علی اکبر محتشمی وزیر کشور!
بعضی خارجیها فکر میکردن"علی اکبر"، یه لقب دولتی هست که به سران ایران اعطا میشه!
بعد من میخواستم برم ترکیه، توی مرز پاسپورتم را دادم، یارو یه نگاه کرد از جاش بلند شد به من احترام گذاشت به بقیه گفت این آقا علی اکبره، همه پا شدند، رئیسشون اومد جلو پاسپورت منو داد بعد همه به ستون وایستادن و یه راهرو باز کردند و من از همشون سان دیدم و از مرز با احترام رد شدم، بقیه همسفرها که هاج و واج مونده بودند پشت سر من می دویدند، و بدون بازرسی هر چی داشتند، مثل تریاک و سکه و دلار و قاچاق، از مرز رد کردند.
از خاطرات "علی اکبر زرندی" در کتاب
"رویاهای شیرین من"
🗞 @Ancients ⏳
پل شهرستان اصفهان که به نام های پل جی و پل جسر حسین نیز معروف است و در شرق اصفهان در بلوار سلمان فارسی قرار گرفته است. ناحیه قدیمی جی که بعدها به شهرستان معروف شد، در شرق اصفهان واقع است و قدیمی ترین پل اصفهان به نام پل شهرستان نیز که تاریخ بنای آن به دوره قبل از اسلام و ساسانیان می رسد، در این ناحیه بر روی رودخانه زاینده رود احداث شده است. این پل در زمان دیلمیان و سلجوقیان تعمیر و مرمت شده است.
پایه های این پل بر روی سنگهای طبیعی کف رودخانه استوار گردیدهاست. طول پل از ستون مدور آجری تا انتهای سنگفرش قدیمی، در حدود ۱۰۵ متر و عرض آن از ۴/۲۵ تا ۵ متر متغیر است. جهت پل، شمالی – جنوبی با کمی انحراف است. پل شهرستان دارای یازده چشمه و دوازده پایه سنگی بزرگ است.
از مصالح به کار رفته در ساخت این پل می توان به سنگ، آجر و خشت اشاره کرد.
پل بر بستر صخره اى رودخانه احداث شده است.
علت آن که این پل شهرستان نامیده می شود این است که در روستایی به همین نام در شرق اصفهان واقع شده است.
پل شهرستان در تاریخ ۱ دی ۱۳۴۸ ثبت رسیده است.
🗞 @Ancients ⏳
داستان کوتاه
دویست سال پیش دو دوست همسفر شده بودند از کوهها و دشتها گذشتند تا به جنگلی پر درخت رسیدند کمی که در جنگل پیش رفتند صدای خرناس یک خرس قهوه ایی بزرگ را شنیدند صدا آنقدر نزدیک بود که آن دو همسفر از ترس گیج شده بودند یکی از دوستان از درختی بالا رفت بدون توجه به دوستش و اینکه چه عاقبتی در انتظار اوست دوست دیگر که دید تنهاست خود را بر زمین انداخت چون شنیده بود خرس ها با مردگان کاری ندارند
خرس که نزدیک شد سرش را نزدیک صورت مسافر بخت برگشته روی زمین کرد و چون او را بی حرکت دید پس از کمی خیره شدن به او راهش را گرفت و رفت.
دوست بالای درخت پایین آمد و به دوستش که نشسته بود گفت آن خرس به تو چه گفت، چون دیدم در نزدیکی گوشت دهانش را تکان می دهد. دوست دیگر گفت : خرس به من گفت : با دوستی همسفر شو که پشتیبان و یاورت باشد نه آنکه تا ترسید رهایت کند
به قول حکیم ارد بزرگ : «دوستی تنها برآیند نیاز ما نیست ، از خودگذشتگی نخستین پایه دوستی است».
🗞 @Ancients ⏳
سلطان محمود غزنوى بابت سرودن شاهنامه وعده ٥٠ هزار سكه طلا داده بود
كه پس از حسادت وزير دربار، زير وعده زد و حتى به شاهنامه نگاه هم نكرد. سالها بعد در حمله به هند وزيرش شعرى از شاهنامه خواند و سلطان از كارش پشيمان شد. هنگامى كه به غزنين رسيد ٦٠ هزار سكه طلا بار شتر براى فردوسى فرستتد اما كاروان كه به دروازه شهر رسيد پيكر فردوسى را از دروازه ديگر شهر بيرون بردند!!
🗞 @Ancients ⏳
از کارگری در محضر دادگاه پرسیدند مایل است به روش دنیوی سوگند بخورد یا به روش کلیسایی؟
جواب داد: "من بیکار هستم."
«اصلا در این گفتهاش نشانی از حواس پرتی در میان نبود. او با این جواب خاطرنشان کرد که در وضعیتی به سر میبرد که طرح چنین پرسشهایی و حتی دستور چنین دادگاهی، برایاش پشیزی ارزش ندارد.»
#برتولت_برشت
🗞 @Ancients ⏳
مريدی پرسيد: پندی ده كه به سفر شوم
پير گفت: چرا روی؟
گفت: آب كه نرود تيره گردد.
پير گفت: خود، دريا باش.... كه نرود، تيره نيز نگردد.
«خواجه عبدالله انصاری »
🗞 @Ancients ⏳