▪️اگر دیدید زمانی رسید که اگر فردی در حمایت از حکومت حرفی زد، از سوی باقی افراد جامعه بشدت مورد تمسخر و حمله و خشونت قرار میگیرد؛
بدانید آن حکومت سقوطش حتمی و نزدیک خواهد بود!!!
👤جوزف گوبلز
(وزیر خارجه آلمان نازی)
🗞 @Ancients ⏳
زن طلحک فرزندی زایید
سلطان محمود او را پرسيد
كه چه زاده است ؟
گفت:از درويشان چه زايد ؟
پسری يادختری
سلطان گفت مگر ازبزرگان چه زايد ؟
گفت ظلم وجور وخانه براندازی خلق
عبید زاکانی
🗞 @Ancients ⏳
تنها معبد بودایی در ایران، معبد داش کسن یا معبد اژدها
یکی از بینظیرترین معابد سنگی ایران در زنجان است؛
معبدی با طرح اژدها که وقتی گردشگران آن را میبینند تصور میکنند بامعبدی چینی روبرو هستند،امااین اثر تاریخی یادگاری ازدوره ایلخانیان است!
قدمت معبد۷۰۰سال،از نظر نقشه و نقوش تزئینی یکی از با ارزشترین نمونههای معماری صخرهای در طول تاریخ معماری ایران به شمار میرود.
در این معبد نقوشی از هنر چینی به کار رفته است!
🗞 @Ancients ⏳
هنری ویوله (Henry Viollet) معمار، باستانشناس و عکاس فرانسوی بود که بعد از اتمام تحصیلاتش در دانشکدۀ هنرهای زیبا برای انجام ماموریتی فرهنگی به ایران اعزام شد.
در سالهای ۱۹۱۲ و ۱۹۱۴ ویوله به همراه همسرش مادلین بسنارد، در قالب ماموریتهایی که به او محول شده بود به مناطق مختلف ایران سفر کرد و در جریان این سفرها عکسهای متعددی از مناطق تاریخی ایران گرفت.
در اینجا برخی از تصاویر ویوله از شهر اصفهان را ملاحظه میکنید که حال و هوا و وضعیت این شهر در اواخر دوران قاجار را به ما نشان میدهند.
@ancients
در زمان ناصرالدین شاه، سالها بعد از افتتاح مدرسه دارالفنون شعبهای در این مدرسه به نام شعبهی موزیک تاسیس شد و یک متخصص فرانسوی به نام لومِر برای تعلیمات فنی این کار استخدام شد و به ایران آمد. متخصص دیگری نیز به نام گوار از اتریش آورده شد که موزیک کامران میرزا نایب السلطنه را اداره میکرد. از این به بعد کلمهی موزیک به دستههای موسیقی نظامی اطلاق شد و جای نقاره خانه را گرفت. چون معلم اروپایی زبان فارسی نمیدانست، میرزا علی اکبرخان نقاش باشی که معلم فرانسه و نقاشی دارالفنون هم بود به عنوان مترجم لومر انتخاب شد و اولین کتاب تئوری موسیقی را به سبک جدید با جملههای فرانسوی و ترجمه آن نوشت و که در چاپخانه دارالفنون چاپ شد.
🗞 @Ancients ⏳
یک روز ملا نصر الدین برای تعمیر بام خانه خود مجبور شد، مصالح ساختمانی را بر پشت الاغ بگذارد و به بالای پشت بام ببرد. الاغ هم به سختی از پله ها بالا رفت .
ملا مصالح ساختمانی را از دوش الاغ برداشت و سپس الاغ را بطرف پایین هدایت کرد.
ملا نمی دانست که خر از پله بالا می رود، ولی به هیچ وجه از پله پایین نمی آید. هر کاری کرد الاغ از پله پایین نیآمد. ملا الاغ را رها کرد و به خانه آمد که استراحت کند. در همین موقع دید الاغ دارد روی پشت بام بالا و پایین می پرد. وقتی که دوباره به پشت بام رفت، می خواست الاغ را آرام کند که دید الاغ به هیچ وجه آرام نمی شود. برگشت.
بعد از مدتی متوجه شد که سقف اتاق خراب شده و پاهای الاغ از سقف چوبی آویزان شده، و سرانجام الاغ از سقف به زمین افتاد و مرد!
ملا نصر الدین با خود گفت لعنت بر من که نمی دانستم اگر خر به جایگاه رفیع و بالایی برسد هم آنجا را خراب می کند و هم خودش را از بین می برد.
مراقب باشيد به هر الاغى جايگاهى بالاتر از شأن او ندهيد...
🗞 @Ancients ⏳