صندوق پس انداز بانک ملی تهران
سال ۱۳۴۵ خیابان فردوسی
روبروی سفارت آلمان
🗞 @Ancients ⏳
هیچ تاریخی به اندازه تاریخِ ایران برای خواننده اش، آه و افسوس و کاشکی و اگر ندارد.
👤 باستانی پاریزی
🗞 @Ancients ⏳
در متون زرتشتى و همچنين اوستا چنين نقل شده كه آریاییان سرزمین خود را "ایریوشَیُنِم" به معنى "سرزمين آریايیان" ميگفتند، بعدها که دارای حکومت و پادشاهی شدند آنرا "ایریانو خشَثرُ" به معنی "پادشاهی ایرانیان" خواندند و اصطلاح به مرور به اختصار درامد و به ایران تبدیل شد.
🗞 @Ancients ⏳
نیما یوشیج در جشن تولد
یک سالگی فرزندش نوشت :
پسرم، یک بهار، یک تابستان،
یک پاییز و یک زمستان را دیدی.
از این پس همه چیز جهان
تکراریست جز مهربانی...
🗞 @Ancients ⏳
علی رغم بازشدن جمجمه انسان در طول تاریخ بسیاری تا قرن 19 از دو نیمکره بودن مغز اطلاعی نداشتند. تا اینکه در سال 1890 براون اسکوراد در مقاله "آیا ما دو مغز داریم" این مقوله را مطرح کرد.
🗞 @Ancients ⏳
پرفسور آرتور پوپ مورخ آمريكايى که دراصفهان دفن شده درمورد فرش ايرانى گفته:
قالیهای ایران را شعرا مدح گفته؛سیاحان تمجید کرده؛سلاطین کشورها بر آن حسد برده وکشورهای دیگر از آن تقلید کردهاند!
🗞 @Ancients ⏳
بگفته متون تاریخی تاج "خسرو پرویز" از عجایب روزگار بود. این تاج آن قدر سنگین بود که زنجیرههایی از طلا آنرا از سقف آویزان کرده بود تا هنگام نشستن شاه، شاه سنگینی وزن آن را حس نکند!
🗞 @Ancients ⏳
صدیقه بچه دزد معروف تهران که بود؟
🔹در مرداد ۱۳۵۲، راز مفقود شدن چند کودک در تهران افشا شد.بعد از گم شدن کودکی به نام رامین در ایستگاه راه آهن تهران، ماموران کلانتری ۱۶ تهران در جستجوی او به زنی ۵۰ ساله به نام صدیقه برخوردند.این زن که همراه رامین در حال فرار بود، به تازگی از اردوگاهی که برای نگهداری زنان مسن تاسیس شده بود، گریخته بود. با اعترافات او پرده از اسرار مفقود شدن ۲ کودک در محله گود عربها و همچنین غرق شدن یک کودک در آب انباری پیرامون محله سرآسیاب برداشته شد.
🔹این زن که از لحاظ روانی تعادل نداشت با مهربانی کودکان را فریفته و با خود همراه میکرد. این شگرد و همچنین توصیفات کودکانی که پیدا شدن درباره شخص رباینده خود توضیحاتی داده بودند، ماموران را به این باور رساند که صدیقه در بسیاری از موارد مشابه دست داشته است. او خود را همسر راننده کامیونی در همان نزدیکی و مادر چند کودک معرفی کرد.تحقیقات ماموران اداره آگاهی تهران پیرامون او و کودکان دیگری که احتمال میر فت، توسط این زن ربوده شدهاند شروع شد.
🔹روزنامه اطلاعات عکس و گزارش این رویداد را ۴ مرداد ۱۳۵۲ منتشر کرد.
🗞 @Ancients ⏳
قبل از "طلوع خورشید" از خواب برمی خاست و تا شب به کارهای سخت روزانه مشغول بود…
هم زمان با طلوع خورشید از نرده ها بالا می رفت تا کمی استراحت کند.
در دور دست ها خانه ای با "پنجرهایی طلایی" همواره نظرش را جلب می کرد و با خود فکر می کرد چقدر زندگی در آن خانه با آن وسایل "شیک و مدرنی" که باید داشته باشد لذت بخش و عالی خواهد بود .
با خود می گفت:
” اگر آنها قادرند پنجره های خود را از طلا بسازند پس سایر اسباب خانه حتما بسیار عالی خواهد بود. بالاخره یک روز به آنجا می روم و از نزدیک آن را می بینم “…
یک روز "پدر به پسرش" گفت به جای او کارها را انجام می دهد و او می تواند در خانه بماند.
پسر هم که فرصت را مناسب دید غذایی برداشت و به طرف آن خانه و پنجره های طلایی "رهسپار" شد.
راه "بسیار طولانی تر" از آن بود که تصورش را می کرد.
بعد از ظهر بود که به آن جا رسید و با نزدیک شدن به خانه متوجه شد که از پنجره های طلایی خبری نیست و در عوض خانه ای رنگ و رو رفته با "نرده های شکسته" را دید.
به سمت در قدیمی رفت و آن را به صدا در آورد.
پسر برای هم سن خودش در را گشود.
سؤال کرد که آیا او خانه پنجره طلایی را دیده است یا خیر؟
پسرک پاسخ مثبت داد: و او را به سمت ایوان برد.
در حالی که آنجا می نشست، نگاهی به عقب انداخت و در انتهای همان مسیری که طی کرده بود و هم زمان با غروب آفتاب، "خانه خودشان" را دید که با پنجره های طلایی می درخشید…
♥️خوشبختی در کنار ماست، قدرش را بدانیم...
🗞 @Ancients ⏳