🔹بعد از واقعه شهریور ۱۳۲۰ و تسخیر چند روزه ایرانِ رضاشاه توسط متفقین
⚠️سال ۱۳۲۲ رزولت (رئیس جمهور امریکا ) و چرچیل (نخست وزیر بریتانیا) به ایران آمدند و درباره رضاشاه چنین گفتند
We brought him, We took him
خودمان او را آوردیم و خودمان او را برداشتیم
@ancients
محاسبات معمار قلعه جیایوگوآن که در سال 1372 کنار دیوار چین ساخته شد بقدری دقیق بود که تعداد آجرها را قبل از ساخت اعلام کرد. وقتی به او اعتراض شد یک آجر اضافه کرد که البته آن آجر اضافه هیچگاه استفاده نشد!
🗞 @Ancients ⏳
کارت مراجعه مجانی به پزشک برای افراد کم بضاعت ؛ شیراز سال ۱۳۳۱
🗞 @Ancients ⏳
دلا یاران سه قسمند گر بدانی
زبانی اند و نانی اند و جانی
به نانی نان بده از در برانش
محبت کن به یاران زبانی
ولیکن یار جانی را نگه دار
به پایش جان بده تا میتوانی ...
👤مولانا
🗞 @Ancients ⏳
عشق واقعی و زیبا در بیمارستان
چند روزی که در یکی از اتاق های بیمارستان بستری شده بودم، زن و شوهری در تخت روبروی من مناقشه ی بی پایانی را ادامه می دادند. زن می خواست از بیمارستان مرخص شود و شوهرش می خواست او همان جا بماند.
از حرف های پرستارها متوجه شدم که زن یک تومور دارد و حالش بسیار وخیم است.در بین مناقشه این دو نفر کم کم با وضیعت زندگی آنها آشنا شدم. یک خانواده روستائی ساده بودند با دو بچه. دختری که سال گذشته وارد دانشگاه شده و یک پسر که در دبیرستان درس می خواند و تمام ثروتشان یک مزرعه کوچک، شش گوسفند و یک گاو است. در راهروی بیمارستان یک تلفن همگانی بود و هر شب مرد از این تلفن به خانه شان زنگ می زد. صدای مرد خیلی بلند بود و با آن که در اتاق بیماران بسته بود، اما صدایش به وضوح شنیده می شد. موضوع همیشگی مکالمه تلفنی مرد با پسرش هیچ فرقی نمی کرد :گاو و گوسفند ها را برای چرا بردید؟ وقتی بیرون می روید، یادتان نرود در خانه را ببندید. درس ها چطور است؟ نگران ما نباشید. حال مادر دارد بهتر می شود. بزودی برمی گردیم…
چند روز بعد پزشک ها اتاق عمل را برای انجام عمل جراحی زن آماده کردند. زن پیش از آنکه وارد اتاق عمل شود ناگهان دست مرد را گرفت و درحالی که گریه می کرد گفت: « اگر برنگشتم، مواظب خودت و بچه ها باش.» مرد با لحنی مطمئن و دلداری دهنده حرفش را قطع کرد و گفت: «این قدر پرچانگی نکن.» اما من احساس کردم که چهره اش کمی درهم رفت. بعد از گذشت ده ساعت که زیرسیگاری جلوی مرد پر از ته سیگار شده بود، پرستاران، زن بی حس و حرکت را به اتاق رساندند. عمل جراحی با موفقیت انجام شده بود. مرد از خوشحالی سر از پا نمی شناخت و وقتی همه چیز روبراه شد، بیرون رفت و شب دیروقت به بیمارستان برگشت. مرد آن شب مثل شب های گذشته به خانه زنگ نزد. فقط در کنار تخت همسرش نشست و غرق تماشای او شد که هنوز بی هوش بود. صبح روز بعد زن به هوش آمد. با آن که هنوز نمی توانست حرف بزند، اما وضعیتش خوب بود. از اولین روزی که ماسک اکسیژنش را برداشتند، دوباره جر و بحث زن و شوهر شروع شد. زن می خواست از بیمارستان مرخص بشود و مرد می خواست او همان جا بماند. همه چیز مثل گذشته ادامه پیدا کرد. هر شب، مرد به خانه زنگ می زد. همان صدای بلند و همان حرف هایی که تکرار می شد. روزی در راهرو قدم می زدم. وقتی از کنار مرد می گذشتم داشت می گفت: گاو و گوسفندها چطورند؟ یادتان نرود به آنها برسید. حال مادر به زودی خوب می شود و ما برمی گردیم.
یک بار اتفاقی نگاهم به او افتاد و ناگهان با تعجب دیدم که اصلا کارتی در داخل تلفن همگانی نیست. مرد درحالی که اشاره می کرد ساکت بمانم، حرفش را ادامه داد تا این که مکالمه تمام شد. بعد آهسته به من گفت: خواهش می کنم به همسرم چیزی نگو. گاو و گوسفندها را قبلا برای هزینه عمل جراحیش فروخته ام. برای این که نگران آینده مان نشود، وانمود می کنم که دارم با تلفن حرف می زنم.
در آن لحظه متوجه شدم که این تلفن برای خانه نبود، بلکه برای همسرش بود که بیمار روی تخت خوابیده بود. از رفتار این زن و شوهر و عشق مخصوصی که بین شان بود، تکان خوردم. عشقی حقیقی که نیازی به بازی های رمانتیک و گل سرخ و سوگند خوردن و ابراز تعهد و شمع روشن کردن و کادو پیچی و از اینجور مسخره بازیها نداشت، اما قلب دو نفر را گرم می کرد.
🗞 @Ancients ⏳
من ﻫﯿﭻ ﻭﻗﺖ ﺟﻨﮕﺠﻮﯼ ﺧﻮﺑﯽ ﻧﺒﻮﺩﻡ ،
ﻓﺮﻣﺎﻧﺪﻩ ﻫﺮﺑﺎﺭ ﺩﺳﺘﻮﺭ ﺷﻠﯿﮏ ﻣﯽ ﺩﺍﺩ
ﺑﻪ ﺁﺧﺮﯾﻦ ﻧﺎﻣﻪ ﯼ ﺳﺮﺑﺎﺯ ﺩﺷﻤﻦ ﻓﮑﺮ مىﮐﺮﺩﻡ :
ﻫﻤﺴﺮ ﻋﺰﯾﺰﻡ
ﺑﻪ ﺩﺧﺘﺮﻣﺎﻥ ﺑﮕﻮ
ﭘﺪﺭﺕ ﺑﻪ ﺯﻭﺩﯼ ﺑﺎﺯ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﮔﺸﺖ
👤داود سوران
🗞 @Ancients ⏳
13.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📳 فیلمی دیده نشده از گزارش تلویزیون شوروی از وضعیت ایران پیش از انقلاب ( ۱۳۵۷)
در آن دوره ایران روزانه ۶ میلیون بشکه نفت میفروخت و جمعیت ایران فقط ۳۵ میلیون نفر بود.
@ancients
یکی از قدیمی ترین خانه های موجود در فرانسه، ساخته شده در سال 1491...
🗞 @Ancients ⏳
اولین موتورسیکلتی که از انگلیس به ایران وارد شد
همانطور که در تصویر میبینید اواخر دهه بیست اولین موتور سیکلتهای انگلیسی به ایران وارد شدند.
🗞 @Ancients ⏳
گیاهی عجیب شبیه به موی سر انسان که در مکانی به نام Tromsø در نروژ، یکی از شمالی ترین شهر های جهان پرورش می یابد.
🗞 @Ancients ⏳
سربازان عراقی کلاه شهدای ایرانی در منطقه " البیضا " را در کنار هم قرار دادهاند ؛ این عکس یکی از عکسهای برنده جایزه "وردپرس فوتو" در سال 1985
🗞 @Ancients ⏳