روایت ناصرالدین شاه از اولین حضورش در کازینو
رسیدیم به جای بزرگی، عمارت بزرگی بود، چراغهای زیاد داشت، گفتند اینجا کازینو است، ما نمیدانستیم کازینو چیست، خواستیم ببینیم، خسته هم شده بودیم، بلکه آنجا استراحتی بکنیم، داخل شدیم... اطاقها و تالارهای بزرگ مزین دیدیم، در همه چهلچراغ، گاز و الکتریسیطه... دیگر یک اطاق بزرگی بود، میزی در میان آن بود، قریب چهل نفر زن و مرد نشسته بودند دور آن، پرسیدیم چه میکنند گفتند اینجا باکارا بازی میکنند و رولت... ندانستیم چطور بازی میکنند...
اطاق دیگر همه جور اسباب بازی گذاشته بودند، تخته نرد و شطرنج و همه چیز... یک قطار راهآهن ساختهاند در روی صفحه و اسبابی دارد که دور میزند... در روی میز اسامی ده پانزده شهر از شهرهای فرنگستان را نوشتهاند، اشخاصی که بازی میکنند هر یک شهری را اختیار میکنند و پول روی اسم آن شهر میگذارند... بعد قطار را حرکت میدهند، تند میچرخد، خیلی تماشا دارد، بعد هر جا ایستاد، اسم هر شهر که باشد، حریفی که روی آن شهر پول گذاشته میبرد.
حقیقتا راحتگاه غریبی است، همه چیز در اینجا هست... چون دیدن و دانستن همه چیز خوب است عجب اتفاقی بود که اینجا را دیدیم، طرز قمار فرنگیها را تماشا کردیم. اما اطاق بازی اینجا را نمیتوان قمارخانه گفت، مردمان معقول آنجا بودند، بیصدا، آرام، مودب دور میز نشسته بودند، آدم تصور میکرد برای مشورت نشستهاند... اینطور اتفاقی دیدن اینجا بد نبود، تماشائی کردیم، تازگی داشت، گفتند یک دستگاه بازی در موناکو هست خیلی از اینها بزرگتر که برد و باخت در آنجا زیاد میشود. از کازینو رفتیم به هتل...
@ancients
کاروانی دردل شبی تاریک که چشم چشم را نمی دید به بیابانی رسیده و بنا شد تا روشن شدن هوا در آنجا توقف کند.
قافله سالارِ با تجربه که با راه و جزئیات آن آشنایی کامل داشت مرتباً به مسافران تاکید میکرد که زمین این بیابان پوشیده از گیاهانی است که بوی خوشی دارند از طرفی این بیابان پُراز سنگهای ریز و درشت نیز میباشد تا جاییکه در توان دارید از سنگها جمع آوری نموده اما مبادا از گیاهان جمع آوری کنید چرا که به زودی با فواید سنگها و مضرات گیاهان آشنا خواهید شد!
مدت اقامت ما کوتاه و غیر قابل برگشت خواهد بود لذا تا میتوانید از فرصت استفاده نمایید.
در این بین گروهی به سفارش قافله سالار عمل نموده و با پرهیز از جمع آوری گیاهان خوشبو شروع به گِردآوری سنگهای کوچک و بزرگ نمودند اما در مقابل، عده ای هم با این توجیه که حمل سنگها مشکل بوده از برداشتن سنگ خودداری و در عوض به کندن گیاهان خوشبو مشغول شدند.
پس از گذشت ساعتی طوفانی شدید وزیدن گرفت. قافله سالار برای رسیدن به اولین کاروانسرا ناچار به حرکت کاروان گردید و در اواخر شب مجبور شد کاروان را از روی پلی طولانی که بر روی رودخانه ای خروشان ساخته شده بود شد عبور دهد. دقایقی بعد از عبور آخرین نفر ، از شدت طوفان پل بزرگ در هم شکسته و فرو ریخت. با عبور کاروان از پل به تدریج از تاریکی هوا کاسته شده و دیوارهای کاروانسرا نیز از دور نمایان می گشت.
آنچه در این میان عجیب می نمود صدای همهمه و ناله کاروانیان بود که با روشن شدن تدریجی هوا بلند و بلندتر می شد! و اما با ورود کاروان به کاروانسرا و روشن شدن کامل هوا فریاد مسافران به اوج خود رسید.
قضیه از این قرار بود که با روشن شدن هوا معلوم شد سنگهایی که قافله سالار به جمع آوری آن توصیه نموده بود جواهرهای ارزشمندی بوده است
علت ناله و حسرت افرادیکه از آن سنگها برنداشته بودند مشخص بود اما از دلیل حسرت کاروانیانی که به همراه خود سنگ داشتند که سوال شد در پاسخ گفتند افسوس میخوریم که چرا به برداشتن همین مقدار از این جواهرات بسنده نمودیم!
دلیل دیگر ناراحتی و حسرت بسیاری از مسافران کاروان این بود که متوجه شده بودند گیاهان خوشبویی که به همراه دارند نوعی گیاهی سمی بوده که به محض برخورد با دستشان آنان را مسموم نموده است!
در واقع تمام کاروانیان از افسوس اینکه چرا به توصیه های قافله سالار عمل ننموده یا بطور کامل آن سفارشات را عملی نساخته بودند فریاد واحَسرتا سر داده بودند!
آری عزیزان حکایت این داستان حکایت دنیا و آخرت ماست!
دنیا به منزله آن بیابان تاریک ، قافله سالار به منزله بزرگان دین ، سنگها در حکم واجبات و کارهای نیک ، گیاهان خوشبو به مَثابه گناهان ، پل غیر قابل برگشت به منزله مرگ و روشنایی روز به منزله دنیای پس از مرگ می باشد!
تا فرصت داریم از غنیمتهای دنیا که همان واجبات و کارهای خوب میباشد بهره مند شده و فریب ظاهر جذاب گناهان را نخوریم که پشیمانی سودی نخواهد داشت👌
🗞 @Ancients ⏳
هدایت شده از #سهشنبههاے_امامزمانی💚🌷
💚🌷
مولای من!
ای ناگهان تراز همه ی اتفاق ها
پایان خوبِ قصه ی تلخِ فراق ها
ای وارثِ شکوه اساطیر،جلوه کن
تاگم شود ابهت این ادعاها…
” اللهم عجل لولیک الفرج ، وجعلنا من خیر أعوانه و أنصاره “
” اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم “
✿☆✿
#صبحانتظار
#صبح_مهدوی
#سه_شنبه_های_مهدوی
#اللهم_عجل_لولیڪ_الفرج
#سهشنبههاے_امامزمانی🌷
#سه_شنبه_های_امام_زمانی💚
💚💚💚🌷🌷🌷
وسیله ای برای شکستن دست ها اختراع کشیش های مسیحی قرن پانزدهم!
بوسیله اون، کشیش ها دست دانشمندان، هنرمندان و مجسمه سازان را که خلاف نظر اون ها حرکتی انجام میدادن، میشکستن.
🗞 @Ancients ⏳
روزی عارفی، مردم را به دور خود جمع کرده بود و از خدا برایشان سخن میگفت برایشان از شریعت و طریقت و معرفت و حقیقت سخن می گفت.
او مردم را آماده میکرد برای پاسخ به سوالهایی که حضرت حق از آنها در مورد حیاتشان، در مورد دوستیهایشان، در مورد عبادت هایشان، نماز و روزههایشان و... خواهد پرسید
درویشی که از آنجا می گذشت
رو به جماعت کرد و گفت:
حضرت حق این همه را نمی پرسد
فقط یک سوال میپرسد و این است:
من با تو بودم تو با که بودی؟
🗞 @Ancients ⏳
1.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
توضیحات 🔍
اکالیپتوس رنگین کمانی نوعی درخت است که به دلیل ویژگی منحصر به فردش در تغییر رنگ شناخته شده است و دارای پوسته ای است که به صورت نواری جدا می شود و لایه جدیدی از پوست زیر آن نمایان می شود. با جدا شدن پوست، سایه های مختلفی از رنگ ها مانند سبز، آبی، نارنجی و قهوه ای در معرض دید قرار می گیرد. با گذشت زمان، پوست به کنده شدن ادامه می دهد و نمایش خیره کننده ای از رنگ ها را در امتداد تنه درخت ایجاد می کند. این پدیده به این دلیل رخ می دهد که لایه های بیرونی پوست حاوی رنگدانه هایی هستند که با قرار گرفتن در معرض هوا و نور خورشید تغییر رنگ می دهند. اکالیپتوس رنگین کمانی بومی مناطق گرمسیری است و می تواند تا ۷۶ متر رشد کند.
🗞 @Ancients ⏳
15M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
بیسمارک، بزرگترین و خفن ترین ناو جنگی آلمان نازی
🗞 @Ancients ⏳
3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
گچ بری زیبا با الهام از طرح فرش ایرانی😍
🗞 @Ancients ⏳
8.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
اینجا تنگه شیرز، کوهدشت لرستان
#ایران_زیباست
🗞 @Ancients ⏳
شیطان گفت: دشمنیِ من با بشریت، از دشمنی تو با جان خویش بیشتر نیست ای كشیش.
تو به میكائیل آفرین می گویی،در حالی كه او برایت هیچ فایده ای نداشته است؛ و مرا دشنام می دهی، حال آنكه من مایهٔ راحتی و آسایش ات بوده و هستم.
مگر نه این كه وجود من، موجب رونق بازار تو و نامم سرمایه كسب و كار توست؟
اگر شیطان بمیرد و مبارزه با او منتفی گردد، چه شغلی را بر عهدهٔ تو خواهند نهاد؟ تو كه پدر روحانی هستی، چطور نمی دانی كه تنها وجود شیطان می تواند سیم و زر را از جیب مؤمنان،به جیب های واعظان و سخنوران سرازیر می كند؟
تو كه عالمی دانا هستی،چطور نمی دانی كه با نابود شدن علت، معلول نیز از بین می رود؟ چطور راضی می شوی كه من بمیرم و تو، جایگاه خود را از دست بدهی و نان زن و بچه ات را آجر كنی؟!
( جبران خلیل جبران )
🗞 @Ancients ⏳
کارت اعتباری دوران هخامنشیان را ببینید!
پادشاهان ایرانی در دوره ﻫﺨﺎﻣﻨﺸیان کارت های اعتباری را برای مقامات حکومتی خود طراحی کرده بودند که کار کارتهای اعتباری امروز را انجام می داده است.
در دوران هخامنشیان به مسافرانی که به دستور پادشاه سفر می کردند مانند قضات , حسابداران , حسابرسان و کارشناسان امور گوناگون مقامات حکومتی و ... لوح های لی داده می شد که کاربردی شبیه به کارت های اعتباری امروزی داشت. به این ترتیب که سقف هزینه های سفر مسافران مامور دربار روی آن ها ثبت می شد و صاحبان این لوحه ها می توانستند در ایستگاه های بین راهی , آن ها را به ماموران حکومتی نشان دهند و از خدمات و امکانات اقامتگاه های ویژه استفاده کنند.
نمونه های بسیاری از این لوح ها در دانشگاه شرق شناسی شیکاگو نگهداری می شدند و در سال ۸۳ همراه با ۳۰۰ لوح دیگر از این دست به ایران برگردانده شدند.
🗞 @Ancients ⏳