نمیدونم داستانش چیه، ولی خوشحالی آدمایی که دوستشون داری، حتی از خوشحالی خودتم بیشتر بهت میچسبه .
فقط اونجا که پوبون میگه: بیا حالم و خوب کن، چون میتونی، سین نمیکنی ولی داری میخونی !
سم بودن فقط اونجا ک وسط گریه خمیازت میاد
اصا تمام فاز و حس و همه چیو پرت میکنه ب کنار
میگفت :
ببین تو به یکی ۱۰ روز خوبی کن
صبحها اول به اون پیام بده
شبها بذار اونی باشه کا با فکرش میخوابی
اول تو بهش پیام بده ، واسش اهنگ بفرس
هرکاری که میدونی قشنگه، اما فقط ده روز
روز یازدهم و روزای بعدش تو هیچی نگو ،ساکت باش
بذار اون بیاد !
ببین اگه اومد که خوشبحالت ،
اگر هم نیومد به سادگی و قلب احمقت بخند !