- دیگه کسیو نمیشه جدی گرفت!
کسی اونقدر واقعی نیست که بوی موندن
بده کسی اونقدر شبیهت نیست که بتونی از
بغضات واسش بگی،کسی اونقدر دوستت
نداره که از جهان نترسی،کسی نیست ؛
این دنیا از درون خالی شده. . )!
حس میکنم هنوز خیلی برای این حس و حالم سنم کمه.
انگار بود و نبود این زندگی برام مهم نیست.
زندگیم هرروز تکراری تر از دیروزه.
برای سال نو هیچ ذوق و شوقی نداشتم.
با خانوادم بیرون نمیرم.
با دوستام یکی یکی قطع ارتباط میکنم.
و حوصله ی هیچ رابطه ی احساسی رو ندارم.
تو بی حسی مطلق دارم دست و پا میزنم.
انگار تو کمام..
تو کاری کردی حس کنم من مثل اون لباستم
که خیلی وقته توی کمدت مونده و هردفعه
که میخوای بندازیش دور با خودت میگی
شاید بعدا لازمم شد...
اَما مِه بود
و بوی چوبِ سوخته
و خاکِ خیس و باران و تنهایی .
عادی بود دلتنگت باشم .
عادی نبود ؟
ما نسلِ نمکنشناسی شدهایم ،
خطرناکترین بیماری قرن
خیلی آرام بینمان نفوذ کرده .
تب نکردهایم
نمردهایم
تلفاتی نداشتهایم ،
فقط به شدت
نسبت به آدمهای خوب اَطرافمان
بیتفاوت شدهایم .
گذشتن اَز احساسِ دیگران
برایمان عادی شده .
هر روز نگاهمان بازاریتر میشود .
در روابط دنبال منفعت میگردیم
نه محبت !
دیگر برایِ دلمان کاری نمیکنیم ،
و خیلی وقت اَست
که جواب خوبیها خوبی نیست !
ما نسلِ نمک نشناسی شدهایم .
خطرناکترین بیماریِ قرن !
تب نکردهایم ،
نمردهایم .
فقط از آدم های اَطرافمان
نردبان ساختهایم نردبان !
ابر های همه عالم شب و روز در دلم میگریند
ورنه لبخندِ لبم همهاش تکراریست
همهاش کذب و تمامش خالی است
قاصدک.. اینجا بیا که تو را منتظرم..!
حس دلتنگی خیلی عجیبه .
یه فلسفه بیمنطقِ !
دلت تنگ میشه برای آدمی که
بهت خیانت کرده در حالی که ازش متنفری .
دلت تنگ میشه برای آدم
خودخواه و دیوانهٔ زندگیت .
دلت تنگ آدمایی میشه
که حالت ازشون بهم میخوره ،
دلت دیدن دوباره بدترینهایِ
زندگیت رو میخواد .
بعضیوقتها نمیفهمم
این دل چرا اینکار رو میکنه
ولی خیلی احمقه خیلی...
کاش یکی مثل شاملو اینجوری قلب آدمو لمس کنه:
قلب من به این امید میتپد که تو هستی
تویی وجود دارد
که من میتوانم آن را ببینم
او را ببوسم
او را در آغوش خود بفشارم
و او را احساس کنم... :)✨
دیگه هیچ وقت نمیگم این یکی با همه فرق
داره، تهش بودنِ همشون ختم میشه به اینکه
قلبتو از وسط هزار تیکه کنن.