خیلی طول میکشه تا بفهمی بعضی آدما بی هیچ قصد و غرضی وارد زندگیت شدن چون تشخیص این آدمای واقعی با اونایی که تظاهر به خوبی میکنن خیلی سخته
بعضی وقتا یهجوری میشی که نه حوصله خودتو داری، نه حتی حوصله کارایی که از ته دل بهشون علاقه داری نمیدونی دلتنگی، از چیزی ناراحتی، عصبی هستی، اصلا نمیدونی چته؛ دقیقا خود عالم برزخ
نه میتونی خوب باشی، نه میتونی ناراحت باشی، فقط ناچار لحظه هارو میگذرونی
یک نوع سکوت هم داریم که بهش میگن "سکوت کردن در مقابل اذیت کردن های طرف مقابل صرفا بخاطر اینکه از دستش ندی" که غمگین ترین نوع سکوت کردن هستش.
کسی را مجبور نکن که روحت را در آغوش بگیرد!
زیرا عشق مانند دین است هیچ اجباری در آن نیست...
همیشه دلم خواسته بدانم لحظههای تو بی من چطور میگذرد؟ وقتی نگاهت می افتد به برگ، به شاخه. به پوست درخت، وقتی بوی پرتقال می پیچد، وقتی باران تنها تو را خیس میکند! وقتی با صدایی بر میگردی پشت سرت من نیستم...!