تو زندگی ی مرحله ای هست که فقط میشینی و نگاه میکنی ، نه می خندی ، نه گریه میکنی ، نه عصبانی میشی ، خنثیِ خنثی ، به گذشتت فک میکنی ، به تموم چیزایی که برات مهم بودن و حالا بهشون حسی نداری ، به آیندت فک میکنی ، که چقدر مبهمه ، چقدر ترسناکه ، چقدر همه چی پوچ و بی معنیه.