یه جا خوندم نوشته بود:
توی خلوتم میشینم برات گریه میکنم، ولی وقتی میبینمت یجوری از کنارت رد میشم انگار وجود نداری؛ آدمیزاد یه وقتا مجبوره دیگه..
حالا نیاز نیست دقیقاً بدونی طرف چشه، یهسری جملهها هست که کلاً تسکینِ هر دردیه. مثل من کنارتم، باهم درستش میکنیم، تنها نیستیا، بیا اصلا دوتایی باهم غصه بخوریم.
نوشته بود :
ناامید امیدوار دیده ای؟
خسته ی پر تلاش چه؟
غمگین سرحال و دلگیر شاداب چطور؟
من خودم،خودم را ناقص میکنم؛
جایی دورتر از خودم ایستادهام به تماشای کسی که جای من زندگی میکند
چه بیرحمانه تنهاست و چه به ناچار قوی.
امروز گوشیم صدای نوتیفیکیشن عجیبی داد ، یه صدایی که مخصوص ی بندهخدایی بود و یک سالی بود که ازش نوتیفیکیشن نداشتم ، پشت میز تو شرکت نشسته بودم گوشیم به شارژ بود یهو صداش اومد ؛ حتی پانشدم از جام فقط گفتم :
عه چقدر دیر :))