- گفت : درون قلبت چیست؟
+ گفتم : غم و رنج
- گفت : "بگذار همانگونه بماند ،
زخم همان جایی ست که نور واردت میشود .
مادامی که به تو فکر میکنم ،
از هر آنچه که تو در آن نمیگنجی
فاصله میگیرم . . .
فاصله ای ، به بلندای یك خیال ؛
و البته خیالی که تو در آن نقش بسته ای .
من از اینجا خواهم رفت ؛
و فرقی هم نمیکند
که فانوسی داشته باشم یا نه .
کسی که می گریزد ،
از گم شدن نمی ترسد . . !
اگه حتی یه شانس کوچیک برای به دست آوردن چیزی که دوس داری وجود داره
ریسک کن وگرنه بقیه عمرتو صرف فکر کردن بهش میکنی.