آندیا!
- امشب یه استوری دیدم تو اینستا پرسیده بود شروع قصهتون از کجا بود ؟!
پسره هم جواب داده بود :
حقیقتا مثل مادرم دوسم داشت ، اینطور شد ك عاشقش شدم ؛🫀'
پسره تو پیاده رو دختره رو بغل کرده بود و داد میزد :
- غلط کردم گفتم دلم برات تنگ نمیشه ؛)))
- تا اطلاع ثانوی بخاطر آینده ی مبهمی ك دارم ،
از هرگونه دوست داشتن و دوست داشته شدن میترسم .