بعضی وقتا از ته دل برای خودم
گریه میکنم و به این فکر میکنم
چقدر رنجم عمیقه که اینطوری
دلم برای خودم میسوزه؟
بعضی وقتا حس میکنم با تموم
وجود دارم درد میکشم و به روی
خودم نمیارم ، ولی روحم به قفسه
سینم مشت میزنه و ازم خواهش
میکنه اجازه بدم بره بره و . . .
دیگه به این دنیا برنگرده :))!
از پنجره به پیادهرویِ مملو از جمعیت نگاه کرد ، گفت میبینی؟ لباس هایی هستند که راه میروند ، دروغ میگویند ، عاشق میشوند ، میمیرند ... کمتر لباسی آن بیرون هست که درونش " انسان " باشد ؛ به راستی که دنیا رختکنِ بزرگیست.
آندیا!
به قول محمود درویش : نبودن ، تو را میکُشد؟ مرا حضوری که شبیه نبودن است میکُشد .
اونجا که عباس معروفی میگه :
- زمانی از دستدادن برای ِ من ، فاجعه بود !
بعدها آنقدر از دست داده بودم ، که به مرور یاد گرفتم ، دیگر چیزی برای از دستدادن ندارم . . :)!'
همیشه باید بجنگی ، مخصوصاً اگه فکر میکنی قراره ببازی. اتفاقاً همون موقعست که باید سخت تر از همیشه بجنگی.