بیحوصلهام! مثل کافکا، وسطِ نامه به فلیسه؛
«نامه را همینجا رها میکنم و به رختخواب میروم. البته نه از سرِ خستگی، که از رویِ ناامیدی.»
آندیا!
- از لحاظ روحی نیاز دارم . . یکی صورتمو با دوتا دستاش بگیره تو چشام نگاه کنه و بگه همه چی میگذره من
- از لحاظ روحی نیاز دارم . .
یه چشم ابرو مشکی ، سر به زیر ، از اینا ك فرمون ُ با یه دست میگیره لی لی به لالام بزاره :)!﮼
یادمه یه روز که ناراحت بودم واسه اینکه بقیه نپرسن چته تظاهر کردم خوشحالم...
اون یه روز شد دو روز.
شد یه هفته.
یه ماه.
یه سال.
و عادت کردم ...